جهانشناسی و معرفی حقیقت هستی در ادبیات 8
فردوسی 4
ای داد اگر عمر گردد هزار و دویست
به جز خاک تیره دگر راه نیست
اگر عمر گردد فزون از هزار
همین است راه و همین است کار*
تو را نام باید که مانَد دراز*
نمانی همی، کار چندین مساز
همان نام بهتر که مانَد بلند*
که مرگ افگند سوی ما هم کمند(داستان خاقان چین)
*با توجه به وضعیت نامعلوم انسان در این دنیا بهتر است نام انسان در این دنیا ماندگار بماند ، و برای تحقق این موضوع انسان باید راه دانش و راستی را برگزیند تا نامش ماندگار گردد.
اگر دل توان داشتن شادمان*
بمان ای پسر در جهان جاودان
کمی نیست در بخشش دادگر
همی شادی آرای و اندوه مخَور*
چو دانی که ایدر نمانی دراز
به تارک چرا برنهی تاج آز؟
تو رنجیّ و دیگر کس آسان خورد
سوی خاک و تابوت تو ننگرد
ز روز گذر کردن اندیشه کن
پرستیدن دادگر پیشه کن
به نیکی گرای و میازار کس*
ره رستگاری همین است و بس
منه هیچ دل بر جهنده جهان*
که با تو نماند همی جاودان
بپوش و بپاش و بنوش و بخَور*
تو را بهر این است ازین رهگذر
سه چیزت بباید کزین چاره نیست
از آن بر سرت نیز بیغاره نیست
خوری یا بپوشی ّ و یا گستری*
سزد گر به چون و چرا ننگری
کزین سه گذشتی همه رنج و آز*
اگر بخردی جز به شادی مناز(داستان سیاوش)
*راه درست راه غنیمت دانستن عمر و به شادی گذراندن زندگی می داند . وقتی می دانی که اگر بروی دیگر بازگردی درکار نیست ، پس پاک و روشن باش و به نیکی گرایش داشته و به دیگران فقط نیکی کن و بخشش داشته باش. آنگاه آسوده و بدون نگرانی راهی آن دیار بی برگشت خواهی شد.
دکتر مهدی صحافیان
آرامش و پرواز روح
سر در چاه اینترنت می کنم و دردهای دلم را میگویم ناگهان همه از آن با خبر می شوند!