مرا مهر سیه چشمان ز سر بیرون نخواهد شد قضای آسمان است این و دیگرگون نخواهد شد(۱۶۵)
عشق خوبرویان سیاه چشم، ملازم همیشگیام شده، این سرنوشت آسمانی است و تغییر ناپذیر.
۲- حریف ستمهای فراوانی کرد و جایی برای سازگاری نگذاشت، آیا پنداشته که دود و آه دل عاشقان به گوش فلک نمیرسد؟!
۳- باید بداند که در روز نخستین، جز رندی کاری برایم ننوشتهاند، بیتردید هر سرنوشتی که در آن روز ثبت شد دگرگون نمیشود( یا ازین بهتر نخواهد بود).
۴- ای محتسب! به آواز خوش دف و نی، از ما درگذر که سامان آیینت از افسانه عشق بی قانون( ایهام به ساز قانون) و پریشان نخواهد شد.(شرع از اموری است که در شعر حافظ و سنت غزل پارسی مغضوب و آماج طعن و طنز است. البته این شرع آن نیست، که حافظ خود را مفتخر به حفظ کتاب آن در چارده روایت میداند.بلکه شرع برساخته زاهدان ریایی و واعظان غیر متعظ به منزلت وسیلت معیشت است.شرح شوق، ۲۲۰۱)
۵- در این فضای ناآگاهان، فرصت من عشق ورزیدن پنهانی به اوست، از آغوش و بوسهاش( دیدار و وصال) چه بگویم، وقتی فراهم نمیشود.
۶-شراب یاقوتی، جای آرام و ساقی دلجو فراهم است، ای دل! اگر اکنون به حال خوش نرسی کی خواهی رسید؟!( بیان آرزو در صورت آگاهی همگان از برتری حال خوش)
۷- ای چشم! با اشکها نشان عشق را از سینه حافظ نشوی! از شمشیر عشق داغی مانده و شستنی نیست!
-بیت زیر در نسخهها نیامده ولی بسیار حافظانه است:
شبی مجنون به لیلی گفت کای محبوب بی همتا
تو راعاشق شود پیدا ولی مجنون نخواهد شد( حافظ نامه، ج۱، ۶۳۴)
دکتر مهدی صحافیان
آرامش و پرواز روح
سر در چاه اینترنت می کنم و دردهای دلم را میگویم ناگهان همه از آن با خبر می شوند!