درس‌های تاریخ(تاریخ درمانی) ۲۴



همچنین تاریخ پر است از حقیقت‌گویانی که در زمان خود نادیده گرفته شدند، انکار و طرد شدند یا به قتل رسیدند. آنها از غالب زمان خود فراتر رفتند و برای هم‌عصرانشان تحمل آنها سخت بود اما در زمانهای آینده مشهور شدند و نظریاتشان پذیرفته شد. در این دسته هم مخترعان و دانشمندان وجود دارند، هم پیامبران و فیلسوفان و هم عارفان و صوفیان.
بک مثال:
نپذیرفتن کشف نقاشی‌های غارها از سوی دانشمندان آن دوران:

شصت سال پیش(مقدمه مولف ۱۹۳۵) سنیور مار سلینودو در املاک خود در شمال اسپانیا، غاری مشاهده کرد، که سنگها در آن را بسته بودند، اما در نتیجه دینامیت‌های تخریب، غار نمایان شد و سه سال بعد، او متوجه علامات عجیبی بر دیوارها و سقف غار شد نقاشی یک گاو وحشی و ... وی در سال ۱۸۸۰ گزارش مشاهدات خود را انتشار داد و باستان‌شناسان با شکی که از مختصات ایشان است استقبال کردند، یکی از آنها قدم رنجه کرد و نتیجه این شد که این نقوش تقلبی است و این نظر ۳۰ سال دوام آورد. بعد از آن تصاویر در غارهای دیگر کشف شد، همراه افزارهای غیر صیقلی، همه پذیرفتند مربوط به دوره‌های ماقبل تاریخ است و نظر سوتواولا درست بوده است ولی او دیگر زنده نبود.
امروز به این نتیجه رسیده‌اند که نقاشی‌های شمال اسپانیا و غارهای متعدد فرانسه و قسمت اعظم آثار هنری ماقبل تاریخ، مربوط به دوره ماگدالنی، یعنی حدود ۱۶۰۰۰ سال قبل از میلاد است. بیشتر این نقاشی‌ها جانورانی چون گوزن، ماموت، اسب و خوک و خرس است. به عقیده فریزر و ریناخ این تصاویر عنوان سحر و جادو داشته و قصدشان شکار بوده است، اما اگر این درست بود به صورت رمزی ساده اکتفا می‌کرد، در صورتی که این تصاویر به اندازه‌ای ظریف است که انسان با دیدن آن متاثر می‌شود که چرا در این مدت طولانی هنر آن اندازه که شایسته بوده پیشرفت نکرده است.(پس از زوال امپراتوران و دولت‌ها تنها هنر زنده می‌ماند.تئوفیل گوتیه شاعر فرانسوی)تاریخ تمدن ویل دورانت، ج۱، ۱۴۷
آرامش و پرواز روح

درس‌های تاریخ(تاریخ درمانی) ۲۳


و تاریخ چنین ادامه می‌دهد:
- تاثیر فردوسی از هومر قرن هفتم یا هشتم قبل از میلاد: چشم اسفندیار که هنگام غسل در آب مقدس بسته می‌شود متاثر از پاشنه "آشیل" است* (در امور غیر تاریخی نیز می‌توان نظایر را یافت: در کوه‌های شمال شرق ایران شیرباد با ارتفاع ۳۳۰۳ متر بام خراسان نامیده نشد که بینالود با ۳۲۱۱ متر به این شهرت رسید)
و تاریخ پر است از این پیروی‌ها و تقلیدها که از روی بی‌انصافی، حق پیشکسوتان و نوآوران نادیده گرفته شده است.
عالمان، عارفان همه وام‌دار بزرگانی چون غزالی، فخر رازی، زمخشری، بایزید بسطامی، ابوسعید ابوالخیر، خواجه عبدالله انصاری و ... هستند که به دلیل تفاوت مذهبشان هیچ نامی از آنها نمی‌آید و گویا فراموش کرده‌ایم که اندوخته‌های دینی و عرفانی ما حاصل پیروی از آنهاست(ر.ک."بی‌انصافی تاریخی")
در تکنولوژی و پیشرفت که در جزئیات زندگی و هر ترقی ما به چشم می‌خورد، وام‌دار جهان غرب هستیم که نادانسته با آن به دشمنی برخواسته‌ایم(ر.ک. آگاهی از زمان)
آری تاریخ چون رشته کوهی است که در دره‌های زیبا و سرسبزش‌ می‌توانیم آرام شویم و به حقیقت ناآرام هستی دل سپاریم. اکنون می‌توانیم "تاریخ را از مردگی در آوریم، زنده سازیم و شفابخش دردها و زخمهایمان کنیم.
* قهرمان اسطوره‌ای یونان در داستان جنگ تروآ است. او بزرگ‌ترین جنگاور یونانی و شخصیت اصلی ایلیاد اثر هومر است. آشیل پسر ثتیس و پلئوس پادشاه پتیا بود.
مادرش، ثتیس بدن آشیل را در رودخانه استوکس فرو برده بود تا نامیرا شود، اما او را از پاشنه پا گرفته بود و همین عضو تنها نقطه آسیب‌پذیر بدن آشیل شده بود. زردپی آشیل نیز بر همین اساس نام‌گذاری شده است.
آرامش و پرواز روح

