زمان عادی و زمان مقدس
ادامه فصل دوم:در همه پنداشت‌های بندهشنی- اساطیری که در رابطه با مشاهده ماه به وجود آمده‌اند آنچه از اهمیت زیاد برخوردار است، اعتقاد به رجعت و وقوع مجدد همه چیزهایی است که قبلا بوده‌اند یعنی اعتقاد به بازگشت جاودانه. در این‌جا نیز با تکرار رفتار مثالی سر و کار داریم که در همه سطح‌های گیهانی، حیاتی، تاریخی و انسانی تسری یافته است.
هگل با قاطعیت ادعا کرده که چیزها در گیتی همواره خود را تکرار می‌کنند: " در زیر آسمان کبود هیچ چیز تازه‌ای وجود ندارد" اما در این تکرار معنی و حکمتی نهفته که تنها به یمن آن رویدادها از واقعیت برخوردار می‌شوند‌. رویدادها از روی یک نمونه ازلی به تکرار خود می‌پردازند.
از نظر هگل تاریخ فرایندی آزاد و نو است و خود را تکرار نمی‌کند بلکه خود را با مقاصد الهی تطبیق می‌دهد.
در برابر این تاریخ که خود را تکرار نمی‌کند هگل طبیعت را قرار می‌دهد که همه چیز در آن تا بی‌نهایت در حال تکرار شدن است.اما بشر طی دورانی بس دراز با هر وسیله ممکن با تاریخ به ستیزه پرداخته است. آیا می‌توان نتیجه گرفت که بشر هنوز در بند طبیعت مانده و قادر نیست خود را بگسلد؟
هگل: فقط حیوان به راستی بی‌گناه است(کتاب درس‌هایی در باره فلسفه تاریخ)
مردمان ابتدایی می‌کوشیدند با اعتراف به خطاهای خود به دوره بی‌گناهی برگردند.
آیا می‌توان در این تمایل به تطهیر، نوعی اشتیاق و دلتنگی برای بازگشت به بهشت گم‌شده حیوانیت تشخیص داد؟
افسانه‌های بسیاری از ملل از دوران‌های بسیار دوری یاد می‌کند که مردمان نه مرگ می‌شناختند و نه زحمت و نه رنج، انبوه فراوانی از خورشت و خوردنی در دسترسشان بود. ایزدان بر زمین آمده بت مردمان می‌آمیختند و مردمان نیز به آسانی می‌توانستند بر آسمان برآیند.
در اثر خطایی که در اجرای آیین‌های دینی سرزد پیوند زمین و آسمان گسسته شد، خدایان خود را به سپهرها برکشیدند . از آن زمان انسان برای به دست آوردن قوت روزانه خود باید کار کند و دیگر نامیرا نیست.
آرامش و پرواز روح