تا سر زلف تو در دست نسیم افتاده است
دل سودا زده از غصه دو نیم افتاده است
بوی خوش زلف یار مستش کرده، اما دل عاشق تمامیت خواه ما از افتادن زلفش به دست نسیم دو نیم شده( آغاز غزل شروعی در ناز کشیدن از معشوق است که در بیتهای بعد با وصف زیبایی هایش ادامه پیدا می کند)
بیت۲:سیاهی چشم جادوگرت نوشته های سحر است اما این چشم جادوگر، خود بیمار است(بیماری چشم: زیبایی مضاعف)
بیت۳:خال سیاه در حلقه زلف خم تو مانند نقطه حرف ج است( اکنون شوق خود را پس از رفع نگرانی افتادن زلف به دست نسیم ابراز می کند)
بیت۴:زلف خوشبویت در چهره چون بهشت به سان طاووس است.
بیت۵:دلم در شوق هوس انگیز بوی تو خاک راه نسیم است( ناز کشیدن ثمر داده و شوق آفریده، اکنون به نسیم دلخوش است)
بیت ۶: بلکه دلم تبدیل به خاک راه تو شده ( سخت افتاده کویت شده)که هوس برخاستن با هیچ نسیمی هم ندارد 
بیت۷:بی تو استخوان های پوسیده ای هستم که با سایه تو چون دم عیسی زنده ام می کند( گرچه سایه بی جان است و جان بی سایه اما سایه تو کیمیای جان است )
بیت ۸:عشق زنده کننده تو چنان است که کسی که هم نشین کعبه بوده را مقیم میخانه کرده است( در این شراب حقیقت کعبه را دیده است)
بیت۹:با غم سراسر شادی عشق تو یکی هستم و این یگانگی از آغاز ( ازل ) بوده است.

دکتر مهدی صحافیان 
آرامش و پرواز روح