غافر الذنب و قابل التوب شدید العقاب غافر/۳
توبه موخر آمد و غفران مقدم، نخست بیامرزم آنگاه توبه پذیرم، تا جهانیان دانند که بی توبه هم آمرزم!
سخت عقوبت می‌کنم، لیکن اگر خواهم سست کنم و آن را بگردانم که درآن تصرف گنجد! نخست خود را سخت‌کیفر گفت تا بنده در زاری آید، سپس بی‌نیاز و صاحب نعمت گفت تا بنده در ناز و آرامش آید!*
شبلی روزی مبارزکنان، دست اندازان می‌رفت و می‌گفت: خداوندا! اگر در این بیان، صد دریای آتش است همه به دیده گذارم و باک ندارم! دیگر روز می‌آمد سر فروافکنده چون محرومی درمانده، نرم‌نرم می‌گفت: فریاد از حکم تو، زینهار از قهر تو! نه با تو مرا آرام، نه بی تو کارم به نظام!
گر باز آیم همی‌نبینم جاهی
ور بگریزم همی‌ندانم راهی
پرسیدند ای شبلی! آن دیروز چه بود و امروز چیست؟ گفت: آری، جغد که طاووس نبیند لاف جمال زند! لیکن جغد جغد است و طاووس طاووس!( تفسیر خواجه عبدالله، ج۲، ۳۵۴)
* قبض و بسط عرفانی، که آدمی در این جهان پیوسته بین این دو سرگردان است.
دکتر مهدی صحافیان
آرامش و پرواز روح