درس‌های تاریخ(تاریخ درمانی) ۲۴



همچنین تاریخ پر است از حقیقت‌گویانی که در زمان خود نادیده گرفته شدند، انکار و طرد شدند یا به قتل رسیدند. آنها از غالب زمان خود فراتر رفتند و برای هم‌عصرانشان تحمل آنها سخت بود اما در زمانهای آینده مشهور شدند و نظریاتشان پذیرفته شد. در این دسته هم مخترعان و دانشمندان وجود دارند، هم پیامبران و فیلسوفان و هم عارفان و صوفیان.
بک مثال:
نپذیرفتن کشف نقاشی‌های غارها از سوی دانشمندان آن دوران:

شصت سال پیش(مقدمه مولف ۱۹۳۵) سنیور مار سلینودو در املاک خود در شمال اسپانیا، غاری مشاهده کرد، که سنگها در آن را بسته بودند، اما در نتیجه دینامیت‌های تخریب، غار نمایان شد و سه سال بعد، او متوجه علامات عجیبی بر دیوارها و سقف غار شد نقاشی یک گاو وحشی و ... وی در سال ۱۸۸۰ گزارش مشاهدات خود را انتشار داد و باستان‌شناسان با شکی که از مختصات ایشان است استقبال کردند، یکی از آنها قدم رنجه کرد و نتیجه این شد که این نقوش تقلبی است و این نظر ۳۰ سال دوام آورد. بعد از آن تصاویر در غارهای دیگر کشف شد، همراه افزارهای غیر صیقلی، همه پذیرفتند مربوط به دوره‌های ماقبل تاریخ است و نظر سوتواولا درست بوده است ولی او دیگر زنده نبود.
امروز به این نتیجه رسیده‌اند که نقاشی‌های شمال اسپانیا و غارهای متعدد فرانسه و قسمت اعظم آثار هنری ماقبل تاریخ، مربوط به دوره ماگدالنی، یعنی حدود ۱۶۰۰۰ سال قبل از میلاد است. بیشتر این نقاشی‌ها جانورانی چون گوزن، ماموت، اسب و خوک و خرس است. به عقیده فریزر و ریناخ این تصاویر عنوان سحر و جادو داشته و قصدشان شکار بوده است، اما اگر این درست بود به صورت رمزی ساده اکتفا می‌کرد، در صورتی که این تصاویر به اندازه‌ای ظریف است که انسان با دیدن آن متاثر می‌شود که چرا در این مدت طولانی هنر آن اندازه که شایسته بوده پیشرفت نکرده است.(پس از زوال امپراتوران و دولت‌ها تنها هنر زنده می‌ماند.تئوفیل گوتیه شاعر فرانسوی)تاریخ تمدن ویل دورانت، ج۱، ۱۴۷
آرامش و پرواز روح

درس‌های تاریخ(تاریخ درمانی) ۲۱


معرفی کتاب درس‌های تاریخ ویل‌دورانت ۲۱
تعلیم و تربیت: انتقال میراث معنوی، اخلاقی، فنی و زیباشناسی به وسعتی هرچه گسترده‌تر است.
تاریخ خلق و ضبط این میراث و پیشرفت ازدیاد، انتقال و به‌کارگیری آن است.
آنان که تاریخ را یادنامه شوق‌آفرین انسان‌های آفریننده می‌دانند(نه آنان که تاریخ را یادآوری حماقت‌ها و جنایت‌های انسان می‌دانند)، گذشته را شهری ملکوتی می‌بینند(نه تاریک‌خانه نومیدی و وحشت)، کشور پهناور اندیشه‌ که در آن هزاران قدیس، دولتمرد، مخترع، هنرمند، شاعر، عاشق و فیلسوف هنوز زنده‌اند، سخن می‌گویند، صورتگری می‌کنند و نغمه می‌پردازند.
مورخ از این‌که نمی‌تواند در حیات، معنایی غیر از آنکه خود به انسان داده است بیابد تاسف نخواهد خورد. بگذارید از این‌که به حیاتمان معنا و مفهوم می‌بخشیم احساس غرور کنیم.
سعادتمند انسانی است که قبل از مرگ تا آنجا که می‌تواند از میراث تمدن خوشه‌چینی کند و آن را به فرزندان خود منتقل کند. او سپاس‌گزار این میراث زوال ناپذیر است و آن را حیات جاوید انسان می‌داند.
آرامش و پرواز روح

درس‌های تاریخ(تاریخ درمانی) ۲۰


معرفی کتاب درس‌های تاریخ ویل‌دورانت ۲۰
آیا پیشرفت واقعی است؟
اگر بر زندگی امروزی نظری وسیع بیفکنیم و آشفتگی‌‌ها و جنایت‌هایش را با جهل و تعدی انسان‌های اولیه مقایسه کنیم، پایین‌ترین سطوح جوامع متمدن با اقوام وحشی چندان تفاوتی ندارند.
اما از آن سطح که بگذریم زیاد هم مایوس نمی‌شویم: میلیون‌ها انسان به تعقل و اخلاق رسیده‌اند، علم، خرافات و گمراهی و تعصب دینی را کم کرده و فناوری، رفاه و تعلیم و تربیت و تفریح را گسترش داده است و ...
نباید از این‌که تمدن ما هم نابود خواهد شد، مضطرب شویم(فردریک کبیر خطاب به لشگر شکست خورده‌اش: می‌خواهید تا ابد زنده بمانید؟)مطلوب این است که، زندگی شکل‌های تازه بگیرد و تلاش برای رویارویی با چالش شرق که در حال سربرافراشتن است، به غرب توانی تازه بخشد.
تمدن بزرگ نمی‌میرد و دستاوردهای گرانقدر آنها برجای مانده‌اند: برافروختن آتش، چرخ و ابزار، زبان، خط، هنر و موسیقی، کشاورزی و اخلاق، خانواده و تربیت عناصر تمدنند که با سرسختی در معابر مخاطره‌آمیز انتقال تمدن‌ها محفوظ مانده‌اند. "این‌ها بافت پیوندی تاریخ بشرند"
اگر تعلیم و تربیت انتقال دهنده تمدن باشد بدون شک ما در حال پیشرفتیم، دانشگاه‌ها چنان زیادند که هر مشتاقی می‌تواند درجه دکترا بگیرد...
آرامش‌ و پرواز روح

درس‌های تاریخ(تاریخ درمانی) ۱۹


معرفی کتاب درس‌های تاریخ ویل‌دورانت ۱۹

آیا پیشرفت در تمدن کنونی واقعی است؟
از کشفیات ناامید کننده قرن ما، بی‌طرفی علم است، همان‌طور که درمان می‌کند، به کام مرگ می‌کشد و همان طور که می‌سازد ویران می‌کند. گفته "فرانسیس بیکن" که دانش قدرت است، چه نابجاست. گاه می‌اندیشیم که متفکران قرون وسطی و رنسانس که به جای دانش، بر اسطوره و هنر تکیه داشتند از ما عاقل‌تر بوده‌اند. از آنچه علم پزشکی بر عمرمان افزوده شاکریم، به شرط آنکه این عمر اضافی ادامه بیماری، ناتوانی و افسردگی نباشد. قدرت خبررسانی خود را در سطح جهانی صدها برابر کرده‌ایم، اما یه اجداد خود حسد می‌بریم که تنها اخبار روستا سکون و سکوتشان را می‌آشفت.
شاد از آنیم که خود را از بند دین رها ساخته‌ایم، اما آیا نوعی اخلاق طبیعی به وجود آورده‌ایم که قادر باشد غرایز پرخاشگری و شهوترانی ما را کند و از سقوط تمدن به ورطه آز و جنایت جلوگیری کند؟! آیا واقعا متعصب نیستیم، یا تعصب مذهبی را به خصومت‌های ملی و آرمانی تبدیل کرده‌ایم؟!
آرامش و پرواز روح

