و عشق
سفر به روشنی اهتراز خلوت اشیاست.
و عشق
صدای فاصله هاست.
صدای فاصله‌هایی که
- غرق ابهامند
- نه،
صدای فاصله‌هایی که مثل نقره تمیزند
و با شنیدن یک هیچ می‌شوند کدر.
همیشه عاشق تنهاست*
و دست عاشق در دست ترد ثانیه هاست*
و او و ثانیه‌ها می‌روند آن طرف روز.
و او و ثانیه‌ها روی نور می‌خوابند*
و او و ثانیه‌ها بهترین کتاب جهان را
به آب می‌بخشند.
و خوب می‌دانند
که هیچ ماهی هرگز
هزار و یک گره رودخانه را نگشود.
و نیمه شب‌ها، با زورق قدیمی اشراق
در آب‌های هدایت روانه می‌گردند
و تا تجلی اعجاب پیش می‌رانند( هشت کتاب/مسافر)
*تنهایی عاشق همراه فراق سازنده است. او با درک لحظه و ثانیه‌های ترد و شاداب و خوابیدن بر بستری از نور، چه شوقی در هستی افکنده!
دکتر مهدی صحافیان
آرامش و پرواز روح