پلکان ثانیه‌ها

زمان را وارونه کردی
و من پلکان ثانیه‌ها را به شوقت بالا می روم!
۴ مهر ۱۴۰۳
دکتر مهدی صحافیان
آرامش و پرواز روح

کلمات سقراط در بیخودی و عشق ۱


نوعی دیوانگی هست که هدیه خدایان است و سرچشمه همه نیکی‌هایی که خدایان برای آدمیان می‌فرستد، چه الهام یافتن از غیب هم نوعی دیوانگی است و می‌دانیم غیب‌گویان معبد دلفی و کاهنان ددنا در اثر الهامات خیر و برکات فراوان به اهالی یونان ارزانی داشته‌اند .
در روزگار دیرین حالت خلسه و بیخودی چیزی نبوده که مایه شرمساری باشد و آن را هنر "بیخودی از خود" می‌خوانند.
نوع دیگری هم از دیوانگی هست که مسبب آن فرشتگان هنرند این فرشتگان به ارواح پاک الهام می‌بخشند و در اثر این الهام است که شخص نغمه‌های زیبا سر می‌کند... بر عهده من است که نشان دهم بی‌خودی عشق بزرگترین بخششی است که خدایان به آدمیان کرده‌اند.هدیه‌ای است که خردمندان آن را با آغوش باز می‌پذیرند اما کم‌خردان از پذیرفتنش بیم دارند(چهار رساله افلاطون، ترجمه محمود صناعی،۱۳۳-۱۳۴)
دکتر مهدی صحافیان
آرامش و پرواز روح

امتداد

تو امتداد حلاوت سلوکی!

و دیدارت موهبت خلسه عارفان!

1403/2/4

دکتر مهدی صحافیان

آرامش و پرواز روح

انتهای هفت وادی

تو نهایت وادی های سلوکی!
در انتهای هفت وادی، نشسته‌ای
مرا به جاودانگی می‌خوانی!

۴ فروردین ۱۴۰۳
دکتر مهدی صحافیان
آرامش و پرواز روح

معرفی کتاب کدهای انرژی دکتر سو مورتر(پزشکی کوانتومی) ۹

هفت کد انرژی یک نقشه راه برای زندگی با ضمیر روحانی است.هر یک از کدها با یک چاکرا که به ترتیب که از پایین ستون مهره‌ها تا تاج سر قرار گرفته‌اند ارتباط دارد.
۱-کد اتصال: بازگشت به درون. ما تلاش می‌کنیم راه زندگی بهتر را با اندیشیدن پیدا کنیم و باور داریم که فقط ذهن وجود دارد. انرژی خامی که در درون ما حرکت می‌کند یک واقعیت متفاوت است.
با این کد، تمرکز به سمت درون جسم مادی تغییر جهت می‌دهد و ما به هسته انرژی یا همان ضمیر روحانی نزدیک می‌شویم.
۲- کد احساس( زبان روح): پس از این پیوند، دستگاه اعصاب حسی را بیدار می‌کنیم.همان‌طور جابجایی انرژی را حس می‌کنیم. یک گفتگوی الهی میان خویشتن حقیقی و ذهن ما آغاز می‌شود.
۳- کد پاک سازی: می‌توانیم به ناخودآگاه خود دری باز کنیم و باقی مانده تجربیات به دام افتاده را حل کنیم و انرژی به دام افتاده را در کل سیستم به جریان اندازیم و به طور هم‌زمان بتوانیم انرژی لازم برای به حقیقت رساندن آرزوها را با نزدیک شدن به زندگی کامل( همراه ضمیر روحانی)کسب کنیم.
۴- کد قلب: فرکانس نوسانی که به عنوان عشق تجربه می‌کنبم، انرژی ضمیر روحانی است.این انرژی ماهیت واقعی ما و بالاترین نوسانی است که در فرم دنیوی تجربه می‌کنیم. این انرژی یک حلال جهانی برای از بین بردن همه گرفتگی‌ها و اختلال‌ها و شفای همه زخمهاست، اما بر خلاف باور ما که نیاز داریم عشق را از بیرون به دست بیاوریم، قدرتمندترین احساس عشق را در درون خود خواهیم داشت.پس از آن مدارهای عصبی را برای فعال سازی ضمیر روحانی کامل می‌کنیم.
۵- کد تنفس: قرار زندگی- به ظهور رساندن اندیشه‌ها: وقتی نفس انرژی بنیادی را به درون گرفتگی‌های انرژی می‌دمیم، ضمیر روحانی تقویت می‌شود و شخصیت محافظت کننده( زیرساخت استرس‌ها) ضعیف‌تر می‌شود.
۶- کد شیمی: کیمیای تجسم: باید به صورت فعالانه زندگی‌ای که دوست داریم را از درون خلق کتیم. بدن مادی و ذهن که پیوسته در حال تلاش برای زنده ماندن هستند مواد شیمیایی بر پایه استرس را تولید می‌کنند.کد شیمی شما را به حالت ایمنی تغییر می‌دهد و به حضور بیشتر ضمیر روحانی کمک می‌کند.
۷- کد روح: جایی که کثرت به وحدت تبدیل می‌شود.سیستم ما طوری طراحی شده است تا ارتباط و وحدتی را تجربه کند که همان واقعیت ما در سطح انرژی است با رسیدن به این کد به زندگی بالاتر از سطح جنگ و گریز رسیده‌ایم به حالت آفرینندگی و زندگی به عنوان ضمیر روحانی ص ۱۱۰-۱۱۳
دکتر مهدی صحافیان
آرامش و پرواز روح