درس‌های تاریخ(تاریخ درمانی-قسمت اصلی)۲۲



تاریخ چنین می‌گوید:
- فخرالدین اسعد گرگانی اولین و بهترین عاشقانه‌سرای ایرانی با اثر سترگ ویس و‌ رامین به چنان شهرتی نرسید که نظامی گنجوی با وجود تاثیر گرفتن از او رسید.
-گوته از حافظ (چنان که از سخنانش هویداست) پیروی کرد، ولی در غرب از او مشهورتر شد. البته این آشنایی را نیز مدیون یوزف فون هامر پورگشتال است، که دیوان حافظ را در سال ۱۸۱۴ به آلمانی ترجمه کرد.
گوته: سخن را عروس نامیده‌اند و اندیشه را داماد، قدر این پیوند را آن کس می‌شناسد که حافظ را بستاید!
گوته با تاثیر حافظ نام دیوان خود را در سال ۱۸۱۷ الدیوان الشرقی والغربی گذاشت و فصول مختلف آن این تاثیر را پررنگ می‌کند: حافظ‌نامه، عشق‌نامه، زلیخانامه و تیمورنامه:
میان عاشق و معشوق هیچ حائل نیست
تو خود حجاب خودی حافظ از میان برخیز
گوته:دل من پیوسته آرزوی پرواز دارد، نه برای آنکه به سوی آسمان رود، بلکه تا از دست خویش بگریزد.»(یوهان ولفگانگ، گوته ۱۳۲۸، ۱۴۳)
همچنین گوته با معرفی حافظ، ادبیات قرن ۱۸ را متاثر کرد و زمینه ساز خلق آثار بسیاری در قرن ۱۹ و ۲۰ شد. او را حکیم‌ترین مرد اروپا و طبیب عصر آهن نامیدند. هرمان گریم، گوته را بزرگترین شاعر همه ملل و اعصار می‌داند.
و حافظ خود متاثر از شاعران بزرگی چون، کمال‌الدین اصفهانی(م.۶۳۵ ق.) مشهور به خلاق المعانی، سعدی، خواجو است. همچنین اوحدالدین مراغه‌ای، نزاری قهستانی و سلمان ساوجی غزل‌سرایان شیرین سخنی هستند که حافظ با علاقه و عنایت به آنها می‌نگریسته است.
و تاثیرات حافظ از رودکی و خمریه‌سرایانی چون ابونواس، منوچهری و ابن فارض و اندیشه‌های خیام آشکار است. استقبال‌ها و تضمین‌های شعری از سنایی، انوری، خاقانی، ظهیر فاریابی، نظامی، عطار، عراقی، سعدی، امیر خسرو دهلوی، عبید زاکانی، ناصر بخارایی، باباطاهر عریان، سلمان ساوجی، کمال خجندی و ... در حافظ نامه و سایر نوشته‌های حافظ پژوهی آمده است.
و نکته تاریخی این‌جاست که حافظ چون خورشیدی بر تاریخ ادب ایران می‌تابد و فروغی از این ستارگان به چشمان ما نمی‌آید.
آرامش و پرواز روح

درس‌های تاریخ(تاریخ درمانی) ۲۱


معرفی کتاب درس‌های تاریخ ویل‌دورانت ۲۱
تعلیم و تربیت: انتقال میراث معنوی، اخلاقی، فنی و زیباشناسی به وسعتی هرچه گسترده‌تر است.
تاریخ خلق و ضبط این میراث و پیشرفت ازدیاد، انتقال و به‌کارگیری آن است.
آنان که تاریخ را یادنامه شوق‌آفرین انسان‌های آفریننده می‌دانند(نه آنان که تاریخ را یادآوری حماقت‌ها و جنایت‌های انسان می‌دانند)، گذشته را شهری ملکوتی می‌بینند(نه تاریک‌خانه نومیدی و وحشت)، کشور پهناور اندیشه‌ که در آن هزاران قدیس، دولتمرد، مخترع، هنرمند، شاعر، عاشق و فیلسوف هنوز زنده‌اند، سخن می‌گویند، صورتگری می‌کنند و نغمه می‌پردازند.
مورخ از این‌که نمی‌تواند در حیات، معنایی غیر از آنکه خود به انسان داده است بیابد تاسف نخواهد خورد. بگذارید از این‌که به حیاتمان معنا و مفهوم می‌بخشیم احساس غرور کنیم.
سعادتمند انسانی است که قبل از مرگ تا آنجا که می‌تواند از میراث تمدن خوشه‌چینی کند و آن را به فرزندان خود منتقل کند. او سپاس‌گزار این میراث زوال ناپذیر است و آن را حیات جاوید انسان می‌داند.
آرامش و پرواز روح

درس‌های تاریخ(تاریخ درمانی) ۲۰


معرفی کتاب درس‌های تاریخ ویل‌دورانت ۲۰
آیا پیشرفت واقعی است؟
اگر بر زندگی امروزی نظری وسیع بیفکنیم و آشفتگی‌‌ها و جنایت‌هایش را با جهل و تعدی انسان‌های اولیه مقایسه کنیم، پایین‌ترین سطوح جوامع متمدن با اقوام وحشی چندان تفاوتی ندارند.
اما از آن سطح که بگذریم زیاد هم مایوس نمی‌شویم: میلیون‌ها انسان به تعقل و اخلاق رسیده‌اند، علم، خرافات و گمراهی و تعصب دینی را کم کرده و فناوری، رفاه و تعلیم و تربیت و تفریح را گسترش داده است و ...
نباید از این‌که تمدن ما هم نابود خواهد شد، مضطرب شویم(فردریک کبیر خطاب به لشگر شکست خورده‌اش: می‌خواهید تا ابد زنده بمانید؟)مطلوب این است که، زندگی شکل‌های تازه بگیرد و تلاش برای رویارویی با چالش شرق که در حال سربرافراشتن است، به غرب توانی تازه بخشد.
تمدن بزرگ نمی‌میرد و دستاوردهای گرانقدر آنها برجای مانده‌اند: برافروختن آتش، چرخ و ابزار، زبان، خط، هنر و موسیقی، کشاورزی و اخلاق، خانواده و تربیت عناصر تمدنند که با سرسختی در معابر مخاطره‌آمیز انتقال تمدن‌ها محفوظ مانده‌اند. "این‌ها بافت پیوندی تاریخ بشرند"
اگر تعلیم و تربیت انتقال دهنده تمدن باشد بدون شک ما در حال پیشرفتیم، دانشگاه‌ها چنان زیادند که هر مشتاقی می‌تواند درجه دکترا بگیرد...
آرامش‌ و پرواز روح

