برگزیده‌های تقابل علم و‌دین
مواجهه یک کاتولیک با بیماری فرزندش:
برای لحظه‌ای یازده ساله شد.در بستر خود دراز کشیده بود.در عمارت اعیانی والدینش در فرانکفورت.ماکس جوان احساس می‌کرد در آتش می‌سوزد.دو روز تمام پدر و‌مادر کنار بسترش دعا می‌خواندند.آن طرف سه تن از بهترین پزشکان: اصرار میکتم تجدید نظر کنید تب این پسر بالا و‌در خطر مرگ است.
ماکس جواب مادرش را می‌دانست: خدا او را حفظ خواهد کرد.انها دارو را باور نداشتند و‌مداخله در طبیعت و نقشه بزرگ او می.دانستند.
...دکتر زمزمه کرد اگر این کار را نکنم هرگز خودم را نمی بخشم.ماکس سوزشی در بازوی خود حس کرد.دکتر: این زندگی تو را نجات می‌دهد من به قدرت داروها ایمان دارم.
احساس کرد روح سحرآمیز در رگ‌هایش دوید.وقتی تب قطع شد والدینش معجزه خواندند.اما وقتی معلول شد مایوس شدند بچه را با چرخ به کلیسا بردند و از کشیش تقاضا کردند به آنها آرامش دهد.
کشیش: به خاطر بخشش خدا زنده ماند ولی خداوند به خاطر ایمان ضعیفش تنبیهش کرد.ص ۳۹۵
دکتر مهدی صحافیان
آرامش و پرواز روح