تاریخ و‌ جنگ
جنگ یکی از عناصر ثابت تاریخ است و تمدن و دموکراسی چیزی از آن نکاسته است.
از ۳۴۲۱ سال گذشته که تاریخ مضبوط دارد تنها ۲۶۸ سال آن جنگی به خود ندیده است.
هراکلیتوس: جنگ یا رقابت پدر همه چیز است.
سرچشمه پرقدرت اندیشه‌ها، اختراعات و دولت‌هاست.
صلح نوعی تعادل ناپایدار است، که تنها با قبول برتری یا در صورت تساوی قدرت قابل حفظ شدن است.
علل و اسباب جنگ همانند علل و اسباب رقابت میان افراد است: به چنگ آوردن، غرور، جستجوی غذا، زمین و سیادت. دولت‌ها همان غرایز ما را دارند منهای محدودیت‌ها و قیود ما.
غرور فرد توان اضافه در رقابت برای زیستن می‌آفریند، ملی‌گرایی نیز در جنگ و سیاست قدرت اضافی به دولت می‌بخشد. هنگامی که دولت‌های اروپا، خویش را از سیادت پاپ‌ها رها ساختند، ملی‌گرایی را به گونه مکمل ارتش دامن زدند. در قرن‌های ۱۷ و ۱۸ جنگ بیشتر محصول رقابت میان اشراف بود نه مبارزه ملت‌ها. در قرن بیستم جنگ به سبب پیشرفت ارتباطات، حمل و نقل، سلاح و اسباب تبلیغ و تلقین به شکل جدال میان ملت‌ها درآمد. اینک جنگی، قادر است زحمات قرن‌ها را برای ایجاد شهرها، آفرینش هنر و توسعه مدنیت به باد دهد.
روشن است که امروز باید آمریکا وظیفه‌ای- حفظ تمدن غرب از خطر خارجی- را که انگلستان در قرن ۱۹ به شکل عالی انجام داد، تقبل کند.
دولت‌های کمونیست، مجهز به سلاح‌های نوین و نرخ بالای موالید، بارها اعلام کرده‌اند مصمم‌اند اقتصاد و استقلال دولت‌های غیر کمونیست را نابود کنند.
کشورهای روی زمین تنها زمانی که همگی از خارج مورد حمله قرار گیرند در همکاری‌های بنیادی متحد خواهند شد. شاید اینک ما خستگی ناپذیر به سوی آن سطح رقابت در حرکتیم، شاید روزی با موجودات بلندپرواز سیارات دیگر رویارو گردیم(جنگ بین سیارات) تنها آن‌گاه ما زمینی‌ها یکی خواهیم بود.
آرامش و پرواز روح