معرفی کتاب کدهای انرژی دکتر سو مورتر(پزشکی کوانتومی) ۸

- ذهن مشاهده‌گر و شاهد:
بخش قدیمی مغز نمی‌توانند بلکه باید از ذهن غریزی که می‌تواند با ضمیر روحانی ارتباط برقرار کند استفاده کنیم.
انیشتین: ذهن غریزی یک نعمت مقدس است و ذهن منطقی یک خادم وفادار. ما خادم را گرامی می‌داریم و نعمت را فراموش می‌کنیم.
تمثیل: ذهن متفکر و واکنشی مثل پنکه سقفی است که با سرعت حرکت موجب توقف جریان ملایم انرژی ضمیر روحانی می‌شود. یک نسخه از زندگی در ورای حرکت سریع پره‌های پنکه ذهن نشسته تا با آن ارتباط برقرار کنیم و به پتانسیل کامل خودمان برسیم، اما اول بابد چرخش این پره‌ها را کند کنیم.
کدهای انرژی یک روش قدرتمند با استفاده از ذهن، بدن و تنفس برای این کار فراهم می‌آورد.
هنگامی که از ذهن مشاهده‌گر استفاده کنیم، حرکت آن آهسته می‌شود چون فرکانس بدن و ذهن مادی از ذهن غریزی و ضمیر روحانی پایین‌تر است. این‌جاست که به طبیعت و خود زمان نزدیک می‌شویم( امواج مغزی آلفا)پس از آن به عنوان آگاهی خالص توانایی پیدا می‌کنیم که زندگی را پر از موهبت ببینیم.
ارتباط ذهن با بدن مادی:
پس از کاهش سرعت تفکر چرخشی، ذهن از تمرکز و اراده خود برای اتصال انرژی ضمیر روحانی با بدن مادی استفاده می‌کند.هنگامی که نه با ترس و حالت دفاعی بلکه با دانایی و عشق به پیش رویم, ضمیر روحانی ما را بدون هیچ‌گونه دردی در مسیر تکامل به پیش خواهند برو.
نقش تنفس:
اهمیت نفس کشیدن برای ادامه حیات روشن است.ولی از تمرین‌های عمده مدیتیشن نیز هست.
تنفس سطحی و سریع برای ذهن واکنشی است. تنفس آرام، آگاهانه و عمیق در قسمت پایین ریه‌ها موجب آرامش ذهن و بدن( با به کار افتادن عصبهای پاراسمپاتیک) می‌شود.
در حالت تنفس عمیق ذهن از حالت تلاش برای زنده ماندن به حالت خلاق تغییر می‌کند و ما را به عمق زندگی می‌برد.
روش کار تنفس:
تنفس موجب می‌شود انرژی فرکانس بالای ضمیر روحانی با بخش‌های فرکانس‌پایین سیستم ما ادغام شود که موجب افزایش نوسان و بیداری آگاهی در مکان‌های خاموش می‌شود و همه مدارها روشن می‌شوند.۱۰۴-۱۰۵
دکتر مهدی صحافیان
آرامش و پرواز روح

معرفی کتاب کدهای انرژی دکتر سو مورتر(پزشکی کوانتومی) ۷

روح نیروی درمان کننده در زندگی ماست.از این‌رو وقتی ماهیت انرژی( خود واقعی ما) به صورت کامل به گردش درآید درمان در همه سطوح رخ می‌دهد‌.
اما چگونه باید خود را به سطح انرژی ضمیر روحانی برسانیم؟
باید یک رویکرد کلی‌گرایانه داشته باشیم که شامل همکاری با ذهن، بدن و روح باشد.
باور صحیح: ما یک روح از جنس انرژی هستیم که یک بدن دارد و یک ذهن هم دارد. بدن و ذهن ابزارهایی هستند که به ما کمک می‌کنند بهشتی‌ترین زندگی را بر روی زمین داشته باشیم.
ما فقط موجودات روحانی نیستیم که یک تجربه مادی و دنیوی انجام می‌دهیم بلکه تجربه روحانی را در انتهای طیف انرژی( دنیا) انجام می‌دهیم.
تفاوت این دو خیلی زیاد است.هر چیزی در بدن رخ می‌دهد نخست در سطح انرژی رخ داده است.
-بدن ابزار روح
-استفاده روح از این ابزار برای گفتگو با ذهن آگاه
نقش ذهن
-شخصیت محافظت کننده: ذهن هم بدن مادی و هم هویت شخصیتی ما را در امان نگه می‌دارد پس با مقایسه گذشته هورمون‌های استرس را به درون بدن می‌فرستد چون درگیر جنگ با محیط است.۱۰۱-۱۰۳
دکتر مهدی صحافیان
آرامش و پرواز روح

