برگزیده ادب پارسی در تفسیر کتاب خداوند ۱۸
الله نورالسموات والارض مثل نوره کمشکوه فیها مصباح نورعلی نور. نور/۳۵
این چراغ اشارت به مصطفی است که خلقتش نور بود و خلعت، نسب، ولادت، مشاهدت، معاملت و معجزتش نور بود و در ذات خود نور علی نور بود.
حسن منصور حلاج: در سر آدمی نور وحی، میان دو چشمان نور مناجات، در گوش نور یقین و در سینه نور ایمان و در دیگر موجودات نور سپاسگزاری خداست. همینکه یکی از این نورها برافروخته شود، بر نور دیگر غلبه میکند پس اگر همه نورها با هم برافروخته شوند نور علی نور میشود که خداوند هر که را خواهد به نور خود توانایی دهد و به عالم غیب رساند و به غیب خود به ازل و ابد* رساند.
الم تر ان الله یزجی سحابا نور/۴۳
به ذوق جوانان طریقت: ابر لطف است و باران برکت، به لطف خود بر اسرار** دوستان میبارد و از تربت وفا گل صفا بردمیده و آفتاب زلف ازلی برتافته و از افق تجلی باد شادی وزیده و بنده را از دست آب و خاک بربوده است
ما خود ز وجود خویش تنگ آمدهایم
وز روی قضا بر سر سنگ آمدهایم
اندر گیلان*** گلیم بدبختی را
ما از سیهی به جای رنگ آمدهایم
(تفسیر خواجه عبدالله، ج۲ ص۱۲۸ و ۱۳۳)
* به ازل و ابد رسیدن یعنی فرا زمان شدن( لحظه صفر)که همه زمانها در آن موجود است.
**نهانهای دلها
*** گلیم پوشان
دکتر مهدی صحافیان
آرامش و پرواز روح
سر در چاه اینترنت می کنم و دردهای دلم را میگویم ناگهان همه از آن با خبر می شوند!