درس‌های تاریخ(تاریخ درمانی) ۱۹


معرفی کتاب درس‌های تاریخ ویل‌دورانت ۱۹

آیا پیشرفت در تمدن کنونی واقعی است؟
از کشفیات ناامید کننده قرن ما، بی‌طرفی علم است، همان‌طور که درمان می‌کند، به کام مرگ می‌کشد و همان طور که می‌سازد ویران می‌کند. گفته "فرانسیس بیکن" که دانش قدرت است، چه نابجاست. گاه می‌اندیشیم که متفکران قرون وسطی و رنسانس که به جای دانش، بر اسطوره و هنر تکیه داشتند از ما عاقل‌تر بوده‌اند. از آنچه علم پزشکی بر عمرمان افزوده شاکریم، به شرط آنکه این عمر اضافی ادامه بیماری، ناتوانی و افسردگی نباشد. قدرت خبررسانی خود را در سطح جهانی صدها برابر کرده‌ایم، اما یه اجداد خود حسد می‌بریم که تنها اخبار روستا سکون و سکوتشان را می‌آشفت.
شاد از آنیم که خود را از بند دین رها ساخته‌ایم، اما آیا نوعی اخلاق طبیعی به وجود آورده‌ایم که قادر باشد غرایز پرخاشگری و شهوترانی ما را کند و از سقوط تمدن به ورطه آز و جنایت جلوگیری کند؟! آیا واقعا متعصب نیستیم، یا تعصب مذهبی را به خصومت‌های ملی و آرمانی تبدیل کرده‌ایم؟!
آرامش و پرواز روح

درس‌های تاریخ(تاریخ درمانی) ۱۸


معرفی کتاب درس‌های تاریخ ویل‌دورانت ۱۸
...در یک مورد همه اتفاق نظر دارند: تمدن‌ها آغاز می‌شوند، می‌درخشند، انحطاط می‌پذیرند و نابود می‌گردند یا مانند آبکیری جدامانده از نهری سیلابی راکد می‌افتند.
اغلب دولت‌ها با پیروزی یک گروه بر گروه دیگر شکل گرفتند. احکام گروه غالب، قوانین گروه مغلوب است که با اضافه شدن عرف و عادات مردم، نظم اجتماعی نوینی پدید می‌آورد.
چالش‌ها سرچشمه‌های متعدد دارند، که به سبب تکرار یا ترکیب به قدرت ویران‌گر تبدیل می‌شوند: کمبود باران و خشکسالی- تغییر در راه‌های تجارت مثلا تسلط بر اقیانوس یا آسمان-فروپاشی ملت در جنگ طبقاتی بر اثر تمرکز ثروت.
... با توسعه آموزش و پرورش، باورهای مذهبی به سستی می‌گراید و ادیان بدون نفوذ در اعمال و آرزوها ظاهری می‌شوند. با ظهور مبانی انسانی اخلاق و برداشته شدن محرمات آسمانی، تقدس آن نظام از بین می‌رود مثل یونان باستان که فلاسفه اعتقادهای کهن را نابود کردند.در ملل عصر جدید اروپا نیز فلاسفه به همین نتیجه رسیدند.پروتاگوراس، ولتر شد، دیوژن روسو، افلاطون کانت، تراسی ماخوس نیچه و ارسطو اسپنسر.
در پایان این روند، ممکن است شکست در یک جنگ خارجی ضربه نهایی را به موجودیت یک سرزمین وارد کند، یا هجوم توحش از بیرون با تمدن ستیزی داخل ممزوج شود و بیخ تمدن را براندازد.آیا تصویر این امر ملالت‌بار است؟ نه زیاد، زندگی چه در افراد و چه در ملل ادعای جاودانگی ندارد.
مرگ امری طبیعی است که اگر ناهنگام نرسد مفید و بخشودنی است‌ و فکر پخته از فرارسیدنش پریشان نمی‌شود.
اما آیا تمدن‌ها هم می‌میرند؟ نه کاملا! تمدن یونانی هم هنوز واقعا نمرده، تنها قالب آن از میان رفته و زیستگاه آن تغییر یافته و وسیع‌تر شده است. هومر بیش از زمان خود خواننده دارد. شعرا و فلاسفه یونان در هر کتابخانه و دانشگاهی حضور دارند.
ملت‌ها می‌میرند، سرزمین‌های قدیمی خشک و برهوت یا دچار دگرگونی می‌شوند.انسان سازگار و انعطاف‌پذیر، ابزار و فنون خویش را بر‌می‌گیرد و همراه با خاطره‌ها به راه می‌افتد، تمدن نیز با او مهاجرت می‌کند و در جایی دیگر خانه می‌سازد.ارتباطات و رفت و آمدها همانند بند جفتی که به جنین غذا می‌رساند، او را به وطن مادری پیوند می‌دهد.روم تمدن یونان را وارد کرد و به اروپای غربی منتقل ساخت‌.آمریکا از تمدن اروپا بهره‌ور گشت و اینک آماده می‌شود تا با شیوه انتقالی بی‌نظیری آن را دوباره جابجا سازد.
تمدن‌ها مخلوق روح بشرند. همان‌گونه که زندگی بر مرگ فائق می‌شود فرهنگ کهنسال هم در طول سالیان دراز فراسوی دریاها میراث خویش را به وارثان جدید وامی‌گذارد.
آرامش و پرواز روح

