و تاریخ چنین ادامه می‌دهد:
- تاثیر فردوسی از هومر قرن هفتم یا هشتم قبل از میلاد: چشم اسفندیار که هنگام غسل در آب مقدس بسته می‌شود متاثر از پاشنه "آشیل" است* (در امور غیر تاریخی نیز می‌توان نظایر را یافت: در کوه‌های شمال شرق ایران شیرباد با ارتفاع ۳۳۰۳ متر بام خراسان نامیده نشد که بینالود با ۳۲۱۱ متر به این شهرت رسید)
و تاریخ پر است از این پیروی‌ها و تقلیدها که از روی بی‌انصافی، حق پیشکسوتان و نوآوران نادیده گرفته شده است.
عالمان، عارفان همه وام‌دار بزرگانی چون غزالی، فخر رازی، زمخشری، بایزید بسطامی، ابوسعید ابوالخیر، خواجه عبدالله انصاری و ... هستند که به دلیل تفاوت مذهبشان هیچ نامی از آنها نمی‌آید و گویا فراموش کرده‌ایم که اندوخته‌های دینی و عرفانی ما حاصل پیروی از آنهاست(ر.ک."بی‌انصافی تاریخی")
در تکنولوژی و پیشرفت که در جزئیات زندگی و هر ترقی ما به چشم می‌خورد، وام‌دار جهان غرب هستیم که نادانسته با آن به دشمنی برخواسته‌ایم(ر.ک. آگاهی از زمان)
آری تاریخ چون رشته کوهی است که در دره‌های زیبا و سرسبزش‌ می‌توانیم آرام شویم و به حقیقت ناآرام هستی دل سپاریم. اکنون می‌توانیم "تاریخ را از مردگی در آوریم، زنده سازیم و شفابخش دردها و زخمهایمان کنیم.
* قهرمان اسطوره‌ای یونان در داستان جنگ تروآ است. او بزرگ‌ترین جنگاور یونانی و شخصیت اصلی ایلیاد اثر هومر است. آشیل پسر ثتیس و پلئوس پادشاه پتیا بود.
مادرش، ثتیس بدن آشیل را در رودخانه استوکس فرو برده بود تا نامیرا شود، اما او را از پاشنه پا گرفته بود و همین عضو تنها نقطه آسیب‌پذیر بدن آشیل شده بود. زردپی آشیل نیز بر همین اساس نام‌گذاری شده است.
آرامش و پرواز روح