درسهای تاریخ(تاریخ درمانی) ۸ و ۹
معرفی کتاب درسهای تاریخ ویلدورانت ۸ و ۹
اخلاق وتاریخ
قوانین اخلاقی به دلیل انطباق با شرایط تاریخی در تغییرند. تاریخ اقتصادی به سه مرحله شکار، زراعت و صنعت تقسیم میشود. مرحله شکار: انسان ناچار به تعقیب، جنگ و کشتار بود. هنگامیکه به صید دست مییافت، تا حداکثر ظرفیت معدهاش میخورد، چون نمیدانست بار دیگر میخواهد خورد.حرص، زاده ناامنی است چنانکه وحشیگری یادگار زمانی است که شرط بقا توانایی کشتن بود(امروز میان کشورها چنین است) .
مرگ مردان بیشتر بود و ناچار زنان متعدد داشتند.
مرحله زراعت احتمالا عصر نوسنگی: نظام جدید، فضائل جدیدی طلب میکرد و پارهای از فضائل قدیم به رذائل بدل شد. سختکوشی از شجاعت حیاتیتر، صرفهجویی از تجاوز سودآورتر، و صلح از جنگ.تنظیم خانواده خلاف اخلاق، خانواده واحد تولیدی و سیادت پدر مبنای اقتصادی است.فرزندان زود ازدواج میکنند تک همسری بدون طلاق و فرزند زیاد آوردن به مدت ۱۵۰۰ سال در اروپای مسیحی و مستعمرات آن برقرار بود.
انقلاب صنعتی: خانواده از اقتدار افتاد و مردان و زنان و کودکان همبستگی را رها کردند تا در کارخانههایی که برای جا دادن ماشین ساخته شده بود نه انسان، به صورت فردی کار کنند. بلوغ اقتصادی دیررس شد. شهر به نوعی در ازدواج مانع میآفرید، اما شهوترانی را ترغیب و سهل میکرد.
نکته مهم: تاریخ بدانگونه که نوشته میشود با آن گونه که معمولا وجود داشته متفاوت است. مورخ موارد استثنایی را گزارش میدهد زیرا جالب است. در پشت ظاهر خونبار جنگ، فقر، فحشا و قتل، میلیونها آشیانه پاک، ازدواجهای محبتآمیز مردان و زنان مهرپرور و سعادتمند در کنار فرزندان خود قرار داشتند.*
* دقیقا تاریخ مثل گزارشات خبری است.
آرامش و پرواز روح
سر در چاه اینترنت می کنم و دردهای دلم را میگویم ناگهان همه از آن با خبر می شوند!