برگزیده ادب پارسی با توجه به " رستاخیز تمدن ایرانی" ۴۵
موضوع: ارتباطات موثر دو قطب جهان؛ ایران و روم ۲
...روزی سبب جدایی گشتاسب از لهراسب را بازپرسید، گشتاسب سراسر داستان را برای وی بازگفت.قیصر: اگر تو بخواهی آماده ام با او پیکار کنم و تو را به کام دلت برسانم.گشتاسب:شاها رای تو روشن ترین است.
قیصر از میان سپه سالاران، فرستاده ای برگزید و به سوی لهراسب روان کرد و به او سفارش کرد که به لهراسب بگوید: من و تو از تبار فریدونیم و تو را بر من برتری نیست. چه شده که برمن خراج بسته ای. اکنون باید همه آنچه را از من گرفته ای به سوی من بازفرستی وگرنه من با سپاهی گران و با همه نیرو از تو کینه می کشم و کشور تو را پیوسته کشور خود خواهم ساخت.چون فرستاده به دربار درآمد، لهراسب زریر و بزرگان را فراخواند و فرستاده قیصر را پیش خواند.فرستاده پیام درشت قیصر را بگزارد.لهراسب و حاضران: به یقین چیزی سبب این سخنان گستاخانه شده است. ازاین رو به فرستاده، ارمغانهای خیره کننده بخشیدند پس فرستاده، راز را آشکار کرد: آنچه قیصر را چنین نیرومند و پشت گرم کرده داماد اوست که بیش از هر کس به زریر ماننده است. همه دانستند که این جوان جز گشتاسب نیست و به لهراسب پیشنهاد کردند که گشتاسب را از خود خشنود کند و پیش از آنکه پادشاهی را به زور به او واگذار کند، مانند کیخسرو گشتاسب را به جانشینی خود برگزیند.لهراسب پذیرفت، زیرا خود بر آن بود که از کار جهان چشم بپوشد و به گوشه گیری و پرستش خدا روی آورد. پس زریر را با تاج و انگشتری و جامه های شاهی و...به سوی گشتاسب گسیل داشت و سفارش کرد: فرزند من، جز سرسپاری در برابر سرنوشت گریزی نیست.کنون که سرنوشت تو را در سرزمین روم چنین ارجمند گردانیده بی گمان خواهی توانست همان پایگاه را در سرزمین فارس به دست آوری.از گذشته چشم بپوش و با آمدنت ما را شادمان کن و کار پدر را به گردن بگیر تا با آسوده دلی به کار سرای دیگر بپردازد.
آنگاه فرستاده قیصر را فراخواند و به او گفت:به قیصر بگو تو به خواسته خودت رسیدی و من هم خشنودی تو را بر خشنودی خود برگزیدم پیوستن و درآمیختن دو کشور بر تو فرخنده باد.
بازگشت گشتاسب از سرزمین روم به ایران
چون زریر و سران، به سرزمین روم رسیدند، گشتاسب با شادی فراوان آنان را پذیرفت و قیصر نیز ایشان را گرامی داشت. همین که زریر پیام لهراسب را رساند، گشتاسب با جان و دل آن را پذیرفت و جامه شاهی را پوشید و تاج بر سر نهاد و ارابه ها و گوهرها را دریافت کرد.پس از آنکه قیصر بخشش های فراوانی به آنان بخشید، گشتاسب همراه زریر و... راهی ایران شدند، در حالی که قیصر از دارایی ها و گنجینه ها چندان به گشتاسب بخشید که شمردنی نبود.
به کتایون نیز هزار کنیز و گونه های فراوانی از خواسته بخشید... پس با یارانش راه ایران در پیش گرفت. لهراسب با سپهسالاران به پیشواز گشتاسب آمدند و به دست خود سررشته کارهای کشور را به گشتاسب سپرد و بر آن گواه گرفت و همان روز با چند تن از ویژگانش به بلخ رفت و به پرستش خدا پرداخت. در این هنگام یک صد و بیست سال از پادشاهی لهراسب گذشته بود.(شاهنامه کهن، ۱۵۹-۱۶۱)
دکتر مهدی صحافیان
آرامش و پرواز روح
سر در چاه اینترنت می کنم و دردهای دلم را میگویم ناگهان همه از آن با خبر می شوند!