حکایت خلیفه بخشنده تراز حاتم طائی2

  بادیه نشین تنگدست در اعتراض زن:

عاقل اندر بیش و نقصان ننگرد2289

زانکه هر دو همچو سیلی بگذرد

تمثیلات:

هزاران جانور چون فاخته و بلبل بی اضطراب با خوشی زندگی می کنند و این خوشی شان شکر نعمت خداست.

این همه غم ها که اندر سینه هاست

از بخار و گرد بود و باد ماست2296

اما آدمی در نتیجه خودخواهی و دلبستگی در کفران ناخشنودی است.

-غم ها مثل داس اند.

-هر رنجی پاره ای از مرگ و درد  و فرستاده مرگ است.اگر ناراحتی ها را هضم کردی و برایت شیرین شد مرگ هم برایت شیرین خواهد بود.

-هر که شیرین زندگی می کند(شیرینی ناشی از تن پرستی)او تلخ می میرد.مثل گوسفند فربه که زودتر سر می برند.

-زن و شوهر جفت هستند مانند جفت کفش و دو لنگه در که بابد مطابق هم باشند.هیچ وقت دیده اید که جفت شیر گرگ باشد؟

-دو طرف بار شتر باید متعادل باشند. مرد سوی قناعت و زن شناعت و سرزنش برود تعادل در این جفت نیست.

پاسخ زن:

کبر زشت و از گدایان زشت تر

2318 روز سرد و برف و آنگه جامه تر

تو مرا جفت خود مخوان من جفت انصافم نه جفت آدم فریبکار. تو از شدت فقر ملخ را در هوا رگ می زنی و مانند نی شکم تهی دایم در ناله ای

  شرح تمثیلی مثنوی

کانال آرامش و پرواز روح