درس‌های تاریخ(تاریخ درمانی) ۱۸


معرفی کتاب درس‌های تاریخ ویل‌دورانت ۱۸
...در یک مورد همه اتفاق نظر دارند: تمدن‌ها آغاز می‌شوند، می‌درخشند، انحطاط می‌پذیرند و نابود می‌گردند یا مانند آبکیری جدامانده از نهری سیلابی راکد می‌افتند.
اغلب دولت‌ها با پیروزی یک گروه بر گروه دیگر شکل گرفتند. احکام گروه غالب، قوانین گروه مغلوب است که با اضافه شدن عرف و عادات مردم، نظم اجتماعی نوینی پدید می‌آورد.
چالش‌ها سرچشمه‌های متعدد دارند، که به سبب تکرار یا ترکیب به قدرت ویران‌گر تبدیل می‌شوند: کمبود باران و خشکسالی- تغییر در راه‌های تجارت مثلا تسلط بر اقیانوس یا آسمان-فروپاشی ملت در جنگ طبقاتی بر اثر تمرکز ثروت.
... با توسعه آموزش و پرورش، باورهای مذهبی به سستی می‌گراید و ادیان بدون نفوذ در اعمال و آرزوها ظاهری می‌شوند. با ظهور مبانی انسانی اخلاق و برداشته شدن محرمات آسمانی، تقدس آن نظام از بین می‌رود مثل یونان باستان که فلاسفه اعتقادهای کهن را نابود کردند.در ملل عصر جدید اروپا نیز فلاسفه به همین نتیجه رسیدند.پروتاگوراس، ولتر شد، دیوژن روسو، افلاطون کانت، تراسی ماخوس نیچه و ارسطو اسپنسر.
در پایان این روند، ممکن است شکست در یک جنگ خارجی ضربه نهایی را به موجودیت یک سرزمین وارد کند، یا هجوم توحش از بیرون با تمدن ستیزی داخل ممزوج شود و بیخ تمدن را براندازد.آیا تصویر این امر ملالت‌بار است؟ نه زیاد، زندگی چه در افراد و چه در ملل ادعای جاودانگی ندارد.
مرگ امری طبیعی است که اگر ناهنگام نرسد مفید و بخشودنی است‌ و فکر پخته از فرارسیدنش پریشان نمی‌شود.
اما آیا تمدن‌ها هم می‌میرند؟ نه کاملا! تمدن یونانی هم هنوز واقعا نمرده، تنها قالب آن از میان رفته و زیستگاه آن تغییر یافته و وسیع‌تر شده است. هومر بیش از زمان خود خواننده دارد. شعرا و فلاسفه یونان در هر کتابخانه و دانشگاهی حضور دارند.
ملت‌ها می‌میرند، سرزمین‌های قدیمی خشک و برهوت یا دچار دگرگونی می‌شوند.انسان سازگار و انعطاف‌پذیر، ابزار و فنون خویش را بر‌می‌گیرد و همراه با خاطره‌ها به راه می‌افتد، تمدن نیز با او مهاجرت می‌کند و در جایی دیگر خانه می‌سازد.ارتباطات و رفت و آمدها همانند بند جفتی که به جنین غذا می‌رساند، او را به وطن مادری پیوند می‌دهد.روم تمدن یونان را وارد کرد و به اروپای غربی منتقل ساخت‌.آمریکا از تمدن اروپا بهره‌ور گشت و اینک آماده می‌شود تا با شیوه انتقالی بی‌نظیری آن را دوباره جابجا سازد.
تمدن‌ها مخلوق روح بشرند. همان‌گونه که زندگی بر مرگ فائق می‌شود فرهنگ کهنسال هم در طول سالیان دراز فراسوی دریاها میراث خویش را به وارثان جدید وامی‌گذارد.
آرامش و پرواز روح

درس‌های تاریخ(تاریخ درمانی) ۱۷


معرفی کتاب درس‌های تاریخ ویل‌دورانت ۱۷
ادامه رشد و زوال: بعضی در پی آن رفته‌اند تا قواعد سست تاریخ را به صورت آیات جلیل درآورند: "سنت سیمون" پدر سوسیالیسم فرانسه، گذشته و آینده را به تناوبی از دوره‌های سازواره‌ای و بحرانی تقسیم کرده است. او می‌پنداشت که سوسیالیسم سرآغاز عصر سازواره‌ای جدید است.
"اسوالد اشپنگر" تاریخ را به تمدن‌های جدا از هم تقسیم کرد، که در اساس دو دوران دارند: یک دوران با سازمانی مرکزگرا که همه را در قالبی هنرمندانه و منحصر به خود متحد می‌سازد و دیگری دوران تفرقه‌، که در آن کیش و فرهنگ متلاشی می‌شود و در آشفتگی فردگرایی و‌ گمراهی هنری نابود می‌گردد.

آرامش‌ و پرواز روح

درس‌های تاریخ(تاریخ درمانی) ۱۶


معرفی کتاب درس‌های تاریخ ویل‌دورانت ۱۶
رشد و زوال: تمدن: نظمی اجتماعی، که رشد دهنده فرهنگ است. در پرتو آزادی و امکانات، ابداع، عقاید، ادبیات و هنرها صورت می‌گیرد.
تمدن، رشته درهم پیچیده روابط انسانی است که دشوار بافته و آسان نابود می‌شود.
آیا این رویش و زوال قواعدی دارد، که تمدن‌های آینده خویش را پیش‌بینی کنیم؟
برخی خیال‌پردازان پنداشته‌اند چنین است(ویرژیل، نیچه و .‌‌..).
تاریخ تکرار می‌شود اما در کلیات و در مقیاسی بزرگتر: می‌توانیم انتظار داشته باشیم :-کشورهای جدید پدید آیند و بعضی کشورها مضمحل شوند.
-تمدن‌های جدید که از شبانی و کشاورزی آغاز شده، به تجارت و صنعت متحول شوند.
- نسل‌های جدید علیه قدیم بشورند و پس از انقلاب به سازشکاری و ارتجاع روی آورند.
-تجربه‌های جدید اخلاقی، سنت‌های قدیم را سست کند و متولیان آن را به وحشت اندازد.
تاریخ در مقیاسی وسیع‌تر تکرار می‌شود، زیرا انسان ساخته شده تا در برابر گرسنگی، خطر و کشش جنسی به شیوه‌های یکنواخت و ثابت پاسخ گوید، اما در یک تمدن پیشرفته افراد متمایزند، در عکس‌العمل‌های غریزی تعدیل صورت می‌گیرد، تعقل گسترش می‌یابد و نتایح زیاد هم قابل پیش‌بینی نیست.
اطمینانی نیست آینده گذشته را تکرار کند، هر سال برای خود ماجرایی است.
آرامش‌ و پرواز روح

درس‌های تاریخ(تاریخ درمانی) ۱۴ و ۱۵ معرفی کتاب درس‌های تاریخ ویل‌دورانت ۱۴ و ۱۵


تاریخ و‌ جنگ
جنگ یکی از عناصر ثابت تاریخ است و تمدن و دموکراسی چیزی از آن نکاسته است.
از ۳۴۲۱ سال گذشته که تاریخ مضبوط دارد تنها ۲۶۸ سال آن جنگی به خود ندیده است.
هراکلیتوس: جنگ یا رقابت پدر همه چیز است.
سرچشمه پرقدرت اندیشه‌ها، اختراعات و دولت‌هاست.
صلح نوعی تعادل ناپایدار است، که تنها با قبول برتری یا در صورت تساوی قدرت قابل حفظ شدن است.
علل و اسباب جنگ همانند علل و اسباب رقابت میان افراد است: به چنگ آوردن، غرور، جستجوی غذا، زمین و سیادت. دولت‌ها همان غرایز ما را دارند منهای محدودیت‌ها و قیود ما.
غرور فرد توان اضافه در رقابت برای زیستن می‌آفریند، ملی‌گرایی نیز در جنگ و سیاست قدرت اضافی به دولت می‌بخشد. هنگامی که دولت‌های اروپا، خویش را از سیادت پاپ‌ها رها ساختند، ملی‌گرایی را به گونه مکمل ارتش دامن زدند. در قرن‌های ۱۷ و ۱۸ جنگ بیشتر محصول رقابت میان اشراف بود نه مبارزه ملت‌ها. در قرن بیستم جنگ به سبب پیشرفت ارتباطات، حمل و نقل، سلاح و اسباب تبلیغ و تلقین به شکل جدال میان ملت‌ها درآمد. اینک جنگی، قادر است زحمات قرن‌ها را برای ایجاد شهرها، آفرینش هنر و توسعه مدنیت به باد دهد.
روشن است که امروز باید آمریکا وظیفه‌ای- حفظ تمدن غرب از خطر خارجی- را که انگلستان در قرن ۱۹ به شکل عالی انجام داد، تقبل کند.
دولت‌های کمونیست، مجهز به سلاح‌های نوین و نرخ بالای موالید، بارها اعلام کرده‌اند مصمم‌اند اقتصاد و استقلال دولت‌های غیر کمونیست را نابود کنند.
کشورهای روی زمین تنها زمانی که همگی از خارج مورد حمله قرار گیرند در همکاری‌های بنیادی متحد خواهند شد. شاید اینک ما خستگی ناپذیر به سوی آن سطح رقابت در حرکتیم، شاید روزی با موجودات بلندپرواز سیارات دیگر رویارو گردیم(جنگ بین سیارات) تنها آن‌گاه ما زمینی‌ها یکی خواهیم بود.
آرامش و پرواز روح

