دریافتهایی از حدیقه الحقیقه و شریعه الطریقه سنایی 8
تمثیل به قصه آدم و سبب عشقش
دل خریدار نیست جز غم را/آن تو نشنیده ای که آدم را،(6550)
عزِّ علمش سوی جنان آورد/ذل عشقش به خاکدان آورد؟
آگاهی بخشی خداوند(و علم آدم الاسماء) پدرمان را به بهبشت آورد و عشق به حوا و خلود در این انس او را به غربتکده جهان کشید.
چون ره علم رفت سلطان شد/چون ره دل گرفت، عریان شد
چون همه لطفها بدید از حق/عشق جانش ندا شنید از حق
ای که ذاتت چو عقل فرزانهست/عشق مگذار کو هم از خانهست
زیرکی دیو و عاشقی آدم/این بمان تا بدان رسی دردم
زیرکی و حسابگری کار عقل است و هیچ محاسبه نکردن،لا ابلی گری و هرچه خواهد شد کار عشق!
عشق در پیش گیر و دل بگذار/کز دل خیره بر نیاید کار
خواست دلت را فروگذار!
مرد را عشق تاجِ سر باشد/عشق بهتر ز هر هنر باشد
عاشقی بستهٔ خرد نبود/علّت عشق نیک و بد نبود
آدم از عشق "اهبِطوُا منها"/آمد اندر جهان جان تنها
عقل عزم اِحاطت وی کرد/غیرت عشق پای او پی کرد
عقل میخواست کزان شعله چراغ افروزد/برق غیرت بدرخشید و جهان بر هم زد(لسان الغیب)
برگزیده دو مرغ بهر دو کار/عقل طوطی و عشق بوتیمار
طوطی مظهر عقل و چون و چرا و بوتیمار مظهر عشق و سکوت(بوتیمار چشم بر دریای دل نهاده و د رامواج احوال نگران است)
قدم عقل نقدِ حالی جوی/شعلهٔ عشق لاابالی گوی
باشهٔ عقل، پشهگیر بُوَد/کرکس عشق باز پیر بُوَد
در ره عشق ما همه طفلیم/عاشقان صافیاند و ما ثفلیم(تیرگی شیر و روغن)
تا تو به ماندهای و عقل تو باز/تو چو کبکی و عشق همچون باز
حکایت: هبوط آدم میوه عشق است، نهراسیدن از هیچ چیز و بی محابا جلو رفتن، رسوایی و ... ویژگی عشق است؟
دکتر مهدی صحافیان
آرامش و پرواز روح
سر در چاه اینترنت می کنم و دردهای دلم را میگویم ناگهان همه از آن با خبر می شوند!