معرفی کتاب کدهای انرژی دکتر سو مورتر(پزشکی کوانتومی) ۶

باید مدارهای انرژی خود را گسترش داد تا در تجربه‌های زندگی( همه اتفاقات خوب یا بد)خود مشارکت کنیم نه این‌که به منظور در امان ماندن آنها را دور بزنیم.
آنگاه که ما مدارهای انرژی خود را که خاموش بوده‌اند، روشن می‌کنیم، آگاهی خودخواسته را از روح در آن چاکرا آغاز می‌کنیم و وقتی حیات به مکان‌های خاموش برگشت، خود بخود کل سیستم به سلامتی و سرزندگی برمی‌گردد.
ما معمولا درمان را در حل کردن مشکل می‌بینیم اما چنین نیست. وجود نیروی بنیادی حیات یک حالت سلامتی بی‌نقص است که ناکارآمدی و بیماری نمی‌توانند در آن حالت وجود داشته باشند.
تجربه سارا موفقیت در روشن کردن مدارهای انرژی را نشان می‌دهد. پیش از دوره سطح ۱ در بیان درونی‌ترین واقعیت‌های خود مشکل‌ داشت.او اضطراب و سرکوب احساسی زیادی را تجربه کرده بود. سارا کشف کرد که با بیان واقعیت اجازه می‌دهد حقیقت وجودی‌اش به بیرون بتابد و مرکز درونش به لرزه می‌افتد.پیش از این احساس نکرده بود در امان است و از او استقبال می‌شود و این مقاومت بر سیستم انرژی او تاثیر منفی گذاشته بود.
او یاد گرفت که انرژی هر یک از چاکراهای خود را روشن کند و تجسم ضمیر واقعی خود را آغاز کرد.او شفا پیدا کرده است سندروم روده، بیماری پوستی، دیسک و درد مفاصل کاملا از بین رفته لکه های نوک سینه و احتمال سرطان از میان رفته است. او با لذت کدهای انرژی را به دیگران آموزش می‌دهد تا به آنها کمک کند.
بنابراین هدف کدهای انرژی این نیست که مشکلات را با روش متخصصان انرژی‌درمانی درمان کند بلکه هدف این است که شما تجسم کامل‌ترین ضمیر خود باشید و البته به عنوان یک نتیجه جانبی موجب درمان در همه زمینه‌های زندگی می‌شود.۱۰۱-۱۰۴
دکتر مهدی صحافیان
آرامش و پرواز روح

معرفی کتاب کدهای انرژی دکتر سو مورتر(پزشکی کوانتومی) ۵


ضمیر روحانی دارای مدارهای الکترومغناطیسی است، که در سنت‌های شرقی آن را شبکه نصف النهاری توصیف می‌کنند، که در بدن ما کشیده شده است. این شبکه دستگاه اعصاب مرکزی ما را زنده می‌کند و ما می‌توانیم ظرفیت آن را پرورش دهیم تا انرژی ضمیر روحانی در آن جاری شود.اگر مانع یا گرفتگی بر سر راه آن قرار گیرد( موقعیتی که نمی‌دانیم چگونه به صورت ذهنی یا احساسی با آن کنار بیاییم) انرژی خاموش یا پراکنده می‌شود.
داستان آنجلا این نکته را نشان می‌دهد: او در خانواده‌ای بزرگ شده بود که عضو یک فرقه بودند و به صورت دردناکی از نظر ذهنی، احساسی و جنسی با او بدرفتاری می‌شد.پدر و مادر او از نظر روانی بیمار بودند و کسی را نداشت تا در مورد آسیب‌های وحشتناک زندگی‌اش صحبت کند.او مدارهای انرژی‌اش را بسته بود تا بتواند زنده بماند.از باز کردن قلبش برای اعتماد و عشق به شدت وحشت داشت.
هنگامی‌که از کدهای انرژی استفاده کرد، حقیقت عمیق قلبش را کاملا متحول کرد. جسم او بر اثر کم‌خونی، عفونت سینوس‌ها و پرده‌های گوش، افسردگی عمیق و ... تحلیل رفته بود. سرطان سینه را در او تشخیص داده بودند اما بهبودی خود را به حساب کدهای انرژی نسبت می‌دهد.امروز آنجلا خوشبخت است و یک زندگی الهام‌بخش دارد. نقاشی می‌کند، باغبانی می‌کند به سفر می‌رود و از روابط اجتماعی لذت می‌برد. او همچنان به گسترش مدارهای انرژی خود ادامه می‌دهد. ۹۹-۱۰۰
دکتر مهدی صحافیان
آرامش و پرواز روح