درس‌های تاریخ(تاریخ درمانی) ۱۲ و ۱۳ معرفی کتاب درس‌های تاریخ ویل‌دورانت ۱۲ و ۱۳

حکومت و تاریخ
... امروز پابه‌پای آنکه اقتصاد، صنعت و سرمایه مرزها را می‌شکند و شکل بین المللی به خود می‌گیرد، حکومت جهانی در حال به وجود آمدن است.
سلطنت سازگارترین نوع حکومت با طبیعت بشر است مانند سلطه پدر در خانواده.
گیبون: شادمان‌ترین و رفاه‌آمیزترین دوران نژاد انسان، از تاجگذاری نروا تا مرگ مارکوس اورلیوس است، که خوشبختی مردم یگانه هدف حکومت بود‌ حتی اتباع رومی هم از اطاعت چنین حکومتی به خود می‌بالیدند. سلطنت موروثی نبود‌ امپراتور قدرت خود را به شايسته‌ترین فردی که می‌توانست بیابد، منتقل می‌کرد او را به فرزندی برمی‌گزید، تربیتش می‌کرد و به تدریج مهار قدرت را در دستش می‌نهاد.
روسو: حکومت اشراف، سالم‌ترین انتخاب بر اساس اصل و نسب است، به جای انتخاب بر اساس پول، علم، دین یا زور. حکومت اشراف از هنر حمایت کرده و بر آن نظارت داشت، ولی از هنگامی که قدرت و امتیاز را در انحصار خود گرفت و با استثمار بر مردم ظلم روا داشت، محرومان برای شورشی عظیم به هم پیوستند و گیوتین سر هزاران نجیب‌زاده را از تن جدا ساخت و نوبت رهبری نادرست دموکراسی رسید(انقلاب کبیر فرانسه و انقلاب روسیه)، اما نتایج به دست آمده از انقلاب می‌توانست بدون آن و از طریق توسعه تدریجی و اجباری اقتصادی حاصل شود‌.
آمریکا بی‌هیچ انقلابی، عامل حاکم در جهان انگلیسی زبان گشت. انقلاب فرانسه، قدرت را از اشراف به سوداگران منتقل کرد، اما همین نتیجه در انگلستان قرن نوزدهم بدون خونریزی و برهم زدن آرامش عمومی‌، به دست آمد.
افلاطون: تحولات سیاسی دارای توالی سلطنت، حکومت اشراف، دموکراسی و دیکتاتوری هستند.
آرامش و پرواز روح

درس‌های تاریخ(تاریخ درمانی) ۱۰ و ۱۱

معرفی کتاب درس‌های تاریخ ویل‌دورانت ۱۰ و ۱۱
دین و تاریخ
حتی مورخ بدبین هم خاضعانه برای دین احترام قائل می‌شود. دین به سالخوردگان، محرومان و رنجدیدگان تسلی و آرامشی فوق طبیعی بخشيده، به اولیا و مربیان در منضبط ساختن جوانان یاری داده، به حقیرترین زندگی‌ها معنا و سرافرازی بخشيده است. از طریق نیایش‌ها با تبدیل میثاق‌های انسانی به رابطه مقدس با خدا، ثبات آورده است. ناپلئون: دین فقیر را از قصد جان غنی کردن، بازداشته است.
از آنجا که نابرابری طبیعی، بسیاری از ما را محکوم به فقر و شکست کرده، پناهگاه فوق طبیعی جایگزین یاس است. اگر این امید برخیزد، جنگ طبقاتی شدت می‌گیرد. بهشت و آرمان‌شهر دو دلو آبکشی‌اند که فرو رفتن یکی برآمدن دیگری است. هنگامی که دین از رونق بیفتد کمونیسم رشد می‌کند.
مخالفان کلیسا: هرگز دین اخلاقیات را تعالی نبخشیده است. در قرون وسطی فساد اخلاق رونق داشت، اما اگر تاثیر تعادل‌بخش نصایح اسوه‌های قدیسان و نیایش‌های وحدت بخش مسیح وجود نداشت، بی‌نظمی اخلاقی پانصد سال تهاجم بربرها بسیار شدیدتر بود.
آگاهی فزاینده انسان از جایگاه حقیر خود در جهان، به کاهش باورهای دینی شتاب بخشید. از زمان کوپرنيک(۱۵۴۳) فرانسیس بیکن( ۱۶۲۶) در عین احترام نهادن به اسقفان اعلام کرد که علم، دین انسان رهایی یافته عصر جدید است.
یکی از درس‌های تاریخ: دین سخت جان است و پس از مرگ به عادت خود باز زنده می‌شود:
-اختانون تمام قدرت فرعونی خود را به کار گرفت تا دین آمون را منسوخ کند، یک سال بعد از مرگش دین آمون احیا شد.
-بودا دینی آورد بی‌خدا، اما پس از مرگش خدایان متعدد بازگشتند.
در تاریخ قبل از عصر ما، نمونه مهم از جامعه‌ای که بدون دین حیات اخلاقی خود را حفظ کرده باشد وجود ندارد.
فرانسه، آمریکا و چند کشور دیگر پیوندهای حکومت را از کلیسا گسسته‌اند‌، اما برای نظم جامعه از یاری کلیسا بهره‌مند شده‌اند.
تنها چند کشور کمونیستی از مذهب بریده‌اند و یاری آن را هم رها کرده‌اند.کمونیسم جای مذهب پذیرفته شده است‌، اما اگر نظام سوسیالیستی، فقر توده‌ها را از میان نبرد این دین جدید نیز کارایی خود را از دست خواهد داد و دولت ناچار به احیای اعتقادات فوق طبیعی خواهد شد: " تا در جهان فقر هست خدایان هم وجود خواهند داشت"
آرامش و پرواز روح

درس‌های تاریخ(تاریخ درمانی) ۸ و ۹


معرفی کتاب درس‌های تاریخ ویل‌دورانت ۸ و ۹
اخلاق و‌تاریخ
قوانین اخلاقی به دلیل انطباق با شرایط تاریخی در تغییرند. تاریخ اقتصادی به سه مرحله شکار، زراعت و صنعت تقسیم می‌شود. مرحله شکار: انسان ناچار به تعقیب، جنگ و کشتار بود. هنگامی‌که به صید دست می‌یافت، تا حداکثر ظرفیت معده‌اش می‌خورد، چون نمی‌دانست بار دیگر می‌خواهد خورد.حرص، زاده ناامنی است چنان‌که وحشی‌گری یادگار زمانی است که شرط بقا توانایی کشتن بود(امروز میان کشورها چنین است) .
مرگ مردان بیشتر بود و ناچار زنان متعدد داشتند.
مرحله زراعت احتمالا عصر نوسنگی: نظام جدید، فضائل جدیدی طلب می‌کرد و پاره‌ای از فضائل قدیم به رذائل بدل شد. سخت‌کوشی از شجاعت حیاتی‌تر، صرفه‌جویی از تجاوز سودآورتر، و صلح از جنگ.تنظیم خانواده خلاف اخلاق، خانواده واحد تولیدی و سیادت پدر مبنای اقتصادی است.فرزندان زود ازدواج می‌کنند تک همسری بدون طلاق و فرزند زیاد آوردن به مدت ۱۵۰۰ سال در اروپای مسیحی و مستعمرات آن برقرار بود.
انقلاب صنعتی: خانواده از اقتدار افتاد و مردان و زنان و کودکان همبستگی را رها کردند تا در کارخانه‌هایی که برای جا دادن ماشین ساخته شده بود نه انسان، به صورت فردی کار کنند. بلوغ اقتصادی دیررس شد. شهر به نوعی در ازدواج مانع می‌آفرید، اما شهوترانی را ترغیب و سهل می‌کرد.
نکته مهم: تاریخ بدان‌گونه که نوشته می‌شود با آن گونه که معمولا وجود داشته متفاوت است‌. مورخ موارد استثنایی را گزارش می‌دهد زیرا جالب است. در پشت ظاهر خونبار جنگ، فقر، فحشا و قتل، میلیون‌ها آشیانه پاک، ازدواج‌های محبت‌آمیز مردان و زنان مهرپرور و سعادتمند در کنار فرزندان خود قرار داشتند.*
* دقیقا تاریخ مثل گزارشات خبری است.
آرامش و پرواز روح

