برگزیده ادب پارسی با توجه به "رستاخیز تمدن ایرانی "۵۰
موضوع: پذیرش جمعی اشتباه، تنها راه سعادت جامعه۲
چون افراسیاب از ایران رفت مردم مزه شیرین آسایش را پس از تلخی ترس، چشیدند و پس از درشتی بیداد بر گستره نرم داد پای نهادند و به جای فشار دیو رانده شده، نرم دلی پادشاهی مهربان را یافتند.خداوند زمین را پس از مردگی زنده کرد و بادهای مژده بخش گسیل داشت ...زمین زیور یافت ارزانی و فراوانی همه جا گیر پدید آمد و چشمه ها جوشان گشت بی چیزان دارا شدند و بدشگونی نابود شد.
زو دادگری پبشه کرد و بر زخمها دارو نهاد.پاشیدگی ها را فراهم آورد و دژها و باروها را از نو ساخت و باژ هفت ساله را به مردم بخشید.رود " زاب" را در سواد شهر روان کرد و شهری در کرانه آن پایه نهاد که به " زابی" نامور شد.
زو نخستین کسی بود که برای او خوراکی های رنگارنگ شاهانه پختند و در آرایش و جوانمردی از پیشینیان درگذشت.
چون پنج سال بر پادشاهی او گذشت، دست گشاده او با زندگی کوتاهش، هم آهنگ شد، بیمار گشت و جان گرامی را از دست داد.هنگامی که کشور را از دست افراسیاب گرفت به پیرزنی می مانست زشت و اینک آن را به سان عروسی زیبا به کیقباد می سپرد.
جهان چه زفت و فرومایه است که پادشاهی را با آن همه داد و دهش، پنج سال و ستمکاری مانند افراسیاب را نزدیک به چهارصد سال بر پادشاهی نگاه می دارد.
پاکا آن خدایی که هر فرمان که می راند سراسر لطف است که ما به برخی پی برده و آن را به بخشش او نسبت می دهیم و پاره ای را نشناخته به داد و دانش بازمی گردانیم.
آفرینش همه از اوست و همه کارها به سوی او بازمی گردد و نهان و آشکار پیش او یکسان است *
( شاهنامه کهن: ۱۰۳ و ۱۰۴)
*پذیرش راز تقدیر و جبرگرایی مثبت
دکتر مهدی صحافیان
آرامش و پرواز روح
سر در چاه اینترنت می کنم و دردهای دلم را میگویم ناگهان همه از آن با خبر می شوند!