همچنین تاریخ پر است از حقیقت‌گویانی که در زمان خود نادیده گرفته شدند، انکار و طرد شدند یا به قتل رسیدند. آنها از غالب زمان خود فراتر رفتند و برای هم‌عصرانشان تحمل آنها سخت بود اما در زمانهای آینده مشهور شدند و نظریاتشان پذیرفته شد. در این دسته هم مخترعان و دانشمندان وجود دارند، هم پیامبران و فیلسوفان و هم عارفان و صوفیان.
بک مثال:
نپذیرفتن کشف نقاشی‌های غارها از سوی دانشمندان آن دوران:

شصت سال پیش(مقدمه مولف ۱۹۳۵) سنیور مار سلینودو در املاک خود در شمال اسپانیا، غاری مشاهده کرد، که سنگها در آن را بسته بودند، اما در نتیجه دینامیت‌های تخریب، غار نمایان شد و سه سال بعد، او متوجه علامات عجیبی بر دیوارها و سقف غار شد نقاشی یک گاو وحشی و ... وی در سال ۱۸۸۰ گزارش مشاهدات خود را انتشار داد و باستان‌شناسان با شکی که از مختصات ایشان است استقبال کردند، یکی از آنها قدم رنجه کرد و نتیجه این شد که این نقوش تقلبی است و این نظر ۳۰ سال دوام آورد. بعد از آن تصاویر در غارهای دیگر کشف شد، همراه افزارهای غیر صیقلی، همه پذیرفتند مربوط به دوره‌های ماقبل تاریخ است و نظر سوتواولا درست بوده است ولی او دیگر زنده نبود.
امروز به این نتیجه رسیده‌اند که نقاشی‌های شمال اسپانیا و غارهای متعدد فرانسه و قسمت اعظم آثار هنری ماقبل تاریخ، مربوط به دوره ماگدالنی، یعنی حدود ۱۶۰۰۰ سال قبل از میلاد است. بیشتر این نقاشی‌ها جانورانی چون گوزن، ماموت، اسب و خوک و خرس است. به عقیده فریزر و ریناخ این تصاویر عنوان سحر و جادو داشته و قصدشان شکار بوده است، اما اگر این درست بود به صورت رمزی ساده اکتفا می‌کرد، در صورتی که این تصاویر به اندازه‌ای ظریف است که انسان با دیدن آن متاثر می‌شود که چرا در این مدت طولانی هنر آن اندازه که شایسته بوده پیشرفت نکرده است.(پس از زوال امپراتوران و دولت‌ها تنها هنر زنده می‌ماند.تئوفیل گوتیه شاعر فرانسوی)تاریخ تمدن ویل دورانت، ج۱، ۱۴۷
آرامش و پرواز روح