درس‌های تاریخ(تاریخ درمانی) ۷

معرفی کتاب درس‌های تاریخ ویل‌دورانت ۷
طبیعت آدمی و طبیعت تاریخ:
بنای اجتماع و تاریخ بر پایه آرزوهای انسان نیست، بلکه بر بنیان طبیعت اوست.
طبیعت بشر در مسیر تاریخ چه اندازه تغییر یافته است؟ از نظر علمی تغییراتی رخ داده است هر چند تاریخ مدون، این دگرگونی را اندک می‌داند: یونانیان زمان افلاطون شبیه فرانسویان عصر جدید و رومی‌ها رفتاری شبیه انگلیسی‌ها داشته‌اند.
تحولات انسانی در تاریخ، بیشتر اجتماعی بوده تا زیست‌شناختی، که بر اثر نوآوری‌های اقتصادی، فکری و اخلاقی صورت گرفته‌اند و از طریق تقلید، عادت و یا تعلیم از نسلی به نسل دیگر منتقل شده‌اند.
البته پیدایش اوضاع جدید خواستار واکنش‌های جدید و غیر کلیشه‌ای است. این‌جاست که فرد خلاق، قهرمان یا نابغه جای خود را در تاریخ پیدا می‌کند:
- سخنوری چرچیل می‌تواند با هزاران لشگر برابری کند.
- دوراندیشی ناپلئون در تاکتیک نظامی موجب غلبه بر دولت‌های قدرتمند می‌شود.
- نبوغ پیامبری چون محمد ص در برانگیختن انسان‌ها، مردمانی فلاکت‌زده را به افتخارات بی‌سابقه سوق می‌دهد.
بنابر این اکثریت مقلد از پی اقلیت نوآور می‌رود.تاریخ مبارزه اقلیت‌هاست. البته محافظه‌کاری در برابر دگرگونی ایستادگی می‌کند و لازم است افکار جدید، از آسیای مخالفت، رد شدن و توهین بگذرند تا کامل و پخته شوند و اجازه یابند به خدمت نوع بشر درآیند.
نیک است که کهن در برابر نو بایستد و نو کهن را آزار دهد. از درون این درگیری به‌سان کشاکش میان طبقات و جنس‌های مخالف، پیشرفت شتابناک سر برمی‌آورد.
آرامش و پرواز روح

درس‌های تاریخ(تاریخ درمانی) ۶

معرفی کتاب درس‌های تاریخ ویل‌دورانت ۶
نژاد و تاریخ: ژوزف گوبینیو، شرق شناس فرانسوی: تاریخ نشان می‌دهد که تمدن در کل، از نژاد سفید برخاسته و هیچ نژادی بی‌کمک او نمی‌تواند زنده بماند و یک جامعه تا هنگامی بزرگ و تواناست که خون پاک گروه پدیدآورندگان خود را حفظ کند.
سستی‌های فرضیه نژادی: -یک محقق چینی متذکر می‌شود که هم‌وطنانش از دو هزار سال قبل از میلاد، طولانی‌ترین تمدن تاریخ، هنرمندان، فلاسفه و قدیسین را آفریده‌اند.
-محقق مکزیکی به بناهای فرهنگ مایاها، آزتک و اینکا پیش از کشف آمریکا اشاره می‌کند.
-محقق هندو یادآور می‌شود که مردم سیاه‌پوست دراویدی معماران و شاعران بزرگ پروردند، معابد مادورا و تری چیناپالی از جذاب‌ترین بناهای زمینند.
-حیرت‌انگیزتر از آن معبد برجی شکل خمرها در آنگکوروات کامبوج است:
تاریخ بین رنگ‌ها فرق نمی‌گذارد و می‌تواند در میان هر رنگ پوستی در محیط مساعد، تمدن بیافریند.
حتی اگر فرضیه نژاد سفید درست باشد مشکلات دیگری باقی است: -سامی‌ها تمدن‌های بابل، فلسطین، فینیقیه و اسلام را به یاد خواهند آورد.
- یهودیان کتاب مقدس و مسیحیت را به اروپا دادند و در قرآن محمد ص سهم بزرگی دارند.
آشکار است که فرهنگ‌های باستان مصر، یونان و روم محصول موقعیت جغرافیایی و اقتصادی بودند نه ساختار نژادی و تمدن ایشان بیشتر ریشه شرقی داشت و یونان ادب و هنر خود را از آسیای صغیر، فنیقیه و مصر گرفت.
آرامش و پرواز روح

درس‌های تاریخ(تاریخ درمانی) ۵


معرفی کتاب درس‌های تاریخ ویل دورانت ۵
درس دوم زیست‌شناسی تاریخ: حیات انتخاب است: در رقابت غذا یا جفت بعضی پیروز می‌شوند و برخی ناکام‌. ما نابرابر و بی‌اختیار به جهان آمده‌ایم
طبیعت تفاوت را به عنوان ملزومات انتخاب و تکامل دوست دارد.
طبیعت به جمع شدن آزادی و برابری در آرمان‌های ما می‌خندد چه این دو دشمنان قسم خورده و دیرینه‌اند.اگر انسان‌ها آزاد گردند نابرابری‌هایشان به طور تصاعدی چند برابر می‌شود چنان‌که در دوره آزادی عمل در انگلستان و آمریکا در قرن نوزدهم شد.
برای مهار نابرابری باید آزادی قربانی شود چنان‌که در روسیه بعد از ۱۹۱۷ شد‌.
درس سوم: حیات باید زاینده باشد.گونه‌هایی که نمی‌توانند به وفور تولید مثل کنند به کار طبیعت نمی‌خورند.
طبیعت زاد و ولد انبوه را دوست دارد و از مبارزه و تنازع که برجای‌ماندگان آن اندکند، لذت می‌برد*، بی شک هجوم هزاران اسپرم را برای بارور ساختن یک تخمک به دیده تحسین می‌نگرد. طبیعت به نوع بیش از فرد علاقمند است و بین تمدن و بربریت تفاوتی اندک قائل می‌شود.
*اگر از سوی دیگر نگاه کنیم، اکنون که زنده‌ایم چه توجهی به ما داشته و یا چه اقبالی داشته‌ایم و این رباعی خیام جلوه‌گر می‌شود:
خیام اگر ز باده مستی خوش باش!
با لاله‌رخی اگر نشستی خوش باش!
چون عاقبت کار جهان نیستی است
انگار که نیستی چو هستی خوش باش!
آرامش و پرواز روح

درس‌های تاریخ(تاریخ درمانی)۳


معرفی کتاب درس‌های تاریخ ویل دورانت۳
تاریخ و زمین
تاریخ وقایع گذشته است یا گزارش آن وقایع؟
تمام تاریخ بشر نقطه ناچیزی در فضاست و نخستین درس آن فروتنی است.
هر لحظه امکان دارد ستاره دنباله‌داری گوی خاکی ما را به معلق زدن اندازد یا حرارت آن از انسان تا کک و ساس را خفه کند با همه اینها از زبان پاسکال به کیهان طعنه می‌زنیم:
وقتی عالم انسان را خرد و نابود ساخته باز هم انسان شریف‌تر از نابودکننده خود خواهد بود، زیرا او می‌داند که مردنی است، اما عالم از پیروزی خود غافل است.
تاریخ تابع زمین‌شناسی است. هر روز در جایی دریا به روی خاک می‌غلتد، شهرها در زیر آب ناپدید می‌شوند و کلیساهای زیر آب خفته ناقوس خود را به صدا در می‌آورند. نبوغ انسان بر موانع زمین‌شناختی غلبه می‌کند، کویرها را آبیاری، کوه‌ها را تسطیح می‌کند یا شهر شناور می‌سازد، اما گردبادی شهری را در ساعتی ویران می‌کند.اگر باران اندک ببارد تمدن در زیر شن ناپدید می‌شود، چنان‌که در آسیای مرکزی شد و اگر سیل‌آسا ببارد، جنگل تمدن را خفه می‌کند چنان‌که در آمریکای مرکزی کرد.
جغرافی زهدان تاریخ، مادر و پروراننده آن است.رودها و دریاچه‌ها مهاجران را به کناره‌های خود جلب می‌کنند زیرا آب مایه حیات است.
مصر هدیه نیل بود و بین‌النهرین در میان دو رود خود، تمدن‌های پیاپی بنا نهاد.
هندوستان دختر سند، براهماپوترا و گنگ بود.جمعیت فزونی‌یافته یونان در اطراف مدیترانه و دریای سیاه رفتند ( به قول افلاطون مانند قورباغه در کنار آبگیر)
آرامش‌ و پرواز روح

درس‌های تاریخ(تاریخ درمانی)۴


معرفی کتاب درس‌های تاریخ ویل دورانت 4
زیست‌شناسی و تاریخ
در یک جنگل که صدها جانور می‌خزند، جست و خیز یا پرواز می‌کنند، با نزدیک شدن ما می‌گریزند، پریشان یا پراکنده می‌شوند.
ناگهان درمی‌یابیم چه اقلیت خطرناکی هستیم، احساس می‌کنیم در زیستگاه طبیعی آنها میهمان ناخوانده‌ایم، آنگاه همه روایات و دستاوردهای انسان به نظرمان حقیر می‌آید.
آری ما دستخوش جریان‌های تکاملی و تنازع بقا هستیم.درس نخست زیست شناسی تاریخ: زندگی مبارزه و رقابت است.رقابت داد و ستد تجارت نیست؛ داد و ستد زندگی است.
حیوانات بی‌پروا یکدیگر را می‌درند و می‌خورند، انسان‌های متمدن در سایه قانون یکدیگر را مصرف می‌کنند.
همکاری در خانواده، باشگاه، حزب یا ملت، رقابت با سایر گروه‌ها و ملت‌هاست.
جنگ شیوه خوردن یک ملت است.جنگ قطعی‌ترین شکل رقابت است و سبب ترویج همکاری می‌شود.
آرامش و پرواز روح

