دریافت هایی از خواجه شمس الدین حافظ شیرازی(لسان الغیب)

مقدمه2.حال خوش حافظ کلید تفسیر تمامی غزلیات اوست:
ابیات او از چشمه حال خوشش می جوشد و خاطر اندوهگین را دوست ندارد
کی شعر تر انگیزد خاطر که حزین باشد
یک نکته از این معنی گفتیم و همین باشد
تاکید می کند که کلید همین حال خوش است.
گاهی حال خوش آمده است(بسط) و طبل پادشاهی را بر بام سعادت باید کوبید:
کوس نودولتی از بام سعادت بزنم
گر ببینم که مه نو سفرم باز آید
مه نو سفر همین حال خوش اوست.
و گاهی در فراق این حال است (قبض):
یوسف گمگشته بازآید به کنعان غم مخور
کلبه احزان شود روزی گلستام غم مخور

وقتی به حال خوش می رسد ادعاهای بی نظیر حافظ آغاز می شود بی تردید او خودش را تمام هستی می بیند آری او از غیب الهام می شود:
گدای میکده ام لیک وقت مستی بین
که ناز بر فلک و حکم بر ستاره کنم
در زمان مستی این حال خوش به ستارگان فرمان می دهم.
پیشینه حال خوش حافظ:
عشقت رسد به فریاد گر خود بسان حافظ
قرآن زبر بخوانی در چارده روایت
یکی شدن با جان قرآن، دعای سحرگاهی، وصول به ژرفای عرفان دلیل حال خوش اوست.
ژرفای عرفان کمک کرده است تا حافظ جهان را جلوه دوست ببیند و به این هنر دست پیدا کند که عشق خداوند را در بت چارده ساله ببیند و این کلید حل معمای بحث برانگیز اشعار اوست که آیا معشوق او زمینی است یا آسمانی؟
تفسیر غزلیات او بر این اساس با استعانت از جان متصل "خواجه" تقدیم می شود.
دکتر مهدی صحافیان
آرامش و پرواز روح