زاهد، که قبله اش بیرونی است از حال خوش ما آگاه نیست و آنچه درباره ما می گوید سبب ناخوشی ما نیست( می دانیم که او نچشیده است ایهام به لا اکراه فی الدین- دین حال خوش-)
در طریقت هر چه پیش سالک آید خیر اوست
در صراط مستقیم ایدل کسی گمراه نیست 
در نظر رونده طریق حق، هر آنچه در لحظه روی می دهد نیکوست. ای دل تردید نکن در صراط مستقیم گمراهی وجود ندارد(تفسیر حمد/ ۵-۷:مرا راه منمای به جای دیگر، مرا با تو خوش است.معارف بهاء ولد/۱۶۸)
۳- تا بازی زمان (ایهام: تا مهره رخ)چه نقشی بزند، پیاده ای جلو می رانیم، در شطرنج رندان آگاه، شاه جایگاهی ندارد( پیاده خود شاه است)
۴-این آسمان سراسر آبی و پر از نقش ستارگان چیست؟! رازی است که هیچ دانایی نمی داند.
۵-ای خدا این چه بی نیازی است و چه سرنوشت قدرتمندی( خانلری:قادر حاکم: ایهام به معشوق)که با این همه زخم عشق فرصت یک آه نیست( یا به سبب غلبه معشوق و یا استیلای حال خوش عشق)
۶- رئیس دیوان ما( ایهام به معشوق)گویی حساب سرش نمی شود چرا که در بالای مهرش نشان حسبه للله(رایگان) نیست.ایهام: بدون مهر به ما رایگان داده است یا هیچ کاری را محض رضای خدا انجام نمی دهد.
۷- این درگاه( معشوق) جای غرور و فخرفروشی نیست هر کسی بخواهد می آید و هر چه خواهد می گوید( در بیت قبل، هر چه خواسته گفته است و این بی ادبی نیست ، غلبه حال خوش است)
۸- تنها یکرنگانی که صفای درون دارند، می توانند به میخانه روند( و شراب حال خوش بنوشند) خودفروشان( آنان که بیرون را بر درون ترجیح داده اند) به این میخانه راه ندارند.
۹- هر کاستی و ناخوشی که هست از قامت ناموزون ماست وگرنه لباس فاخر تو بر اندام کسی کوتاه نیست( در وادی فقر می باید خواسته های بی شماری را  که اندام جان را ناموزون کرده پیراست)
۱۰-پیوسته پیرو پیرخراباتم که حال خوشش همیشگی است، چه آنکه حال خوش پیر و مرشد همیشگی نیست.( خانلری: واعظ به جای زاهد: صحیح تر است چه آنکه زاهد که در بیت اول گذشت گاهی هم حال خوش ندارد)
۱۱- اگر بر صدر مجلس رندان صاحب وقت نشسته ام به خاطر همت(قزوینی: مشرب) عالی است
آنکه جام حال خوش را تا ته سرکشیده، در اسارت شهرت و ثروت نیست.
دکتر مهدی صحافیان 
آرامش و پرواز روح