درس‌های تاریخ(تاریخ درمانی) ۲


معرفی کتاب درس‌های تاریخ ویل دورانت ۲
تامل‌‌های تاریخی
-آیا از تاریخ چیزی دیده‌ای که بتوان آینده و سرنوشت بشر را پیش‌بینی کرد؟
- آیا درست است که تاریخ معنایی ندارد؟
- آیا درست است که گذشته تکرار خطاهایی است که آینده محکوم به انجام آن است؟(حال طومار گذشته است که برای اجرا بسته شده و گذشته همان طومار حال است که برای شناخته شدن گسترده شده است)
چارلز پیژوی: بخش عمده تاریخ حدس و فرض و بقیه تعصب است.
تاریخ نگاری علم نیست، صنعت- به دلیل استخراج حقایق-، هنر - برای ایجاد نظمی با معنا در درون آشفتگی- یا فلسفه- برای روشنگری و جستجوی چشم‌انداز آینده- است.
ما از همه تاریخ بی‌خبریم شاید پیش از سومری‌ها تمدن دیگری بوده است. در تاریخ مانند علم و سیاست، نسبیت حاکم است.
تاریخ به آنان که در جستجوی مجاری علمی و منطقی برای آن هستند می‌خندد، همه قواعد را در هم می‌ریزد؛ تاریخ میزان و قاعده‌ای ندارد.
آرامش و پرواز روح

درس‌های تاریخ(تاریخ درمانی) ۱

در مجموعه پیش رو بر آنیم که تاریخ را از مردگی در آوریم، زنده سازیم و شفابخش دردها و زخمهایمان کنیم. آگاهی از این‌که آنچه بر ما می‌گذرد تازه نیست و تاریخ سرشار سرگذشتهایی مشابه ماست(نظریه تکرار و تکامل تاریخ هگل یا به عکس، جمله معروف جرج سانتیا: آنان که تاریخشان را ندانند مجبور به تکرار آن هستند) پریشانی و بی‌قراری را از ما می‌زداید.

ابتدا پیشینه درس‌های تاریخ ذکر می‌شود.

معرفی کتاب درس‌های تاریخ ویل دورانت*۱

درباره نویسندگان: ویل دورانت و آریل دورانت(آدا کوفمن) همسرش، که در تمام ده جلد تاریخ تمدن همکاری داشت. آنها زندگی خود را وقف تاریخ ۴ هزار ساله بشر ساختند و سعی کردند ۴ هزاره را با دید وسیع بنگرند. در این باره چنین می‌گویند: "اقدامی خانوادگی بود شاید هم حبس ابد ولی از آن متاسف نیستیم." طرح کلی نگارش بر اساس کتاب تاریخ تمدن در انگلیس، اثر هانری تامس باکل به ذهن ویل دورانت راه یافت و چیزی فراهم آورد که به گفته موریس مترلینگ: بزرگترین تاریخ بشر و جریانی یک‌دست و تابناک است. قلم او به هر چه بتابد آن را روشن و ساده می‌کند‌. درس‌های تاریخ پس‌گفتاری است بر ده جلد تاریخ تمدن، که به پرسش‌های کلی تاریخ پاسخ می‌دهد و در صدد دریافت پاسخ تاریخ در باره رفتار و آینده انسان است. بزرگترین درس تاریخ از نظر دورانت‌ها:"صبورانه حقیقت را بپذیریم و پندارهای یکدیگر را ارج نهیم."

*ویل و آریل دورانت، ترجمه محسن خادم، ققنوس،تهران، چاپ چهارم، ۱۳۸۶(با ترجمه‌های ابوالفضل حقیری قزوینی و مرجان شمیلی شوشتری نیز چاپ شده است)

آرامش و پرواز روح

آگاهی از زمان ۴۴


نمونه یک کار تحقیقی گروهی - کار تحقیقی در دهکده جهانی و عصر هوش،مصنوعی،چگونه باید باشد؟!

کتاب دیگری از میرچا الیاده در قسمت ۵ آگاهی از زمان ارائه شد در ص بیست و چهار چنین معرفی می‌شود:
دین پژوهی
ویراسته میرچا الیاده، ترجمه بهاءالدین خرمشاهی، پژوهشگاه علوم انسانی، ۱۳۸۹در سال ۱۹۸۷م. در ۱۶ جلد تدوین شد‌ ۲۷۵۰ مقاله اصلی دارد و ۱۴۰۰ نفر از دین‌شناسان از ۵۰ کشور با آن همکاری کرده‌اند.تاریخ ادیان گذشته و حال سراسر جهان معرفی شده‌اند.
گروه ویراستاران یا همکاران اصلی الیاده ده نفرند.ویراستاران اسلام‌شناسی چارلز آدامز استاد دانشگاه مک‌گیل و خانم آنماری شیمل استاد دانشگاه هاروارد...
آرامش و پرواز روح

آگاهی از زمان ۴۳معرفی کتاب اسطوره بازگشت جاودانه، مقدمه بر فلسفه‌ای از تاریخ ۱۸



فصل چهارم: وحشت تاریخ
در این فصل انسان متجدد را که آگاهانه تاریخ می‌آفریند با انسان باستانی که با دیدی منفی به تاریخ می‌نگریست، مقایسه می‌کنیم.انسان باستانی گاه تاریخ را به طور ادواری واژگون می‌کند، گاه با جایگزین کردن نمونه‌های ازلی و برتر از تاریخ از اعتبار آن می‌کاهد و گاه به مدد فرضیاتی چون زمان دوری و مفاهیم معادی، برای آن معنایی فوق تاریخی پیدا می‌کند اما به هر حال برای واقعه تاریخی ارزشی قائل نیست و آن را از وجوه هستی و زندگی خود به شمار نمی‌آورد.
در جهان معاصر یعنی انسان شیفته تاریخ، هنوز یکباره به تاریخی‌گری نگرویده و ما شاهد کشمکش بین نگرش باستانی و تاریخ ستیز و نگرش جدید
که بعد از هگل متداول شده و در صدد است تاریخ‌گرای باشد هستیم.
چاره‌های انسان معاصر( تاریخی) برای تحمل فشار فزاینده تاریخ پس از باستان و معاصر:در مسیحیت، زمان واقعی است که هدف آن رستگاری است و مسیر حرکت بشریت را از هبوط تا رستگاری نهایی، خطی ترسیم می‌کند.
در بحبوحه قرون وسطی فرضیات دوری و نجومی شایع شد و پس از ترجمه آثار عربی گسترش و انسجام یافت و روز به روز به گروندگانش اضافه شد.
هم اینک در زمینه اقتصاد سیاسی شاهد مفاهیمی چون دور، ترقی، تنزل و‌ نوسانات ادواری هستیم در زمینه فلسفه، نیچه افسانه بازگشت جاودانه را زنده کرد و در تاریخ اشپنگر و توین‌بی دوباره مساله اعصار و دوران‌مندی تاریخ را مطرح کردند.
ظهور دوباره فرضیه‌های دوری در جهان معاصر سرشار معنی است و نشانه آرزوی مردم برای پیدا کردن توجیه رویدادهای تاریخی است و دوباره خود را در موضع پیش از هگل می‌یابیم و آنچه از هگل تا مارکس گفته شده است زیر سوال می‌رود.
اما انسان چگونه می‌تواند فجایع و هراس‌های بی‌شمار ناشی از تاریخ(تبعیدهای دسته جمعی، قتل عام‌ها، بمباران اتمی و ...) را تحمل کند، به ویژه اگر قادر نباشد فراتر از آنها مروا و معنایی فراتر از تاریخ ببیند؟
آرامش و پرواز روح

