و لقد آتیناک سبعا من المثانی والقرآن العظیم. و لا تمدن عینیک الی ما متعنا به ازواجا ... حجر_۸۸-۸۷
بعضی مثانی را تفسیر کرده‌اند به هفت کرامت که خداوند با پیغمبر کرد: هدایت، رسالت، رافت، فراست، وقار، محبت و حضور. قدر قرآن عظیم است که خداوند ده نام خود به آن داد: عزیز، حکیم، مهیمن، حق، نور، مجید، مبین، کریم، عظیم و احسن الحدیث. آنگاه گقت: مانند آن نتوانند آورد.
ای محمد! این زینت دنیا که از کافران دریغ نداشتیم، تو نیک در آن منگر و به وی انس مگیر، چشم تو از آن عزبزتر است که بدانها نگرد که ما ننگریسنه‌ایم!
مصطفی چنان با این آیه ادب گرفت، که شب معراج همه نعمت‌های بهشت بر او عرضه کردند، به هیچ توجه نکرد، چه آنجا که دوستی بر کمال بود، ناچار در آن غیرت بود.
موسی از خداوند دیدار خواست، لن ترانی شنید، ولی به مصطفی فرمود: هان ای محمد! دیده‌ای که با آن به ما نگری به عاریت به کس ندهی! لذت‌های دنیا ارزش آن نداردکه رخت خویش در دیده تو نهند:
بربندم هر دو چشم‌ و‌نگشایم نیز
تا روز زیارت تو، ای یار عزیز!
ان الله مع الذین اتقو والذین هم محسنون نحل/۱۲۸
این آیت از جوامع قرآن است، هر چه نوازش خداوند در دو جهان است در زیر این آیت است:
محسنان و متقیان، به حقیقت ایشانند که از خاک قدمشان نسیم محبت می‌آید، اگر اشک دیده‌شان بر زمین افتد نرگس ارادت بشکفد، اگر تجلی وقتشان بر سنگ آید عقیق گردد، اگر بر آب افتد رحیق گردد، اگر آتش شوق ایشان زبانه کشد عالم بسوزد و اگر نور معرفتشان اشراقی کند، گیتی بیفروزد، آنگاه در شهرشان مقام نبود، با مردمانشان آرام نباشد! مردم عام در سال دو عید دارند،، ایشان را هر نفسی عیدی باشد!(تفسیر خواجه عبدالله،۵۶۱-۵۳۶)
دکتر مهدی صحافیان
آرامش و پرواز روح