معرفی کتاب کدهای انرژی دکتر سو مورتر(پزشکی کوانتومی) ۴

ما داستان‌های غم‌انگیز سطح زندگی را باور می‌کنیم و از هدف کیهانی زندگی که در زیرساخت آن است آگاه نمی‌شویم.ص۸۰
زندگی خود را به صورتی ببینید که هر مشکل یک پروژه است هر دردسر پرسشی است که پاسخ آن را باید از عمق درونتان آزاد کنید. هر گرفتگی در سیستم شما بخشی از ماهیت شکوهمند شماست که بسته بندی شده و کنار گذاشته شده است.انگاه که این بسته ها باز شوند و به جریان روان انرژی شما وارد شوند، عمیق‌تربن فراوانی و موهبت به سطح آگاه زندگی می‌آیند و سرافرازی، خلاقیت، احترام و جادویی‌‌ترین زندگی را برایتان آشکار می‌کنند. ص۸۲خبر خوش این است که شما همین حالا در مسیر رسیدن به کمال هستید. این طراحی سيستم شماست. دردسرها و عوارض ظاهری را برای این که بدانید انرژی‌تان پراکنده است به شما ارائه می‌دهد.هنگامی که این عوارض را حل می‌کنیم یا با آنها کنار بیاییم( وقتی هدف آنها را بدانیم)به فرکانس‌های بالا در ماهیت وجودی خودمان مانند شجاعت، هم‌دردی، عشق، لذت و پذیرش دسترسی پیدا می‌کنیم ۸۴
ما آنچه مانع حرکتمان می‌شود را مانع و سد می‌بینیم. این یک سوء تفاهم است.اگر همه چیز انرژی است در همه جا جریان دارد جز آنجا که نمی‌توانیم آن را به جریان بندازیم و این به دلیل نبود انرژی نیست بلکه به دلیل نبود آگاهی از انرژی است.
تجسم بیداری است.ذهن و آگاهی ما باید بیدار شود و حضور ضمیر روحانی را در بدن درک کند ۹۹
دکتر مهدی صحافیان
آرامش و پرواز روح

بیت پرکاربرد و دارای ایهام سعدی: "یکی بر سر شاخ و بن می‌برید"/خداوند بستان نگه کرد و دید

چه نیکی طمع دارد آن بی‌صفا

که باشد دعای بدش در قفا؟

چو بختش نگون بود در کاف "کن"

نکرد آنچه نیکانش گفتند کن

چه گفتند نیکان بدان نیک‌مرد؟

تو برخور، که بیدادگر بر نخورد

گمانش خطا بود و تدبیر سست

که در عدل بود آنچه در ظلم جست

یکی بر سر شاخ، بن می‌برید

خداوند بستان نگه کرد و دید

بگفتا گر این مرد بد می‌کند

نه با من، که با نفس خود می‌کند(گلستان- باب عدل و تدبیر رای)

-درک سپاس‌گزاری از خداوند منوط به تعمق در همین موضوع است، بسیاری از گلایه‌های ذهنی و قلبی و یا حتی زبانی ما از خداوند، زمانی است که دارای سطحی از برخورداری هستیم و برای رسیدن به سطح بالاتر تلاش می‌کنیم. تلاش و آرمان‌گرایی خوب است، اما چشم پوشاندن از نعمت‌های خداوند و نداشتن احساس رضایت همان کفر(پوشاندن) و نابینایی است.

-اگر انسان در بسیاری از اندیشه‌ها و داوری‌هایش دقیق شود، می‌بیند که بر پایه‌ و سطحی ایستاده و گلایه و اندوه دارد، که با این کار، گویا همان شاخه را می‌برد.

-سنت‌ها و فرهنگ‌های دیرین در مواجهه با عصر مدرن و پسامدرن، حتی نمی‌دانند بر روی چه شاخه‌ای ایستاده و قدر دستاوردها را نمی‌دانند. سردرگمی ناشی از طوفان تمدنی در میان همگان موج می‌زند. از این رو مصداق "یکی بر سر شاخ و بن می‌برید" می‌شوند.

-فرزندان در دوره مدرن و پسامدرن اندیشه‌های سنتی را ناخوش دارند، اما نمی‌دانند که بزرگ شدن و تربیت‌شان بر اساس همان سنت‌ها بوده است.

- مردم و حاکمان یک مجموعه پیوسته‌اند و ناهماهنگی و بدخواهی برای یکدیگر نیز مصداق "یکی بر سر شاخ و بن می‌برید" است.