آگاهی از زمان ۴۱ معرفی کتاب اسطوره بازگشت جاودانه، مقدمه بر فلسفه‌ای از تاریخ ۱۶


ادامه فصل سوم: در اثر فشار تاریخ و در پی تعلیمات پیامبران همچنین باورهای مربوط به ظهور موعود، تعبیر جدیدی از تاریخ در میان بنی‌اسرائیل شکل می‌گیرد که با نگرش و برداشت جوامع باستانی تفاوت چشمگیری دارد.
مثال: مردم بین‌النهرین به مصائب فردی و دسته‌جمعی تن می‌دادند چون آنها را ستیزه دائم بین نیروهای یزدانی و شیطانی می‌انگاشتند و بر آن بودند که این آزردگی‌ها ماجرای آفرینش را تشکیل می‌دهد.( آفرینش از ازل تا ابد از آشوب ازلی برخاسته و خواهان فرو رفتن دوباره در کام آشوب است)در حالی‌که از دیدگاه بنی‌اسرائیل تحمل مصائب برای نجات قوم برگزیده است، تاریخ دیگر نه به صورت دوری بلکه به صورت خطی تا بی‌نهایت در حال تکرار است و چون مسیح درآید جهان نجات خواهد یافت و تاریخ از حرکت بازخواهد ایستاد.
نباید فراموش کرد که باورهای مربوط به ظهور مسیح توسط گروهی ساخته و پرداخته شد که قرن‌ها امور مذهبی بنی‌اسرائیل را به عهده داشتند و سعی در زدودن ارزش تاریخ و زندگی( یادگار مانده از شرق باستان) از ذهن مردم داشتند.
آرامش و پرواز روح

افتخار داشتن فرهنگ و‌تاریخ


ایرانیان چه شکوهی دارند آنگاه که قدرت ‌های بزرگ جهان در رقابت تسخیر دل‌های آنان و تبریک بزرگی فرهنگشان از یکدیگر سبقت می جویند و‌ این شکوه وقتی دوچندان می‌شود که حاکمانشان نیز در این مسابقه شرکت دارند.
روحت شاد صادق هدایت! تو در شاهکار ادبی‌ات؛ بوف کور، این فرهنگ دیرینه را به دختری اثیری و بی‌مانند تشبیه کردی که در حمله اقوام مختلف به لکاته‌ای بدل شد.
اما اکنون این دختر اثیری دوباره چهره گشوده، گرد و غبار تاریخ را کنار زده و در بحران‌هایش صیقل خورده است. اکنون روح بزرگت تماشاگر اوست!
۳ تیر ۱۴۰۴
آرامش و پرواز روح

آگاهی از زمان ۴۰ معرفی کتاب اسطوره بازگشت جاودانه، بر فلسفه‌ای از تاریخ ۱۵

آگاهی از زمان ۳۹ معرفی کتاب اسطوره بازگشت جاودانه، مقدمه بر فلسفه‌ای از تاریخ ۱۴
فصل سوم: دردهای بشری و تاریخ
مرد باستانی بر آن است که در برابر تاریخ که به صورت توالی یک سلسله از حوادث تصور شده، قد برافرازد.
او از پذیرفتن تاریخ سرباز می‌زند اگر چه موفق نمی‌شود یکباره آن را فسخ کند.
مرد باستانی در برابر بلاهای کیهانی و اجتماعی که در هر جامعه‌ای هست و نیز در برابر بدبختی‌های فردی یکسره ناتوان است.اما چنین تاریخی را چگونه برمی‌تافت و ناکامی‌ها و آزردگی‌ها را چگونه تحمل می‌کرد؟به راستی زندگی در نظر مرد باستانی چه معنایی دارد؟
زندگی: زیستن بر طبق الگوهای فوق بشری و موافق نمونه‌های ازلی است. زندگی یعنی زیستن در بطن واقعیت.
اگر چه انسان باستانی از طریق تکرتر رفتارهای،مثالی و با برگزاری آیین‌های ادواری زمان را واژگون می‌کرد با این همه باید توجه داشت که زندگی او با تکاپوی موزون گیتی هماهنگ بود و هم‌گام این پویش عظیم بود( قبلا گذشت که شب و روز، فصل‌ها، ماه، انقلاب تابستانی و زمستانی تا چه حد برای او واقعی بودند)
اکنون باید دید درد و رنج چه مفهومی برای او دارد؟
به طور مسلم رنج تجربه‌ای بی‌معنا نبوده، اگر چه همواره با نمونه‌های نخستین مطابقت نمی‌کرد ولی بر مبنای نهاد و‌نظامی استوار بود که در اعتبارش تردیدی نبود.
یکی از برتری‌های آیین مسیح: به درد و رنج بها بخشید و به تجربه‌ای مثبت که دارای مفهومی معنوی است تبدیل کرد.
آرامش و پرواز روح
ادامه فصل سوم: هنگامی که مرد بدوی کشتزارش از بین می‌رفت، فرزندش بیمار می‌شد و یا خودش دچار تب می‌شد یا در شکار بی‌اقبال، یا به کاهن متوسل می‌شد که خدایان را بر سر لطف آورد و یا به جادوگری که تاثیر جادو را خنثی کند و اگر موثر نبود به یاد "ایزد برین" می‌افتاد و با گذراندن قربانی‌ها به درگاهش لابه می‌کنند: نیایش قبیله سلنکام آمریکای جنوبی: تو که جایت در افق اعلی است، فرزندم را از من مگیر! او کودکی بیش نیست! بومیان کوتاه‌قد سمانگ استرالیا هنگام بروز توفان، ساق خود را با کاردی نیین خراش داده چند قطره خون به هر سو می‌پاشند و خطاب به ایزد "پدن" فریاد می‌زنند: خدایا من آدم سرسختی نیستم خطایم را حبران، وامم را می‌پردازم آن را بپذیر!
این رفتار اقوام بدوی، در مورد مردمی که دارای فرهنگ باستانی بوده‌اند صدق می‌کند: هندوان با اصل "کرمه"( در اوپانیشادها آمده) رنج و درد را دارای معنا می‌کنند بلکه ارزش مثبت دارند و باید با خشنودی آنها را پذیرفت چون بر اساس تناسخ تنها از این رهگذر می‌توان وام سرنوشتی که "کرمه" بر عهده آنها گذاشته ادا کرد.
افسانه‌هایی که با مشاهده ماه به وجود آمده‌اند، برداشت خوشبینانه‌ای از حیات ارائه می‌کنند، مبنی بر این‌که هر چیزی در گیتی دوری اتفاق می‌افتد: به دنبال مرگ، رستاخیز و به دنبال نابودی، آفرینشی نوین.
نگرش برخی ایزدان بین‌النهرین: تنها مرگ به نجات نمی‌انجامد بلکه مصائب نیز نجات‌دهنده‌اند( روایت‌های غنوسی، مانوی و ماندایی): انسان باید سرنوشتی که بر ایزد "تموز" رفته تحمل کند.انسان که در چاه جهان افتاده اسیر شهریار تاریکی است، سرانجام توسط رسول خدا که مژده رهایی او را آورده بیدار می‌شود.
آرامش و پرواز روح

آگاهی از زمان ۳۷ و ۳۸معرفی کتاب اسطوره بازگشت جاودانه، مقدمه بر فلسفه‌ای از تاریخ ۱۳ و ۱۴


زمان عادی و زمان مقدس
ادامه فصل دوم:در همه پنداشت‌های بندهشنی- اساطیری که در رابطه با مشاهده ماه به وجود آمده‌اند آنچه از اهمیت زیاد برخوردار است، اعتقاد به رجعت و وقوع مجدد همه چیزهایی است که قبلا بوده‌اند یعنی اعتقاد به بازگشت جاودانه. در این‌جا نیز با تکرار رفتار مثالی سر و کار داریم که در همه سطح‌های گیهانی، حیاتی، تاریخی و انسانی تسری یافته است.
هگل با قاطعیت ادعا کرده که چیزها در گیتی همواره خود را تکرار می‌کنند: " در زیر آسمان کبود هیچ چیز تازه‌ای وجود ندارد" اما در این تکرار معنی و حکمتی نهفته که تنها به یمن آن رویدادها از واقعیت برخوردار می‌شوند‌. رویدادها از روی یک نمونه ازلی به تکرار خود می‌پردازند.
از نظر هگل تاریخ فرایندی آزاد و نو است و خود را تکرار نمی‌کند بلکه خود را با مقاصد الهی تطبیق می‌دهد.
در برابر این تاریخ که خود را تکرار نمی‌کند هگل طبیعت را قرار می‌دهد که همه چیز در آن تا بی‌نهایت در حال تکرار شدن است.اما بشر طی دورانی بس دراز با هر وسیله ممکن با تاریخ به ستیزه پرداخته است. آیا می‌توان نتیجه گرفت که بشر هنوز در بند طبیعت مانده و قادر نیست خود را بگسلد؟
هگل: فقط حیوان به راستی بی‌گناه است(کتاب درس‌هایی در باره فلسفه تاریخ)
مردمان ابتدایی می‌کوشیدند با اعتراف به خطاهای خود به دوره بی‌گناهی برگردند.
آیا می‌توان در این تمایل به تطهیر، نوعی اشتیاق و دلتنگی برای بازگشت به بهشت گم‌شده حیوانیت تشخیص داد؟
افسانه‌های بسیاری از ملل از دوران‌های بسیار دوری یاد می‌کند که مردمان نه مرگ می‌شناختند و نه زحمت و نه رنج، انبوه فراوانی از خورشت و خوردنی در دسترسشان بود. ایزدان بر زمین آمده بت مردمان می‌آمیختند و مردمان نیز به آسانی می‌توانستند بر آسمان برآیند.
در اثر خطایی که در اجرای آیین‌های دینی سرزد پیوند زمین و آسمان گسسته شد، خدایان خود را به سپهرها برکشیدند . از آن زمان انسان برای به دست آوردن قوت روزانه خود باید کار کند و دیگر نامیرا نیست.
آرامش و پرواز روح

آگاهی از زمان ۳۵معرفی کتاب اسطوره بازگشت جاودانه، مقدمه بر فلسفه‌ای از تاریخ ۱۱ زمان عادی و زمان مقد

مراسم‌ها: ۱- مراسم سالانه راندن دیوان و ارواح خبیثه و طرد امراض و گناهان

۲- مراسمی که در روزهای پیش و پس نوروز اجرا می‌شوند.