درس‌های تاریخ(تاریخ درمانی) ۱۷


معرفی کتاب درس‌های تاریخ ویل‌دورانت ۱۷
ادامه رشد و زوال: بعضی در پی آن رفته‌اند تا قواعد سست تاریخ را به صورت آیات جلیل درآورند: "سنت سیمون" پدر سوسیالیسم فرانسه، گذشته و آینده را به تناوبی از دوره‌های سازواره‌ای و بحرانی تقسیم کرده است. او می‌پنداشت که سوسیالیسم سرآغاز عصر سازواره‌ای جدید است.
"اسوالد اشپنگر" تاریخ را به تمدن‌های جدا از هم تقسیم کرد، که در اساس دو دوران دارند: یک دوران با سازمانی مرکزگرا که همه را در قالبی هنرمندانه و منحصر به خود متحد می‌سازد و دیگری دوران تفرقه‌، که در آن کیش و فرهنگ متلاشی می‌شود و در آشفتگی فردگرایی و‌ گمراهی هنری نابود می‌گردد.

آرامش‌ و پرواز روح

درس‌های تاریخ(تاریخ درمانی) ۱۶


معرفی کتاب درس‌های تاریخ ویل‌دورانت ۱۶
رشد و زوال: تمدن: نظمی اجتماعی، که رشد دهنده فرهنگ است. در پرتو آزادی و امکانات، ابداع، عقاید، ادبیات و هنرها صورت می‌گیرد.
تمدن، رشته درهم پیچیده روابط انسانی است که دشوار بافته و آسان نابود می‌شود.
آیا این رویش و زوال قواعدی دارد، که تمدن‌های آینده خویش را پیش‌بینی کنیم؟
برخی خیال‌پردازان پنداشته‌اند چنین است(ویرژیل، نیچه و .‌‌..).
تاریخ تکرار می‌شود اما در کلیات و در مقیاسی بزرگتر: می‌توانیم انتظار داشته باشیم :-کشورهای جدید پدید آیند و بعضی کشورها مضمحل شوند.
-تمدن‌های جدید که از شبانی و کشاورزی آغاز شده، به تجارت و صنعت متحول شوند.
- نسل‌های جدید علیه قدیم بشورند و پس از انقلاب به سازشکاری و ارتجاع روی آورند.
-تجربه‌های جدید اخلاقی، سنت‌های قدیم را سست کند و متولیان آن را به وحشت اندازد.
تاریخ در مقیاسی وسیع‌تر تکرار می‌شود، زیرا انسان ساخته شده تا در برابر گرسنگی، خطر و کشش جنسی به شیوه‌های یکنواخت و ثابت پاسخ گوید، اما در یک تمدن پیشرفته افراد متمایزند، در عکس‌العمل‌های غریزی تعدیل صورت می‌گیرد، تعقل گسترش می‌یابد و نتایح زیاد هم قابل پیش‌بینی نیست.
اطمینانی نیست آینده گذشته را تکرار کند، هر سال برای خود ماجرایی است.
آرامش‌ و پرواز روح

درس‌های تاریخ(تاریخ درمانی) ۱۴ و ۱۵ معرفی کتاب درس‌های تاریخ ویل‌دورانت ۱۴ و ۱۵


تاریخ و‌ جنگ
جنگ یکی از عناصر ثابت تاریخ است و تمدن و دموکراسی چیزی از آن نکاسته است.
از ۳۴۲۱ سال گذشته که تاریخ مضبوط دارد تنها ۲۶۸ سال آن جنگی به خود ندیده است.
هراکلیتوس: جنگ یا رقابت پدر همه چیز است.
سرچشمه پرقدرت اندیشه‌ها، اختراعات و دولت‌هاست.
صلح نوعی تعادل ناپایدار است، که تنها با قبول برتری یا در صورت تساوی قدرت قابل حفظ شدن است.
علل و اسباب جنگ همانند علل و اسباب رقابت میان افراد است: به چنگ آوردن، غرور، جستجوی غذا، زمین و سیادت. دولت‌ها همان غرایز ما را دارند منهای محدودیت‌ها و قیود ما.
غرور فرد توان اضافه در رقابت برای زیستن می‌آفریند، ملی‌گرایی نیز در جنگ و سیاست قدرت اضافی به دولت می‌بخشد. هنگامی که دولت‌های اروپا، خویش را از سیادت پاپ‌ها رها ساختند، ملی‌گرایی را به گونه مکمل ارتش دامن زدند. در قرن‌های ۱۷ و ۱۸ جنگ بیشتر محصول رقابت میان اشراف بود نه مبارزه ملت‌ها. در قرن بیستم جنگ به سبب پیشرفت ارتباطات، حمل و نقل، سلاح و اسباب تبلیغ و تلقین به شکل جدال میان ملت‌ها درآمد. اینک جنگی، قادر است زحمات قرن‌ها را برای ایجاد شهرها، آفرینش هنر و توسعه مدنیت به باد دهد.
روشن است که امروز باید آمریکا وظیفه‌ای- حفظ تمدن غرب از خطر خارجی- را که انگلستان در قرن ۱۹ به شکل عالی انجام داد، تقبل کند.
دولت‌های کمونیست، مجهز به سلاح‌های نوین و نرخ بالای موالید، بارها اعلام کرده‌اند مصمم‌اند اقتصاد و استقلال دولت‌های غیر کمونیست را نابود کنند.
کشورهای روی زمین تنها زمانی که همگی از خارج مورد حمله قرار گیرند در همکاری‌های بنیادی متحد خواهند شد. شاید اینک ما خستگی ناپذیر به سوی آن سطح رقابت در حرکتیم، شاید روزی با موجودات بلندپرواز سیارات دیگر رویارو گردیم(جنگ بین سیارات) تنها آن‌گاه ما زمینی‌ها یکی خواهیم بود.
آرامش و پرواز روح