-در یک سازمان افراد می‌توانند تصمیمات، عملکرد و یا نگرش‌هایی داشته باشند که مخالف اساس‌نامه آن سازمان باشد.

دکتر مهدی صحافیان
آرامش و پرواز روح

-

معرفی کتاب کدهای انرژی دکتر سو مورتر(پزشکی کوانتومی) ۲

بیداری: تغییر از درد به سعادت= چرخش کوانتومی
توضیح: در فیزیک خطی تیله تا یک فاصله از شیب بالا می‌رود سپس از سرعتش کم می‌شود تا به حالت سکون می‌رسد، سپس به آهستگی به سمت عقب حرکت می‌کند.سناریوی فیزیک کوانتوم: تیله به سمت بالای شیب می‌رود و بدون آنکه از سرعتش کم شود یا به حال سکون برسد در جهت مخالف به حرکت در می‌آید. اتم‌ها می‌توانند به طور لحظه‌ای تغییر وضعیت دهند(چرخش کوانتومی)۴۹
هنگامی که روح با آگاهی همراه می‌شود انسان بیدار می‌شود و به حقیقت خودش می‌رسد و ما آرامش را می‌شناسیم.ما برای همین به دنیا آمده‌ایم، برای کشف ماهیت روحانی و انرژی خودمان.
ما به دنیا آمده‌ایم تا الوهیت خود را در درون انسانیت خودمان بیدار کتیم این که بهشت را بر روی زمین تجربه کتیم و آنچه که من زمین- آسمانی می‌نامم و یک فضای یکپارچه است را زندگی کنیم.۴۲
دو روی سکه
شیر: تلاش برای آفرینندگی
خط: تسلیم بودن و تلاش برای بقا ۴۴
آفرینندگی و کمک به خود: روی سکه مدل بیداری: چیزی به عنوان شرایط بد وجود ندارد.نیمه پر لیوان مفهوم زیبایی است که وقتی در پشت سکه مدل بیداری بودیم کاربرد داشت.در ابن مدل حس می‌کنیم هر چالشی( نیمه خالی لیوان) به نفع ماست ۴۶
هر رویداد در زندگی شما به راستی غیر از سود نهایی شما هیچ دلیل دیگری ندارد.۴۷
هزاران سال مذاهب سنتی با این ایده همراه بوده‌اند که ما موجودات روحانی هستیم درحال یک تجربه زمینی. من می‌خواهم درک دیگری ارائه کنم: ما موجودات روحانی هستیم که یک تجربه روحانی را در جهان مادی و انرژی تجربه می‌کنیم. ۴۸
تحول به ضمیر روحانی= چرخش کوانتومی: تجسم در کنار اشراق
ما موجودات روحانی از انرژی با فرکانس بالا ساخته شدیم که نور نامیده می‌شود.سلول‌های عصبی در مغز و نخاع هنگام تبادل پیام فوتون تولید می‌کنند و به وسیله نور ارتباط برقرار می‌کنند، سریع‌تر از سیناپس‌های عصبی. ما موجودات معجزه آسایی هستیم که از انرژی ساخته شده‌ایم.
هنگامی که درک کنیم همه چیز از انرژی ساخته شده، یعنی جایی که همه چیز سیال است ایجاد تغییر ساده‌تر و ما بزرگ‌ترین قدرت را داریم برای خلق زندگی‌ای که عاشقش هستیم ۵۱-۴۹
روح قدرت است یعنی بزرگ‌ترین قدرت طبیعت و شما همان روح هستید کدهای انرژی کمک می‌کنند آن شکوه دست‌نخورده‌ای که از ابتدا در وجودتان بوده را بیان کنید۵۴
دکتر مهدی صحافیان
آرامش و پرواز روح

سهراب "طراوت لحظه" را در فاصله گرفتن از گذشته می‌بیند

و نپرسیم پدرهای پدرها چه نسیمی ، چه شبی داشته‌اند.
پشت سر، نیست فضایی زنده،
پشت سر مرغ نمی‌خواند.
پشت سر باد نمی‌آید.
پشت سر پنجره سبز صنوبر بسته است.
پشت سر روی همه فرفره‌ها خاک نشسته است.
پشت سر خستگی تاریخ است.
پشت سر خاطره موج به ساحل، صدفِ سردِ سکون می‌ریزد.
لب دریا برویم.
تور در آب بیندازیم
و بگیریم طراوات را از آب.
ریگی از روی زمین برداریم
وزن بودن را احساس کنیم.(صدای پای آب)

لحظه زنده است مثل زندگی برای موجودات و هر لحظه نو می شود.

