موضوع: ارج نهادن به پهلوانان 

پادشاهی لهراسب

چون کیخسرو از استوارسازی کار پادشاهی پس از خود آسوده دل گشت، با فرماندهان و ویژگان بدرود گفت و سرگردان و بی آماج به راه افتاد و گرد جهان گردید و پس از این دیگر کسی از او آگاهی و نشانی نیافت.
لهراسب بر تخت گوهر نشان بر آمد و افسر بر سر نهاد و انگشتری پادشاهی در انگشت کرد.آنگاه رستم و توس و گودرز و دیگر فرماندهان را بار داد و گفت: سفارش های کیخسرو را به کار خواهم بست و روی به نکو سامانی همگان خواهم آورد و دوستداری و داد خواهم گسترد. همگان او را نماز بردند و ستودند.
لهراسب نیک خواهانه و کوشا به کشورداری پرداخت و برنامه خود را با در افزودن و زیبا ساختن بلخ آغاز کرد و آتشگاهها و پرستشگاهها ساخت. کارهای دیوانی را سامان داد و بر حقوق و جیره سپاهیان در افزود. بخت نصر را که به پارسی "بختر شه" گویند به سپهبدی سرزمین های اهواز تا روم برگماشت و او را به جنگ باختر فرستاد و بر بنی اسرائیل چیره گردانید، کارها کرد که در جای خود از آن سخن خواهد رفت.
لهراسب را دو پسر به نام های به گشتاسب و زریر بود.هر دو برخوردار از پاک نژادی و دلاوری، آنچه گشتاسب را ویژه تر ساخت، زیبایی و نیرومندی و بهره مندی فراوان از فره ایزدی بود.از این که پدر فرزندان کیکاوس را بر او برتری داده کینه ای در دل می نهفت، چنانکه سرانجام از روی خشم درآمد و ناشناخته روی به روم نهاد. یکی از شهروندان از خاندان فریدون او را پناه داد و گرامی داشت...( شاهنامه کهن، ۱۵۵- ۱۵۷)
دکتر مهدی صحافیان
 آرامش و پرواز روح