آسمان در کشتی عمرم کند دایم دو کار

وقت* شادی بادبانی گاه انده لنگری

گر بخندم وآن به هر عمری است گوید زهرخند!

ور بگریم وآن همه روزی است، گوید خون‌گری!(قصیده 193)

مرا وقتی خوش است* امروز و حالی

قدح‌ها پر کنید و حجره خالی

که داند تا چه خواهد بود فردا

بزن رود و بیاور باده حالی

رهی دلسوزتر از روز هجران

میی خوش‌تر ز شب‌های وصالی

ز طبع خود نخواهد گشت گردون

اگر زو شکر گویی یا بنالی

قدح بر دست من نه تا بنوشم

به یاد مجد دین زین‌المعالی(غزل 279)

برحسب حال مطلع شعری گزیده‌ام

وآورده‌ام به صورت تضمین و بس خوش* است

گویم کسی که چهرهٔ روزی چنین بدید

خاصه چنین که طرهٔ شب‌ها مشوش است

بر خاطرش هر آینه این شعر بگذرد

کامروز وقت باده و خرگاه و آتش است

چندان بقات باد ز تاثیر نه سپهر

کاندر زمانه طبع چهار و جهت شش است(قطعه 76)

دکتر مهدی صحافیان

آرامش و پرواز روح