طراوت و شادابی وجود در لحظه نو هست، هرچند بر خلاف میل ما باشد و پیوسته در افسوس گذشته باشیم، اما هیچ وقت طراوت لحظه را با گذشته بی‌روح عوض نمی‌کنیم.(بی‌تردید نسل‌های جدید از آن خشنودترند)

دکتر مهدی صحافیان

آرامش و پرواز روح

عشق و درک لحظه- سهراب درک لحظه و عشق را در هم می‌تند

و عشق
سفر به روشنی اهتراز خلوت اشیاست.
و عشق
صدای فاصله هاست.
صدای فاصله‌هایی که
- غرق ابهامند
- نه،
صدای فاصله‌هایی که مثل نقره تمیزند
و با شنیدن یک هیچ می‌شوند کدر.
همیشه عاشق تنهاست*
و دست عاشق در دست ترد ثانیه هاست*
و او و ثانیه‌ها می‌روند آن طرف روز.
و او و ثانیه‌ها روی نور می‌خوابند*
و او و ثانیه‌ها بهترین کتاب جهان را
به آب می‌بخشند.
و خوب می‌دانند
که هیچ ماهی هرگز
هزار و یک گره رودخانه را نگشود.
و نیمه شب‌ها، با زورق قدیمی اشراق
در آب‌های هدایت روانه می‌گردند
و تا تجلی اعجاب پیش می‌رانند( هشت کتاب/مسافر)
*تنهایی عاشق همراه فراق سازنده است. او با درک لحظه و ثانیه‌های ترد و شاداب و خوابیدن بر بستری از نور، چه شوقی در هستی افکنده!
دکتر مهدی صحافیان
آرامش و پرواز روح

معرفی کتاب شیاطین و فرشتگان(دن براون-ترجمه نوشین ری‌شهری)۲

برگزیده‌های تقابل علم و‌دین
وجود نوعی انرژی قدرتمند را اثبات کرد که همه ما را متحد می‌کند، از نظر فیزیک مولکول‌های بدن شما با هر سلول بدن من به هم بافته شده‌اند، یک قدرت فقط درون ما حرکت می‌کند.ص ۵۶
فیزیک جدید راه نزدیک‌تری است برای رسیدن به خدا تا مذهب ص۵۷
او آزمایشی را تجربه کرد که تلخ‌ترین تضاد تاریخی علم و مذهب را از بین می‌برد.انجیل: خدا: بگذار نور باشد و آنچه می‌بینیم از میان خلائی گسترده پدیدار شود.این گفته که خداوند از هیچ آفرید مخالف قوانین فیزیک امروزی است.ص۸۰
پدرم جهان را از هیچ خلق کرد مثل بیگ بنگ.او به دو ذره شتاب داد در سرعت خیلی بالا با هم برخورد کردند. در نتیجه ماده شکوفه زد و از هیچ بیرون آمد.از آتش بازی زیر مجموعه اتم یک دنیای مینیاتوری زنده شد.
...خدا بودا نیرو یهوا ،یگانگی نقطه وحدت اسمش هر چه باشد علم و مذهب از یک واقعیت پشتیبانی می‌کند انرژی خالص، پدر آفرینش است.ص ۸۴
پدرم ضد ماده را خلق کرد...
خداوند نور و ظلمت را خلق کرد همین‌طور بهشت و جهنم...همه چیز را دوگانه و متضاد آفرید.تقارن و توازن دقیق و اکنون ماده و ضد ماده...ص۸۵
بعضی از ما مسیح را عبادت می‌کنیم و بعضی به مکه می‌رویم برخی هم ذرات زبراتمی را مطالعه می‌کنیم در انتها همه دنبال حقیقتیم حقیقتی که از خودمان بزرگتر است.علم می‌گوید خدا بابد وجود داشته باشد مغزم می‌گوبد هرگز خدا را نخواهم فهمید و قلبم: از این حذف منظوری ندارم ص۱۲۲
دکتر مهدی صحافیان
آرامش و پرواز روح

رودخانه جان

مرا در وجودت غوطه‌ور کردی،
وقتی در رودخانه جانت شناور شدم!

۲ مرداد ۱۴۰۲
دکتر مهدی صحافیان
با سپاس از مهندس فرخ پور
آرامش و پرواز روح

آغاز دهه دوم "آرامش و پرواز روح"

امروز سالگرد تولد اندیشه من است!

بسیار خوشحالم که آرامش و پرواز روح ده ساله شد.

جهانی سپاس از همراهان و مشتاقان بزرگوار!

زادروز

آن لحظه، دایره‌ای بود که بر نقطه وجود افتاد

و اکنون به پنجاه و سومین ساحل رسید.

همیشه گرامی باد!

1401/8/24

ناز باران

ناز باران می‌کشد حضرت پاییز.
Majesté automne, mignote la pluie.
شعر سپید: مهدی صحافیان 
ترجمه فرانسوی:حامد رحمتی 
آرامش و پرواز روح

عبور زمان

به چه می اندیشیدی !
آنگاه که زمان عاشقانه از تو عبور کرد.
۱۳ اردیبهشت ۱۴۰۱
عید فطر ۱۴۴۳
دکتر مهدی صحافیان
آرامش و پرواز روح

نوسده

در این نو سده خجسته،

آرزویم بالیدن اندیشه جویندگان و زایش پی در پی آن است!