درس‌های تاریخ(تاریخ درمانی) ۱۲ و ۱۳ معرفی کتاب درس‌های تاریخ ویل‌دورانت ۱۲ و ۱۳

حکومت و تاریخ
... امروز پابه‌پای آنکه اقتصاد، صنعت و سرمایه مرزها را می‌شکند و شکل بین المللی به خود می‌گیرد، حکومت جهانی در حال به وجود آمدن است.
سلطنت سازگارترین نوع حکومت با طبیعت بشر است مانند سلطه پدر در خانواده.
گیبون: شادمان‌ترین و رفاه‌آمیزترین دوران نژاد انسان، از تاجگذاری نروا تا مرگ مارکوس اورلیوس است، که خوشبختی مردم یگانه هدف حکومت بود‌ حتی اتباع رومی هم از اطاعت چنین حکومتی به خود می‌بالیدند. سلطنت موروثی نبود‌ امپراتور قدرت خود را به شايسته‌ترین فردی که می‌توانست بیابد، منتقل می‌کرد او را به فرزندی برمی‌گزید، تربیتش می‌کرد و به تدریج مهار قدرت را در دستش می‌نهاد.
روسو: حکومت اشراف، سالم‌ترین انتخاب بر اساس اصل و نسب است، به جای انتخاب بر اساس پول، علم، دین یا زور. حکومت اشراف از هنر حمایت کرده و بر آن نظارت داشت، ولی از هنگامی که قدرت و امتیاز را در انحصار خود گرفت و با استثمار بر مردم ظلم روا داشت، محرومان برای شورشی عظیم به هم پیوستند و گیوتین سر هزاران نجیب‌زاده را از تن جدا ساخت و نوبت رهبری نادرست دموکراسی رسید(انقلاب کبیر فرانسه و انقلاب روسیه)، اما نتایج به دست آمده از انقلاب می‌توانست بدون آن و از طریق توسعه تدریجی و اجباری اقتصادی حاصل شود‌.
آمریکا بی‌هیچ انقلابی، عامل حاکم در جهان انگلیسی زبان گشت. انقلاب فرانسه، قدرت را از اشراف به سوداگران منتقل کرد، اما همین نتیجه در انگلستان قرن نوزدهم بدون خونریزی و برهم زدن آرامش عمومی‌، به دست آمد.
افلاطون: تحولات سیاسی دارای توالی سلطنت، حکومت اشراف، دموکراسی و دیکتاتوری هستند.
آرامش و پرواز روح

درس‌های تاریخ(تاریخ درمانی) ۱۰ و ۱۱

معرفی کتاب درس‌های تاریخ ویل‌دورانت ۱۰ و ۱۱
دین و تاریخ
حتی مورخ بدبین هم خاضعانه برای دین احترام قائل می‌شود. دین به سالخوردگان، محرومان و رنجدیدگان تسلی و آرامشی فوق طبیعی بخشيده، به اولیا و مربیان در منضبط ساختن جوانان یاری داده، به حقیرترین زندگی‌ها معنا و سرافرازی بخشيده است. از طریق نیایش‌ها با تبدیل میثاق‌های انسانی به رابطه مقدس با خدا، ثبات آورده است. ناپلئون: دین فقیر را از قصد جان غنی کردن، بازداشته است.
از آنجا که نابرابری طبیعی، بسیاری از ما را محکوم به فقر و شکست کرده، پناهگاه فوق طبیعی جایگزین یاس است. اگر این امید برخیزد، جنگ طبقاتی شدت می‌گیرد. بهشت و آرمان‌شهر دو دلو آبکشی‌اند که فرو رفتن یکی برآمدن دیگری است. هنگامی که دین از رونق بیفتد کمونیسم رشد می‌کند.
مخالفان کلیسا: هرگز دین اخلاقیات را تعالی نبخشیده است. در قرون وسطی فساد اخلاق رونق داشت، اما اگر تاثیر تعادل‌بخش نصایح اسوه‌های قدیسان و نیایش‌های وحدت بخش مسیح وجود نداشت، بی‌نظمی اخلاقی پانصد سال تهاجم بربرها بسیار شدیدتر بود.
آگاهی فزاینده انسان از جایگاه حقیر خود در جهان، به کاهش باورهای دینی شتاب بخشید. از زمان کوپرنيک(۱۵۴۳) فرانسیس بیکن( ۱۶۲۶) در عین احترام نهادن به اسقفان اعلام کرد که علم، دین انسان رهایی یافته عصر جدید است.
یکی از درس‌های تاریخ: دین سخت جان است و پس از مرگ به عادت خود باز زنده می‌شود:
-اختانون تمام قدرت فرعونی خود را به کار گرفت تا دین آمون را منسوخ کند، یک سال بعد از مرگش دین آمون احیا شد.
-بودا دینی آورد بی‌خدا، اما پس از مرگش خدایان متعدد بازگشتند.
در تاریخ قبل از عصر ما، نمونه مهم از جامعه‌ای که بدون دین حیات اخلاقی خود را حفظ کرده باشد وجود ندارد.
فرانسه، آمریکا و چند کشور دیگر پیوندهای حکومت را از کلیسا گسسته‌اند‌، اما برای نظم جامعه از یاری کلیسا بهره‌مند شده‌اند.
تنها چند کشور کمونیستی از مذهب بریده‌اند و یاری آن را هم رها کرده‌اند.کمونیسم جای مذهب پذیرفته شده است‌، اما اگر نظام سوسیالیستی، فقر توده‌ها را از میان نبرد این دین جدید نیز کارایی خود را از دست خواهد داد و دولت ناچار به احیای اعتقادات فوق طبیعی خواهد شد: " تا در جهان فقر هست خدایان هم وجود خواهند داشت"
آرامش و پرواز روح

