بیت پرکاربرد و دارای ایهام سعدی: "یکی بر سر شاخ و بن میبرید"/خداوند بستان نگه کرد و دید
چه نیکی طمع دارد آن بیصفا
که باشد دعای بدش در قفا؟
چو بختش نگون بود در کاف "کن"
نکرد آنچه نیکانش گفتند کن
چه گفتند نیکان بدان نیکمرد؟
تو برخور، که بیدادگر بر نخورد
گمانش خطا بود و تدبیر سست
که در عدل بود آنچه در ظلم جست
یکی بر سر شاخ، بن میبرید
خداوند بستان نگه کرد و دید
بگفتا گر این مرد بد میکند
نه با من، که با نفس خود میکند(گلستان- باب عدل و تدبیر رای)
-درک سپاسگزاری از خداوند منوط به تعمق در همین موضوع است، بسیاری از گلایههای ذهنی و قلبی و یا حتی زبانی ما از خداوند، زمانی است که دارای سطحی از برخورداری هستیم و برای رسیدن به سطح بالاتر تلاش میکنیم. تلاش و آرمانگرایی خوب است، اما چشم پوشاندن از نعمتهای خداوند و نداشتن احساس رضایت همان کفر(پوشاندن) و نابینایی است.
-اگر انسان در بسیاری از اندیشهها و داوریهایش دقیق شود، میبیند که بر پایه و سطحی ایستاده و گلایه و اندوه دارد، که با این کار، گویا همان شاخه را میبرد.
-سنتها و فرهنگهای دیرین در مواجهه با عصر مدرن و پسامدرن، حتی نمیدانند بر روی چه شاخهای ایستاده و قدر دستاوردها را نمیدانند. سردرگمی ناشی از طوفان تمدنی در میان همگان موج میزند. از این رو مصداق "یکی بر سر شاخ و بن میبرید" میشوند.
-فرزندان در دوره مدرن و پسامدرن اندیشههای سنتی را ناخوش دارند، اما نمیدانند که بزرگ شدن و تربیتشان بر اساس همان سنتها بوده است.
- مردم و حاکمان یک مجموعه پیوستهاند و ناهماهنگی و بدخواهی برای یکدیگر نیز مصداق "یکی بر سر شاخ و بن میبرید" است.
-در یک سازمان افراد میتوانند تصمیمات، عملکرد و یا نگرشهایی داشته باشند که مخالف اساسنامه آن سازمان باشد.
دکتر مهدی صحافیان
آرامش و پرواز روح
-
سر در چاه اینترنت می کنم و دردهای دلم را میگویم ناگهان همه از آن با خبر می شوند!