نوسده و نوروزتان پر از شکوفایی! ۱۴۰۱/۱/۱

دیوار باورها

در پی ات دویدم تا دشت سرگردانی،
اکنون فرو ریختن یکایک باورها را نظاره گرم!       
                  
Je t'ai suivi dans la plaine de extase,
 j'observe maintenant l'effondrement de chaque croyance !
                              
شعر سپید: مهدی صحافیان                     
ترجمه فرانسوی:حامد رحمتی.

آرامش و پرواز روح 

انجماد روح

و تو شاهد بودی که آرامش انکار شد
و روح در انجماد ماند

۱۴۰۰/۱۱/۱۱
دکتر مهدی صحافیان
آرامش و پرواز روح
با سپاس از مهندس فرخ پور

دیوار آرزوها

در اندیشه خلق بنایی تازه بودی
آنگاه که دیوار آرزوهایم فروریخت.

۲۰ دی ۱۴۰۰
دکتر مهدی صحافیان
آرامش و پرواز روح

میزبانی سکوت

میزبان سکوتم!
کسی را به مهمانی اندیشه ها
فرا نمی خوانم.

۱۷ دی ۱۴۰۰
دکتر مهدی صحافیان
آرامش و پرواز روح

نگاه به زندگی با حرکت تند یا آهسته؟!

1-افسوس که نامه جوانی طی شد

وآن تازه بهار زندگانی دی شد
وآن مرغ طرب که نام او بود شباب

فریاد ندانم که کی آمد و کی شد؟!

-مدت جوانی زمان خواندن پرنده خوش‌نواست .

جامی است که عقل آفرین می‌زندش

صد بوسه ز مهر بر جبین می‌زندش

این کوزه‌گر دهر چنین جام لطیف

می‌سازد و باز بر زمین می‌زندش

-بر زمین زدن کوزه هنگام مرگ پس از سالیان طولانی عمر

تا چند اسیر عقل هر روزه شویم

در دهر چه صد ساله چه یکروزه شویم

دردِه تو به کاسه می از آن پیش که ما

در کارگه کوزه‌گران کوزه شویم

-کوزه شدن در کارگاه کوزه گران پس ز سالیان طولانی عمر

چون ابر به نوروز رخِ لاله بِشُسْت

برخیز و به جامِ باده کن عزمِ دُرُسْت

کاین سبزه که امروز تماشاگهِ توست

فردا همه از خاک تو برخواهد رُسْت

-سبزه روییده از خاک پس از سالیان عمر از خاک ما می رویند

رباعی های زیر که روییدن گل از خاک یا برعکس خاک شدن آدمی را به سرعت نشان میدهد :

در هر دشتی که لاله‌زاری بوده‌ست

از سرخی خون شهریاری بوده‌ست

هر شاخ بنفشه کز زمین می‌روید

خالی‌ست که بر رخ نگاری بوده‌ست

هر ذره که در خاک زمینی بوده‌ست

پیش از من و تو تاج و نگینی بوده‌ست

گرد از رخ نازنین به آزرم فشان

کآن هم رخ خوب نازنینی بوده‌ست

هر سبزه که بر کنار جویی رسته‌ست

گویی ز لب فرشته‌خویی رسته‌ست

پا بر سر سبزه تا به خواری ننهی

کآن سبزه ز خاک لاله‌رویی رسته‌ست

از تن چو برفت جان پاک من و تو

خشتی دو نهند بر مغاک من و تو

وآنگاه برای خشت گور دگران

در کالبدی کشند خاک من و تو

این کوزه چو من عاشقِ زاری بوده‌ست

در بندِ سرِ زلفِ نگاری بوده‌ست

این دسته که بر گردنِ او می‌بینی

دستی‌ست که بر گردنِ یاری بوده‌ست

این کوزه که آبخوارهٔ مزدوری‌ست

از دیدهٔ شاهی و دل دستوری‌ست

هر کاسهٔ می که بر کف مخموری‌ست

از عارض مستی و لب مستوری‌ست

در کارگه کوزه‌گری کردم رای

در پایهٔ چرخ، دیدم استاد به پای

می‌کرد دلیر کوزه را دسته و سر

از کلهٔ پادشاه و از دستِ گدای (رباعی 171)

2-یک چند به کودکی به استاد شدیم

یک چند به استادی خود شاد شدیم

پایان سخن شنو که ما را چه رسید

از خاک در آمدیم و بر باد شدیم

-بر باد شدن: پس از هزاران سال اجزای بدن ما درهوا معلق می‌شود همان طور که اکنون اجزای پدرانمان چنین است