درس‌های تاریخ(تاریخ درمانی) ۸ و ۹


معرفی کتاب درس‌های تاریخ ویل‌دورانت ۸ و ۹
اخلاق و‌تاریخ
قوانین اخلاقی به دلیل انطباق با شرایط تاریخی در تغییرند. تاریخ اقتصادی به سه مرحله شکار، زراعت و صنعت تقسیم می‌شود. مرحله شکار: انسان ناچار به تعقیب، جنگ و کشتار بود. هنگامی‌که به صید دست می‌یافت، تا حداکثر ظرفیت معده‌اش می‌خورد، چون نمی‌دانست بار دیگر می‌خواهد خورد.حرص، زاده ناامنی است چنان‌که وحشی‌گری یادگار زمانی است که شرط بقا توانایی کشتن بود(امروز میان کشورها چنین است) .
مرگ مردان بیشتر بود و ناچار زنان متعدد داشتند.
مرحله زراعت احتمالا عصر نوسنگی: نظام جدید، فضائل جدیدی طلب می‌کرد و پاره‌ای از فضائل قدیم به رذائل بدل شد. سخت‌کوشی از شجاعت حیاتی‌تر، صرفه‌جویی از تجاوز سودآورتر، و صلح از جنگ.تنظیم خانواده خلاف اخلاق، خانواده واحد تولیدی و سیادت پدر مبنای اقتصادی است.فرزندان زود ازدواج می‌کنند تک همسری بدون طلاق و فرزند زیاد آوردن به مدت ۱۵۰۰ سال در اروپای مسیحی و مستعمرات آن برقرار بود.
انقلاب صنعتی: خانواده از اقتدار افتاد و مردان و زنان و کودکان همبستگی را رها کردند تا در کارخانه‌هایی که برای جا دادن ماشین ساخته شده بود نه انسان، به صورت فردی کار کنند. بلوغ اقتصادی دیررس شد. شهر به نوعی در ازدواج مانع می‌آفرید، اما شهوترانی را ترغیب و سهل می‌کرد.
نکته مهم: تاریخ بدان‌گونه که نوشته می‌شود با آن گونه که معمولا وجود داشته متفاوت است‌. مورخ موارد استثنایی را گزارش می‌دهد زیرا جالب است. در پشت ظاهر خونبار جنگ، فقر، فحشا و قتل، میلیون‌ها آشیانه پاک، ازدواج‌های محبت‌آمیز مردان و زنان مهرپرور و سعادتمند در کنار فرزندان خود قرار داشتند.*
* دقیقا تاریخ مثل گزارشات خبری است.
آرامش و پرواز روح

درس‌های تاریخ(تاریخ درمانی) ۷

معرفی کتاب درس‌های تاریخ ویل‌دورانت ۷
طبیعت آدمی و طبیعت تاریخ:
بنای اجتماع و تاریخ بر پایه آرزوهای انسان نیست، بلکه بر بنیان طبیعت اوست.
طبیعت بشر در مسیر تاریخ چه اندازه تغییر یافته است؟ از نظر علمی تغییراتی رخ داده است هر چند تاریخ مدون، این دگرگونی را اندک می‌داند: یونانیان زمان افلاطون شبیه فرانسویان عصر جدید و رومی‌ها رفتاری شبیه انگلیسی‌ها داشته‌اند.
تحولات انسانی در تاریخ، بیشتر اجتماعی بوده تا زیست‌شناختی، که بر اثر نوآوری‌های اقتصادی، فکری و اخلاقی صورت گرفته‌اند و از طریق تقلید، عادت و یا تعلیم از نسلی به نسل دیگر منتقل شده‌اند.
البته پیدایش اوضاع جدید خواستار واکنش‌های جدید و غیر کلیشه‌ای است. این‌جاست که فرد خلاق، قهرمان یا نابغه جای خود را در تاریخ پیدا می‌کند:
- سخنوری چرچیل می‌تواند با هزاران لشگر برابری کند.
- دوراندیشی ناپلئون در تاکتیک نظامی موجب غلبه بر دولت‌های قدرتمند می‌شود.
- نبوغ پیامبری چون محمد ص در برانگیختن انسان‌ها، مردمانی فلاکت‌زده را به افتخارات بی‌سابقه سوق می‌دهد.
بنابر این اکثریت مقلد از پی اقلیت نوآور می‌رود.تاریخ مبارزه اقلیت‌هاست. البته محافظه‌کاری در برابر دگرگونی ایستادگی می‌کند و لازم است افکار جدید، از آسیای مخالفت، رد شدن و توهین بگذرند تا کامل و پخته شوند و اجازه یابند به خدمت نوع بشر درآیند.
نیک است که کهن در برابر نو بایستد و نو کهن را آزار دهد. از درون این درگیری به‌سان کشاکش میان طبقات و جنس‌های مخالف، پیشرفت شتابناک سر برمی‌آورد.
آرامش و پرواز روح