اهداف مراسم: ۱- رجعت به زمان اساطیری پیش از آفرینش

۲- آفرینش جهان که‌ در ازل در اول سال صورت گرفته و هر سال به هنگام نوروز بالفعل گشته و به زمان حال فراکشیده می‌شود.

۳- عید مقدرات( روز برات) که ضمن آن قسمت هر ماه و هر روز مقدر می‌شود.

جشن سال نو بابلی موسوم به اکیتو:دوازده روز طول می‌کشد و حماسه بندهشنی داستان آفرینش در معبد باروک خوانده می‌شود و نبرد مردوک با اژدهای دریایی تیامت که در آغاز زمان به وقوع پیوسته و به پیروزی نهایی ایزد انجامیده بود دوباره فعلیت یافته و اکنونین می‌شد. در این جشن یک سلسله عناصر نمایشی است که هدف آن براندازی زمان گذشته، اعاده آشوب نخستین و تکرار فعل خلقت است.این جشن در سراسر شرق باستان نظیره‌هایی داشته است.

آیین‌های سال نو ادیان: -مسیح ع آب‌ها را در روز عید تجلی تقدیس می‌کند و در صدر مسیحیت زمان غسل تعمید(معادل با مرگ انسان کهن و تولد دوباره او و در سطح گیهانی معادل با بروز توفان و رجعت به آشوب اولیه) عید فصح و آغاز سال نو بوده است.

- جشن سال نو یهودی(در کتاب مزامیر داود)یادگاری بوده از غلبه یهوه در راس نیروهای نورانی بر قوای ظلمانی(برآشوب دریا و هیولای ازلی رهب)

نمایش‌ها و سمبل‌ها:۱- از روی دوازده روز آغاز چگونگی احوال دوازده ماه سال پیش‌بینی می‌شود.

۲- در طی این دوازده شب، روان‌های مردگان برای بازدید بازماندگان برمی‌گردند

۳- آتش‌ها را خاموش و طی مراسمی از نو برمی‌افروزند(گرایشی که می‌خواهد همه صور هستی را نابود کند تا راه برای زایش صورتی نو باز شود)

۴- رزم‌آزمایی‌های آیینی بین دو دسته مخالف(لحظه ازلی ستیزه بین ایزد و اژدها- مار و اژدها نمادی است از حالت مکنون و نهفته که هنوز،چهره نپذیرفته- را به زمان حال فرامی‌کشد و امروزینه می‌کند)

۵- حضور عناصر مربوط به مهرورزی و کامرانی( تعقیب دختران، وصلت‌های اباحتی، جشن‌های شادخواری و ...)

آگاهی از زمان ۳۶ معرفی کتاب اسطوره بازگشت جاودانه، مقدمه بر فلسفه‌ای از تاریخ ۱۲
زمان عادی و زمان مقدس
ادامه فصل دوم:آنچه در نظام‌های باستانی اهمیت دارد عبارت است از واژگونی زمان عینی با هدفی تاریخ ستیزانه. امتناع آگاهانه از نگاه داشتن یاد گذشته حتی گذشته بسیار نزدیک، نشانه‌ای از نفسانیات پیشینیان است‌.
انسان باستانی از پذیرفتن خویشتن به عنوان موجودی تاریخی سرباز می‌زند.
تحلیل مجموع آیین‌ها: - عزم به بی‌ارزش کردن زمانه
- هرگاه به زمان اعتنا نکنیم، وجود ندارد.
در مواردی هم که احساس می‌شود مثل بریده‌شدن از نمونه‌های ازلی و گرفتار شدن در چنبر زمان( ارتکاب گناه) می‌توان آن را محو و باطل کرد.
اساسا اگر به زندگی انسان باستانی از زاویه تکرار کردارهای مثالی بنگریم، درمی‌یابیم چنین زیستی با این‌که در زمان ساری است بار زمانه را بر دوش نمی‌کشد، ناگزیری و برگشت ناپذیری زمان را به یاد نمی‌آورد و به مساله آگاهی از زمان یکسره بی‌اعتناست. مرد ابتدایی همانند یک صوفی و همه مردان پارسا، " ابن الوقت" است و‌همواره در زمان می‌زید او رفتارهای کس دیگر را تکرار می‌کند و از این طریق همیشه در اکنون بی‌زمان بسر می‌برد.
آرامش و پرواز روح

آرامش و پرواز روح

آگاهی از زمان ۳۴معرفی کتاب اسطوره بازگشت جاودانه، مقدمه بر فلسفه‌ای از تاریخ ۱۰

زمان عادی و زمان مقدس فصل دوم:سال و نوروز: با وجود متغیر بودن نوروز، سال و‌هفته در بین اقوام مختلف همه جا تصوری از پایان و آغاز یک دور زمانی روبه‌رو می‌شویم که بر اساس حرکت عناصر گیتی استوار است که خود بخشی از نظام کلان‌تری را تشکیل می‌دهد که عبارت از نظام تطهیرات ادواری(پالودگی‌های آیینی، روزه داشتن، اعتراف به گناهان و ...) متغیر بودن: -آغاز سال نو در مصر باستان نیمه فروردین-اردیبهشت و در جاهای دیگر شهریور، مهر، دی و ... است. - قبیله آفریقایی یوروبا سال را به دو موسم خشک و‌بارانی تقسیم می‌کنند و هفته نزد آنان ۵ روز است در حالی که در نزد قبیله کوتو ۸ روز است. - قبیله باروندی مطابق ماه‌هلی قمری به زمان پرداخته و به سالی می‌رسند که ۱۳ ماه است. -اشانتی‌ها ماه را به دو‌ دوره ده روزه(یا نه روز و نیمه) بخش می‌کنند.

آرامش و پرواز روح

آگاهی از زمان ۳۳ معرفی کتاب اسطوره بازگشت جاودانه، مقدمه بر فلسفه‌ای از تاریخ ۹

زمان عادی و زمان مقدس ادامه فصل اول:

اساطیر و تاریخ شواهد یاد شده در این فصل نشان می‌دهد: یک چیز و یا یک کردار وقتی راستین و واقعی می‌گردد که نمونه‌های ازلی را تکرار یا تقلید کند و‌تنها از این راه است که واقعیت به دست می‌آید هر چیزی که فاقد این الگو باشد بی‌معنی است.گویا گرایشی در انسان نهفته است که او را به پیروی از الگوهای آغازین وادار می‌کند. به سخن دیگر انسان فقط هنگامی خود را راستین می‌انگارد که از خویشتن خویش بیگانه می‌شود و می‌توان گفت این هستی‌شناسی ساختاری افلاطونی دارد.و افلاطون برجسته‌ترین فیلسوف است که به هنجارهای زندگی و‌رفتار انسان کهن اعتبار و‌ارزش فلسفی بخشید. اما نتیجه دوم با توجه به مطالب پیشین، برانداختن زمان به وسیله تقلید از نمونه‌های ازلی و تکرار کردارهای مثالی است مثلا قربانی نه تنها قربانی نخستین که در آغاز زمان توسط ایزدی برگزار شده بازسازی می‌کند بلکه درست در همان زمان آغازین اساطیری انجام می‌شود یعنی قربانی اولیه را تکرار و با آن همزمان می‌شود. در اثر نیروی مرموز آیین عبادی زمان عادی متوقف می‌شود و این اصل در مورد همه تکرارات کارهای ازلی صدق می‌کند واژگونی زمان عادی و انتقال شخص به زمان اساطیری در مواقعی است که شخص با خود خویش نیست بلکه در هنگام برگزاری آیین های دینی* و یا انجام کارهای خطیر چون تغذیه، زاد و ولد، شکار، جنگ و کار است:آنکه در مراسم قربانی شرکت کرده، جهان ناسوتی میرندگان را ترک و به جهان جاودان درمی‌آید و می‌گوید: من به آسمان و ایزدان رسيده‌ام، اینک جاودانه‌ام. تعلیق زمان یکی از عمیق‌ترین نیازهای انسان ابتدایی را برمی‌آورد.