خیام نیشابوری

3- ...ابراهیم ادهم بر تخت نشست متفکر و متحیّر و اندوهگین. ارکان دولت هر یکی بر جایگاه خویش ایستادند. غلامان صف کشیدند، و بار عام دادند. ناگاه مردی با هیبت از در درآمد. چنانکه هیچ کس را از حشم و خدم زهره نبود که گوید تو کیستی؟ جمله را زبان‌ها به گلو فروشد همچنان می‌آمد تا پیش تخت ابراهیم. گفت: چه می‌خواهی؟گفت: در این رباط فرو می‌آیم.گفت: این رباط نیست. سرای من است! تو دیوانه‌ای.گفت: این سرای پیش از این از آن که بود؟گفت: از آن پدرم.گفت: پیش از آن؟گفت: از آن پدر پدرم.گفت: پیش از آن؟گفت: از آن فلان کس...گفت: همه کجا شدند؟گفت: برفتند و بمردند.گفت: پس نه رباط این بود که یکی می‌آید و یکی می‌گذرد؟این بگفت و ناپدید شد، و او خضر بود علیه‌السّلام. سوز و آتش جان ابراهیم زیاده شد و دردش بر درد بیفزود.(تذکره الاولیاء)

نگاه ما به زندگی نگاه به یک نمایش با حرکت آهسته( نگاه عرَضی) است،اما نگاه ازلی( مخصوص خداوند و فرازمانیان) تماشا کردن( درک حضور و گواهی دادن ) نمایش با حرکت تند( نگاه طولی از خداوند به جهان) است.


خواجه عبدالله انصاری:

به کودکی پستی و به جوانی مستی و در پیری سستی، اندیشه کن ای مسکین، که خدا را کی پرستی؟*

قولی به سر زبان خود بربستی

صد خانه پر از بتان یکی نشکستی

گفتی که به یک قول شهادت رستم

فردات کند خمار کامشب مستی(موعظه سوم)

*کودکی و جوانی و پیری در یک نگاه تند به زندگی.

دکتر مهدی صحافیان
آرامش و پرواز روح

خستگی تاریخ

در خستگی تاریخ به جهان آمدیم،
گویا خدایمان به خواب رفته است.

۱ دی ۱۴۰۰
دکتر مهدی صحافیان

آرامش و پرواز روح 

شبهای بی حضور

چه تاریک و طولانی اند
 شبهای بی حضور،
خورشید هم برای  طلوع  رخصت می خواهد.

۲۲ آبان ۱۴۰۰
دکتر مهدی صحافیان 
آرامش و پرواز روح

مهندسی معکوس با خداوند

 

مهندسی معکوس با خداوند
همراه با برگزیده ای از تاریخ طبری

در آرایه های ادبی می گوییم که شاعر فقط به الهه شعر متصل می شود و شعری در کمال زیبایی می آفریند، پس از آن ادیبان یکایک آرایه هایش را بر می شمارند، آیا شاعر هم در یک یک این آرایه ها دقت کرده است؟!
آیا این مهندسی معکوس را به آفرینش نیز می توانیم گسترش دهیم؟!
خداوند زاویه مدار زمین و گردش آن که منجر به فصلها می شود و با بی شمار رشته عصبی و ...را در بدن موجودات  یکایک بررسی کرده و یا فقط در آنها شوق آفرینش دیده و به آنها لباس وجود بخشیده است؟!
نوشته های اساطیری آفرینش به این نکته اشاره دارند:
 "خدای به آسمان و زمین گفت: به رغبت یا کراهت بیایید.گفتند: به اطاعت آمدیم، یعنی خدای عزوجل به آسمانها گفت: آفتاب و ماه و ستارگان مرا طالع کنید و به زمین گفت: رودها بشکاف و میوه ها برآور گفتند: اطاعت می کنیم.
(تاریخ طبری ج۱، ترجمه ابوالقاسم پاینده، اساطیر، چاپ دوم، ۱۳۶۲، ص ۱۵)
نخستین چیزی که خداوند عزوجل خلق فرمود قلم بود و بدو گفت: بنویس و قلم گفت پروردگارا چه بنویسم؟ گفت: قدر را بنویس. و قلم همه بودنی ها را تا به روز رستاخیز  بنوشت.آنگاه خداوند عزوجل بخار آب را برآورد و آسمان ها را از آن بیرون کشید.آنگاه ماهی را خلق فرمود و زمین را بر پشت آن بگسترد و ماهی مضطرب شد و زمین بلرزید که آن را با کوهها استوار کرد و کوهها به زمین همی بالد.(همان، ۳۱)
دکتر مهدی صحافیان 
آرامش و پرواز روح

۱۵ آبان ۱۳۰۰

شنزار زمان

زمان در امتداد نگاهت
بی قرار است
و مقصد
در پس ثانیه ها پنهان

۸ آبان ۱۴۰۰
دکتر مهدی صحافیان
آرامش و پرواز روح