ذکر ابوسعید و وقت در تذکره الاولیاء 2("وقت خوش"بهشت نقد تصوف و عرفان) 42
و شیخ ابوسعید ابوالخیر* میگوید: هژده هزار عالم از بایزید پر میبینم و بایزید در میانه نبینم. یعنی آنچه بایزید است در حق محو است. جد وی گبر بود، و از بزرگان بسطام یکی پدر وی بود. واقعه(1) با او همراه بوده است از شکم مادر. چنانکه مادرش نقل کند: هرگاه که لقمه به شبهت در دهان نهادمی، تو در شکم من در طپیدن آمدی و قرار نگرفتی تا بار انداختمی و مصداق این سخن آن است، که از شیخ پرسیدند که مرد را در این طریق چه بهتر؟ گفت: دولت مادر زاد. گفتند: اگر نبود؟ گفت: تنی توانا.گفتند: اگر نبود؟ گفت گوشی شنوا، گفتند اگر نبود؟ گفت: دلی دانا. گفتند: اگر نبود؟ گفت: چشمی بینا. گفتند: اگر نبود؟گفت: مرگ مفاجا...
نقل است که کسی شیخ را به خواب دید گفت تصوف چیست؟ گفت درِ آسایش، برخود ببستن و در پسِ زانوی محنت نشستن.
و چون شیخ ابوسعید ابوالخیر* به زیارت شیخ آمد ساعتی بایستاد چون باز میگشت، گفت: این جایی است که هر که چیزی گم کرده باشد در عالم، اینجا بازیابد.(ذکر بایزید بسطامی)
نقل است که شافعی روزی وقت* خود گم کرد. به همه مقامها بگردید و به خرابات برگذشت و به مسجد و مدرسه و بازار بگذشت، نیافت. و به خانقاهی برگذشت، جمعی صوفیان دید که نشسته بودند. یکی گفت: وقت* را عزیز دارید که وقت* بیاید. شافعی روی به خادم کرد و گفت: اینک وقت* بازیافتم. بشنو که چه میگویند.
ابوسعید* رحمةالله علیه، نقل میکند که شافعی گفت: علم همه عالم در علم من نرسید. و علم من در علم صوفیان نرسد. و علم ایشان در علم یک سخن پیر ایشان نرسید، که گفت: الوقت سیف قاطع*. و ربیع گفت: در خواب دیدم پیش از مرگ شافعی که آدمی علیه السلام وفات کرده بودی و خلق میخواستند که جنازه بیرون آرند. چون بیدار شدم از معبری پرسیدم. گفت: کسی که عالمترین زمانه بود وفات کند که علم خاصیت آدم است که: "و علم آدم الاسماء کلها".پس در آن نزدیکی شافعی وفات کرد.(ذکر امام شافعی)
1. امر غیبی که بر اهل خلوت آشکار شود و اگر در حال حضور باشد مکاشفه گویند و از جمله واقعات بعضی صادق و بعضی کاذب باشد همچنان که منامات(خوابها) و بالجمله واقعه آن چیزی است که سالک در اثناء ذکر و در اثناء استغراق حالش با حق، بیند به نحوی که محسوسات از او غایب شود و آن مابین نوم و یقظه است که مکاشفه هم نامند و آنچه نیز در دل فرود آید واقعه گویند، عطار گوید:هر روز غم عشقت بر ما حشر انگیزد/صد واقعه پیش آرد، صد فتنه برانگیزد(فرهنگ مصطلحات عرفا و شعرا)
دکتر مهدی صحافیان
آرامش و پرواز روح
سر در چاه اینترنت می کنم و دردهای دلم را میگویم ناگهان همه از آن با خبر می شوند!