مراسم‌ها: ۱- مراسم سالانه راندن دیوان و ارواح خبیثه و طرد امراض و گناهان

۲- مراسمی که در روزهای پیش و پس نوروز اجرا می‌شوند.

اهداف مراسم: ۱- رجعت به زمان اساطیری پیش از آفرینش

۲- آفرینش جهان که‌ در ازل در اول سال صورت گرفته و هر سال به هنگام نوروز بالفعل گشته و به زمان حال فراکشیده می‌شود.

۳- عید مقدرات( روز برات) که ضمن آن قسمت هر ماه و هر روز مقدر می‌شود.

جشن سال نو بابلی موسوم به اکیتو:دوازده روز طول می‌کشد و حماسه بندهشنی داستان آفرینش در معبد باروک خوانده می‌شود و نبرد مردوک با اژدهای دریایی تیامت که در آغاز زمان به وقوع پیوسته و به پیروزی نهایی ایزد انجامیده بود دوباره فعلیت یافته و اکنونین می‌شد. در این جشن یک سلسله عناصر نمایشی است که هدف آن براندازی زمان گذشته، اعاده آشوب نخستین و تکرار فعل خلقت است.این جشن در سراسر شرق باستان نظیره‌هایی داشته است.

آیین‌های سال نو ادیان: -مسیح ع آب‌ها را در روز عید تجلی تقدیس می‌کند و در صدر مسیحیت زمان غسل تعمید(معادل با مرگ انسان کهن و تولد دوباره او و در سطح گیهانی معادل با بروز توفان و رجعت به آشوب اولیه) عید فصح و آغاز سال نو بوده است.

- جشن سال نو یهودی(در کتاب مزامیر داود)یادگاری بوده از غلبه یهوه در راس نیروهای نورانی بر قوای ظلمانی(برآشوب دریا و هیولای ازلی رهب)

نمایش‌ها و سمبل‌ها:۱- از روی دوازده روز آغاز چگونگی احوال دوازده ماه سال پیش‌بینی می‌شود.

۲- در طی این دوازده شب، روان‌های مردگان برای بازدید بازماندگان برمی‌گردند

۳- آتش‌ها را خاموش و طی مراسمی از نو برمی‌افروزند(گرایشی که می‌خواهد همه صور هستی را نابود کند تا راه برای زایش صورتی نو باز شود)

۴- رزم‌آزمایی‌های آیینی بین دو دسته مخالف(لحظه ازلی ستیزه بین ایزد و اژدها- مار و اژدها نمادی است از حالت مکنون و نهفته که هنوز،چهره نپذیرفته- را به زمان حال فرامی‌کشد و امروزینه می‌کند)

۵- حضور عناصر مربوط به مهرورزی و کامرانی( تعقیب دختران، وصلت‌های اباحتی، جشن‌های شادخواری و ...)

آگاهی از زمان ۳۶ معرفی کتاب اسطوره بازگشت جاودانه، مقدمه بر فلسفه‌ای از تاریخ ۱۲
زمان عادی و زمان مقدس
ادامه فصل دوم:آنچه در نظام‌های باستانی اهمیت دارد عبارت است از واژگونی زمان عینی با هدفی تاریخ ستیزانه. امتناع آگاهانه از نگاه داشتن یاد گذشته حتی گذشته بسیار نزدیک، نشانه‌ای از نفسانیات پیشینیان است‌.
انسان باستانی از پذیرفتن خویشتن به عنوان موجودی تاریخی سرباز می‌زند.
تحلیل مجموع آیین‌ها: - عزم به بی‌ارزش کردن زمانه
- هرگاه به زمان اعتنا نکنیم، وجود ندارد.
در مواردی هم که احساس می‌شود مثل بریده‌شدن از نمونه‌های ازلی و گرفتار شدن در چنبر زمان( ارتکاب گناه) می‌توان آن را محو و باطل کرد.
اساسا اگر به زندگی انسان باستانی از زاویه تکرار کردارهای مثالی بنگریم، درمی‌یابیم چنین زیستی با این‌که در زمان ساری است بار زمانه را بر دوش نمی‌کشد، ناگزیری و برگشت ناپذیری زمان را به یاد نمی‌آورد و به مساله آگاهی از زمان یکسره بی‌اعتناست. مرد ابتدایی همانند یک صوفی و همه مردان پارسا، " ابن الوقت" است و‌همواره در زمان می‌زید او رفتارهای کس دیگر را تکرار می‌کند و از این طریق همیشه در اکنون بی‌زمان بسر می‌برد.
آرامش و پرواز روح

آرامش و پرواز روح