فردوسی 4

ای داد اگر عمر گردد هزار و دویست

به جز خاک تیره دگر راه نیست
اگر عمر گردد فزون از هزار

همین است راه و همین است کار*

تو را نام باید که مانَد دراز*

نمانی همی، کار چندین مساز

همان نام بهتر که مانَد بلند*

که مرگ افگند سوی ما هم کمند(داستان خاقان چین)

*با توجه به وضعیت نامعلوم انسان در این دنیا بهتر است نام انسان در این دنیا ماندگار بماند ، و برای تحقق این موضوع انسان باید راه دانش و راستی را برگزیند تا نامش ماندگار گردد.

اگر دل توان داشتن شادمان*

بمان ای پسر در جهان جاودان

کمی نیست در بخشش دادگر

همی شادی آرای و اندوه مخَور*

چو دانی که ایدر نمانی دراز

به تارک چرا برنهی تاج آز؟

تو رنجیّ و دیگر کس آسان خورد

سوی خاک و تابوت تو ننگرد

ز روز گذر کردن اندیشه کن

پرستیدن دادگر پیشه کن

به نیکی گرای و میازار کس*

ره رستگاری همین است و بس

منه هیچ دل بر جهنده جهان*

که با تو نماند همی جاودان

بپوش و بپاش و بنوش و بخَور*

تو را بهر این است ازین رهگذر

سه چیزت بباید کزین چاره نیست

از آن بر سرت نیز بیغاره نیست

خوری یا بپوشی ّ و یا گستری*

سزد گر به چون و چرا ننگری

کزین سه گذشتی همه رنج و آز*

اگر بخردی جز به شادی مناز(داستان سیاوش)

*راه درست راه غنیمت دانستن عمر و به شادی گذراندن زندگی می داند . وقتی می دانی که اگر بروی دیگر بازگردی درکار نیست ، پس پاک و روشن باش و به نیکی گرایش داشته و به دیگران فقط نیکی کن و بخشش داشته باش. آنگاه آسوده و بدون نگرانی راهی آن دیار بی برگشت خواهی شد.

دکتر مهدی صحافیان

آرامش و پرواز روح