آگاهی از زمان ۳۳ معرفی کتاب اسطوره بازگشت جاودانه، مقدمه بر فلسفهای از تاریخ ۹
زمان عادی و زمان مقدس ادامه فصل اول:
اساطیر و تاریخ شواهد یاد شده در این فصل نشان میدهد: یک چیز و یا یک کردار وقتی راستین و واقعی میگردد که نمونههای ازلی را تکرار یا تقلید کند وتنها از این راه است که واقعیت به دست میآید هر چیزی که فاقد این الگو باشد بیمعنی است.گویا گرایشی در انسان نهفته است که او را به پیروی از الگوهای آغازین وادار میکند. به سخن دیگر انسان فقط هنگامی خود را راستین میانگارد که از خویشتن خویش بیگانه میشود و میتوان گفت این هستیشناسی ساختاری افلاطونی دارد.و افلاطون برجستهترین فیلسوف است که به هنجارهای زندگی ورفتار انسان کهن اعتبار وارزش فلسفی بخشید. اما نتیجه دوم با توجه به مطالب پیشین، برانداختن زمان به وسیله تقلید از نمونههای ازلی و تکرار کردارهای مثالی است مثلا قربانی نه تنها قربانی نخستین که در آغاز زمان توسط ایزدی برگزار شده بازسازی میکند بلکه درست در همان زمان آغازین اساطیری انجام میشود یعنی قربانی اولیه را تکرار و با آن همزمان میشود. در اثر نیروی مرموز آیین عبادی زمان عادی متوقف میشود و این اصل در مورد همه تکرارات کارهای ازلی صدق میکند واژگونی زمان عادی و انتقال شخص به زمان اساطیری در مواقعی است که شخص با خود خویش نیست بلکه در هنگام برگزاری آیین های دینی* و یا انجام کارهای خطیر چون تغذیه، زاد و ولد، شکار، جنگ و کار است:آنکه در مراسم قربانی شرکت کرده، جهان ناسوتی میرندگان را ترک و به جهان جاودان درمیآید و میگوید: من به آسمان و ایزدان رسيدهام، اینک جاودانهام. تعلیق زمان یکی از عمیقترین نیازهای انسان ابتدایی را برمیآورد.
* با توجه به این نظریه زیبا و عمیق آیینهای تکرار شونده ادیان معنا میگیرند و میتوانند آدمی را به زمان مقدس و جاودان و در نهایت به آرامش برسانند.
آرامش و پرواز روح
سر در چاه اینترنت می کنم و دردهای دلم را میگویم ناگهان همه از آن با خبر می شوند!