برگزیده ادب پارسی در تفسیر کتاب خداوند ۲۰
و لما توجه تلقاء مدین عسی ربی ان یهدینی سواء السبیل قصص/ ۲۲
موسی به ظاهر به سوی مدین رفت لیکن به دل سوی حق رفت و به پیغمبری رسید و سواء السبیل از روی اشارت، مواظبت نفس است بر خدمت و آرامش دل بر استقامت و مرد راهرو تا این منزلها را نبرد به سرکوی توحید نرسد:
خاک سر کوی دوست برگ سمن گشت
هر که بر آن خاک برگذشت چو من گشت
پیر طریقت: ای یافته و یافتنی، از مست چه نشان دهند جز بیخویشتنی! همه خلق را محنت از دوری است و این بيچاره را از نزدیکی!
چون مدت قرارداد موسی با شعیب سرآمد، او را آرزوی میهن خاست، اهل خویش با چند سر گوسفند برداشت و فرا راه همیرفت تا شب درآمد و موسی را پیک اندوه به در آمد و در آن شب دیجور فرمان آمد: ای راه پنهان شو، ای ابر ریزان گرد، ای اهل موسی نالان شوید!
شبی تیره و تاریک، ابر میبارید، رعد میغرید، برق میدرخشید و گوسفند از ترس میرمید، سوی طور نگاه کرد آتشی بدید. موسی بر سر درخت صورت آتش دید و در دل خویش هم آتش عشق!آتشی بس تیز و سوزان:
آتش به دل اندر زدی و نفت به جان
آنگه گو که راز ما دار نهان!
موسی سوخته عشق، غارتیده فقر، زیر درخت بایستاد، درختی در باغ وصلت، ببخش در زمین محبت و شاخش در آسمان صفوت. برگش قربت بود، شکوفهاش نسیم بهجت و میوهاش انا الله.
ای عاشق دلسوخته اندوه مدار
روزی به مراد عاشقان گردد کار
سخنان خداوند به موسی: اگر خواهی در سایه عرش من باشی، یتیمان را پدری مهربان و بیوه زنان را شوهری دل ناگران باش. رحم کن تا رحم یابی- همانگونه که میدهی میگیری-(تفسیر خواجه عبدالله، تلخیص حبیب الله آموزگار، ج۲، ۱۹۷- ۱۹۲)
دکتر مهدی صحافیان
آرامش و پرواز روح
سر در چاه اینترنت می کنم و دردهای دلم را میگویم ناگهان همه از آن با خبر می شوند!