درس‌های تاریخ(تاریخ درمانی) ۶

معرفی کتاب درس‌های تاریخ ویل‌دورانت ۶
نژاد و تاریخ: ژوزف گوبینیو، شرق شناس فرانسوی: تاریخ نشان می‌دهد که تمدن در کل، از نژاد سفید برخاسته و هیچ نژادی بی‌کمک او نمی‌تواند زنده بماند و یک جامعه تا هنگامی بزرگ و تواناست که خون پاک گروه پدیدآورندگان خود را حفظ کند.
سستی‌های فرضیه نژادی: -یک محقق چینی متذکر می‌شود که هم‌وطنانش از دو هزار سال قبل از میلاد، طولانی‌ترین تمدن تاریخ، هنرمندان، فلاسفه و قدیسین را آفریده‌اند.
-محقق مکزیکی به بناهای فرهنگ مایاها، آزتک و اینکا پیش از کشف آمریکا اشاره می‌کند.
-محقق هندو یادآور می‌شود که مردم سیاه‌پوست دراویدی معماران و شاعران بزرگ پروردند، معابد مادورا و تری چیناپالی از جذاب‌ترین بناهای زمینند.
-حیرت‌انگیزتر از آن معبد برجی شکل خمرها در آنگکوروات کامبوج است:
تاریخ بین رنگ‌ها فرق نمی‌گذارد و می‌تواند در میان هر رنگ پوستی در محیط مساعد، تمدن بیافریند.
حتی اگر فرضیه نژاد سفید درست باشد مشکلات دیگری باقی است: -سامی‌ها تمدن‌های بابل، فلسطین، فینیقیه و اسلام را به یاد خواهند آورد.
- یهودیان کتاب مقدس و مسیحیت را به اروپا دادند و در قرآن محمد ص سهم بزرگی دارند.
آشکار است که فرهنگ‌های باستان مصر، یونان و روم محصول موقعیت جغرافیایی و اقتصادی بودند نه ساختار نژادی و تمدن ایشان بیشتر ریشه شرقی داشت و یونان ادب و هنر خود را از آسیای صغیر، فنیقیه و مصر گرفت.
آرامش و پرواز روح

درس‌های تاریخ(تاریخ درمانی) ۵


معرفی کتاب درس‌های تاریخ ویل دورانت ۵
درس دوم زیست‌شناسی تاریخ: حیات انتخاب است: در رقابت غذا یا جفت بعضی پیروز می‌شوند و برخی ناکام‌. ما نابرابر و بی‌اختیار به جهان آمده‌ایم
طبیعت تفاوت را به عنوان ملزومات انتخاب و تکامل دوست دارد.
طبیعت به جمع شدن آزادی و برابری در آرمان‌های ما می‌خندد چه این دو دشمنان قسم خورده و دیرینه‌اند.اگر انسان‌ها آزاد گردند نابرابری‌هایشان به طور تصاعدی چند برابر می‌شود چنان‌که در دوره آزادی عمل در انگلستان و آمریکا در قرن نوزدهم شد.
برای مهار نابرابری باید آزادی قربانی شود چنان‌که در روسیه بعد از ۱۹۱۷ شد‌.
درس سوم: حیات باید زاینده باشد.گونه‌هایی که نمی‌توانند به وفور تولید مثل کنند به کار طبیعت نمی‌خورند.
طبیعت زاد و ولد انبوه را دوست دارد و از مبارزه و تنازع که برجای‌ماندگان آن اندکند، لذت می‌برد*، بی شک هجوم هزاران اسپرم را برای بارور ساختن یک تخمک به دیده تحسین می‌نگرد. طبیعت به نوع بیش از فرد علاقمند است و بین تمدن و بربریت تفاوتی اندک قائل می‌شود.
*اگر از سوی دیگر نگاه کنیم، اکنون که زنده‌ایم چه توجهی به ما داشته و یا چه اقبالی داشته‌ایم و این رباعی خیام جلوه‌گر می‌شود:
خیام اگر ز باده مستی خوش باش!
با لاله‌رخی اگر نشستی خوش باش!
چون عاقبت کار جهان نیستی است
انگار که نیستی چو هستی خوش باش!
آرامش و پرواز روح

درس‌های تاریخ(تاریخ درمانی)۳


معرفی کتاب درس‌های تاریخ ویل دورانت۳
تاریخ و زمین
تاریخ وقایع گذشته است یا گزارش آن وقایع؟
تمام تاریخ بشر نقطه ناچیزی در فضاست و نخستین درس آن فروتنی است.
هر لحظه امکان دارد ستاره دنباله‌داری گوی خاکی ما را به معلق زدن اندازد یا حرارت آن از انسان تا کک و ساس را خفه کند با همه اینها از زبان پاسکال به کیهان طعنه می‌زنیم:
وقتی عالم انسان را خرد و نابود ساخته باز هم انسان شریف‌تر از نابودکننده خود خواهد بود، زیرا او می‌داند که مردنی است، اما عالم از پیروزی خود غافل است.
تاریخ تابع زمین‌شناسی است. هر روز در جایی دریا به روی خاک می‌غلتد، شهرها در زیر آب ناپدید می‌شوند و کلیساهای زیر آب خفته ناقوس خود را به صدا در می‌آورند. نبوغ انسان بر موانع زمین‌شناختی غلبه می‌کند، کویرها را آبیاری، کوه‌ها را تسطیح می‌کند یا شهر شناور می‌سازد، اما گردبادی شهری را در ساعتی ویران می‌کند.اگر باران اندک ببارد تمدن در زیر شن ناپدید می‌شود، چنان‌که در آسیای مرکزی شد و اگر سیل‌آسا ببارد، جنگل تمدن را خفه می‌کند چنان‌که در آمریکای مرکزی کرد.
جغرافی زهدان تاریخ، مادر و پروراننده آن است.رودها و دریاچه‌ها مهاجران را به کناره‌های خود جلب می‌کنند زیرا آب مایه حیات است.
مصر هدیه نیل بود و بین‌النهرین در میان دو رود خود، تمدن‌های پیاپی بنا نهاد.
هندوستان دختر سند، براهماپوترا و گنگ بود.جمعیت فزونی‌یافته یونان در اطراف مدیترانه و دریای سیاه رفتند ( به قول افلاطون مانند قورباغه در کنار آبگیر)
آرامش‌ و پرواز روح