* با توجه به این نظریه زیبا و عمیق آیین‌های تکرار شونده ادیان معنا می‌گیرند و می‌توانند آدمی را به زمان مقدس و جاودان و در نهایت به آرامش برسانند.

آرامش و پرواز روح

آگاهی از زمان ۳۲ معرفی کتاب اسطوره بازگشت جاودانه، مقدمه بر فلسفه‌ای از تاریخ ۸

زمان عادی و زمان مقدس
ادامه فصل اول:جهان باستان چیزی به عنوان کارهای دنیوی نمی‌شناسد. همه کارها: شکار، ماهیگیری، برزیگری، بازی‌ها، برخوردها و روابط جنسی در مقدس و سپند سهیم‌اند:
-رقص: رقص‌ها مقدس بودند یعنی الگوی فوق بشری داشتند، این نمونه امکان داشت جانوری توتمی و رمزی باشد یا امکان داشت نخستین رقص را ایزدی یا پهلوانی به آدمیان بازنموده باشد مانند رقص رزمی فیریغوسی که در جزیره کرت معمول بود و به وسیله زن-ایزد آتنه ابداع شده بود.نخستین حرکات موزون رقص در خارج از زندگی دنیوی بشر قرار دارد به صورت رمزی از حرکت و گردش ستارگان.به طور کلی رقص: یک تقلید است یک دوباره امروزین کردن آن روزگاران آغازین.
جنگ‌ها: در اغلب موارد نقش آیینی دارند:
- افسانه‌های ژرمنی: نخستین نبرد تن به تن: ایزد "ثور" دیوی هرونگیر نام را که خشم خدا را برانگیخته در "مرز" پذیره شد و بر او چیره گشت.
دیگر موارد:
-مراسم تاجگذاری شاهان و تقدیس شهریاران در هند باستان تقلیدی است از ایزد "ورونه"
-خاصیت جادویی یا دارویی برخی از گیاهان: این شفابخشی، نمونه‌ای مینوی دارند یا نخستین بار ایزدی آنها را چیده و جمع‌آوری کرده : آفرین بر تو ای گیاه شاه‌پسند که نخست در کوه کالواری پیدا شدی. تو نجات دهنده ما، عیسی مسیح را درمان کردی و خون زخم‌هایش را بند آوردی به نام پدر، پسر و روح القدس می‌چینمت.
در هند باستان گیاه کپی‌تکه( لانه میمون) دارویی است برای درمان ناتوانی جنسی چون در آغاز " گندرو" از آن برای اعاده نیروی مردی ایزد ورونه استفاده کرده است.
آرامش و پرواز روح

آگاهی از زمان ۳۱ معرفی کتاب اسطوره بازگشت جاودانه، مقدمه بر فلسفه‌ای از تاریخ ۷


زمان عادی و زمان مقدس
ادامه فصل اول: مراسم ازدواج و عروسی: زناشویی بشری، نکاح مقدس ایزدان و به ویژه پیوند ازلی و آسمان را تجدید می‌کندد. داماد: من آسمانم تو زمین. همچنان که ایزد اگنی دست راست این زمین را گرفت من هم دست تو را می‌گیرم باشد که ایزد سویتر دستت را بگیرد.(اوپانیشادها)
مراسم زاد و ولد به نکاحی مقدس در سطحی گیهانی تغییر پیدا می‌کند که ضمن آن گروه کثیری از ایزدان بسیج شده و دست به کاراند:
-بشود که ویشنو رحم را بیاراید، توشتر صور گوناگون بیافریند و ایزد دهاتر نطفه را برای تو در جایش نهد(اوپانیشادها)
-"دیدو"(ملکه افسانه‌ای شهر کارتاژ) عروسی خود با "اینه‌اس" را در هنگامه توفانی سهمگین جشن می‌گیرد و زناشویی آنان با پیوند عناصر گیتی هم‌هنگام می‌شود، آسمان عروس خود را در آغوش کشیده، باران بارورکننده بر زمین فرومی‌پاشد.
- در یونان باستان: زناشویی تقلیدی از پیوند نهانی زئوس با هرا.
- اساطیر یونانی: دیمیتر(زن-ایزد باستانی باروری، غله و دانه در یونان باستان) در آغاز بهار با یکی از پسران زئوس به نام یاسیون در کشتزاری که سه بار شخم خورده و تازه کشت شده همبستر شد.
- در چین زن و شوهران جوان در بهارگاه به صحرا رفته و بر مرغزارها هم‌خوابگی می‌کردند تا به زایش دوباره گیتی و شکوفایی کلی شتاب بخشند.
آرامش و پرواز روح

آگاهی از زمان ۳۰معرفی کتاب اسطوره بازگشت جاودانه، مقدمه بر فلسفه‌ای از تاریخ ۶

زمان عادی و زمان مقدس
ادامه فصل اول: نمادهای مرکز: -کوه میرو در هندوستان در مرکز عالم قرار دارد و بر فراز آن ستاره قطبی می‌درخشد.کوه خدایان که خورشید وستارگان بر دور آن می‌گردند و شهر خدایان و بهشت خجستگان بر فراز آن جای دارند.
- در باورهای ایرانی کوه البرز در وسط زمین جای دارد و به آسمان پیوسته است.
- روایت اساطیری ژرمن‌ها؛ کوه آسمان است که از فراز آن رنگین‌کمان به گنبد آسمان می‌رسد.
- کوه تابور یا طور سینا در فلسطین، در اصل طابور یعنی ناف معنا دارد. همچنین کوه خرزیم در مرکز فلسطین.
- فلسطین در روایات یهودی، بلندترین جای‌هاست چون در مجاورت کوه گیهانی واقع شده در توفان نوح زیر آب نرفت اما مسیحیان معتقد بودند زمین جلجتا در مرکز جهان بوده و آدم ع نیز در آنجا آفریده شده و بعد از مرگش به خاک سپرده شده بود بدین ترتیب خون مسیح بر جمجمه آدم که در زیر پای صلیب مدفون است ریخته و گناه او را شسته است.
- مطابق روایات اسلامی، بلندترین جای‌ها بر روی زمین کعبه است چون ستاره جدی بر فراز آن نشان می‌دهد درست در نقطه مقابل مرکز فلک قرار دارد.
-روایات مربوط به تکوین عالم:خداوند قدوس جهان را همانند جنینی خلق کرده همچنان که رشد جنین از نافش شروع می‌شود خداوند شروع کرد به خلقت جهان از مرکزش و از آن‌جا به هر سو منتشر شد.
- روایات قدیم ایرانی: اهورامزدا مرد ،نخستین؛ گیومرث را و نیز گاو یکتا آفریده شده را در مرکز زمین خلق کرد.
باید اذعان کرد که نماد پردازی مرکز بسیار پیچیده است. این نماد پردازی در اروپا تا آستانه عصر جدید دوام آورد و برداشت باستانی از معبد به عنوان نگاره جهان و حرم مقدس جهان به معماری مسیحی منتقل شد کلیساهای بزرگ سده‌های نخستین میلادی اورشلیم آسمانی را بازسازی کردند.
نتیجه: به زعم پیشینیان مرکز مثال اعلای حریم قدس و واقعیت مطلق است.همه نمادهای واقعیت مطلق مانند درخت زندگی یا بی‌مرگی، چشمه جوانی و ... در مرکز قرار دارند. راهی که به مرکز ختم می‌شود راهی است دشوار: -طواف دشوار پیرامون حرم‌ها
- راه سپردن دور و دراز برای زیارت اماکن مقدسه( مکه- بیت المقدس- هردوار: شهری مقدس کنار رود گنگ که جای پای ایزد ویشنو در حوالی آن است)
- سفرهای پر مخاطره پهلوانان برای به دست آوردن چیزهای جادویی: پشم زرین، سیب طلایی، نوشدارو و ...
راه دشوار و پرخطر است، در واقع حرکت به سوی مرکز نوعی آیین عبور و انتقال از ناسوت به لاهوت است، از موهوم و سپنجی به واقعیت و جاودانگی، از مرگ به زندگی و از انسان به خدا. رسیدن به مرکز معادل با تقدیس شدن و تشرف به رموز است.
هر مکان تقدیس شده مرکز جهان است و زمان برگزاری آیین منطبق بر زمان اساطیری ازلی است.
آرامش و پرواز روح