درس‌های تاریخ(تاریخ درمانی)۴


معرفی کتاب درس‌های تاریخ ویل دورانت 4
زیست‌شناسی و تاریخ
در یک جنگل که صدها جانور می‌خزند، جست و خیز یا پرواز می‌کنند، با نزدیک شدن ما می‌گریزند، پریشان یا پراکنده می‌شوند.
ناگهان درمی‌یابیم چه اقلیت خطرناکی هستیم، احساس می‌کنیم در زیستگاه طبیعی آنها میهمان ناخوانده‌ایم، آنگاه همه روایات و دستاوردهای انسان به نظرمان حقیر می‌آید.
آری ما دستخوش جریان‌های تکاملی و تنازع بقا هستیم.درس نخست زیست شناسی تاریخ: زندگی مبارزه و رقابت است.رقابت داد و ستد تجارت نیست؛ داد و ستد زندگی است.
حیوانات بی‌پروا یکدیگر را می‌درند و می‌خورند، انسان‌های متمدن در سایه قانون یکدیگر را مصرف می‌کنند.
همکاری در خانواده، باشگاه، حزب یا ملت، رقابت با سایر گروه‌ها و ملت‌هاست.
جنگ شیوه خوردن یک ملت است.جنگ قطعی‌ترین شکل رقابت است و سبب ترویج همکاری می‌شود.
آرامش و پرواز روح

درس‌های تاریخ(تاریخ درمانی) ۲


معرفی کتاب درس‌های تاریخ ویل دورانت ۲
تامل‌‌های تاریخی
-آیا از تاریخ چیزی دیده‌ای که بتوان آینده و سرنوشت بشر را پیش‌بینی کرد؟
- آیا درست است که تاریخ معنایی ندارد؟
- آیا درست است که گذشته تکرار خطاهایی است که آینده محکوم به انجام آن است؟(حال طومار گذشته است که برای اجرا بسته شده و گذشته همان طومار حال است که برای شناخته شدن گسترده شده است)
چارلز پیژوی: بخش عمده تاریخ حدس و فرض و بقیه تعصب است.
تاریخ نگاری علم نیست، صنعت- به دلیل استخراج حقایق-، هنر - برای ایجاد نظمی با معنا در درون آشفتگی- یا فلسفه- برای روشنگری و جستجوی چشم‌انداز آینده- است.
ما از همه تاریخ بی‌خبریم شاید پیش از سومری‌ها تمدن دیگری بوده است. در تاریخ مانند علم و سیاست، نسبیت حاکم است.
تاریخ به آنان که در جستجوی مجاری علمی و منطقی برای آن هستند می‌خندد، همه قواعد را در هم می‌ریزد؛ تاریخ میزان و قاعده‌ای ندارد.
آرامش و پرواز روح

درس‌های تاریخ(تاریخ درمانی) ۱

در مجموعه پیش رو بر آنیم که تاریخ را از مردگی در آوریم، زنده سازیم و شفابخش دردها و زخمهایمان کنیم. آگاهی از این‌که آنچه بر ما می‌گذرد تازه نیست و تاریخ سرشار سرگذشتهایی مشابه ماست(نظریه تکرار و تکامل تاریخ هگل یا به عکس، جمله معروف جرج سانتیا: آنان که تاریخشان را ندانند مجبور به تکرار آن هستند) پریشانی و بی‌قراری را از ما می‌زداید.

ابتدا پیشینه درس‌های تاریخ ذکر می‌شود.

معرفی کتاب درس‌های تاریخ ویل دورانت*۱

درباره نویسندگان: ویل دورانت و آریل دورانت(آدا کوفمن) همسرش، که در تمام ده جلد تاریخ تمدن همکاری داشت. آنها زندگی خود را وقف تاریخ ۴ هزار ساله بشر ساختند و سعی کردند ۴ هزاره را با دید وسیع بنگرند. در این باره چنین می‌گویند: "اقدامی خانوادگی بود شاید هم حبس ابد ولی از آن متاسف نیستیم." طرح کلی نگارش بر اساس کتاب تاریخ تمدن در انگلیس، اثر هانری تامس باکل به ذهن ویل دورانت راه یافت و چیزی فراهم آورد که به گفته موریس مترلینگ: بزرگترین تاریخ بشر و جریانی یک‌دست و تابناک است. قلم او به هر چه بتابد آن را روشن و ساده می‌کند‌. درس‌های تاریخ پس‌گفتاری است بر ده جلد تاریخ تمدن، که به پرسش‌های کلی تاریخ پاسخ می‌دهد و در صدد دریافت پاسخ تاریخ در باره رفتار و آینده انسان است. بزرگترین درس تاریخ از نظر دورانت‌ها:"صبورانه حقیقت را بپذیریم و پندارهای یکدیگر را ارج نهیم."

*ویل و آریل دورانت، ترجمه محسن خادم، ققنوس،تهران، چاپ چهارم، ۱۳۸۶(با ترجمه‌های ابوالفضل حقیری قزوینی و مرجان شمیلی شوشتری نیز چاپ شده است)

آرامش و پرواز روح