وقت و وقت خوش در غزلیات حافظ 1("وقت خوش"بهشت نقد تصوف و عرفان) 70
خوشتر ز عیش و صحبت و باغ و بهار چیست؟
ساقی کجاست، گو سببِ انتظار چیست؟
هر وقتِ خوش* که دست دهد مغتنم شمار!
صحنِ بُستان ذوقبخش و صحبتِ یاران خوش است
پیوندِ عمر بسته به مویی است هوش دار!
غمخوارِ خویش باش، غم روزگار چیست؟(غزل 65)
وقت گل خوش باد* کز وی وقتِ میخواران خوش است
از صبا هر دم مشامِ جانِ ما خوش میشود
آری آری طیبِ انفاسِ هواداران خوش است!(غزل 43)
گر مریدِ راهِ عشقی فکرِ بدنامی مکن
شیخِ صنعان خرقه رهنِ خانهٔ خمار داشت
وقتِ آن شیرین قلندر خوش* که در اطوارِ سیر
ذکرِ تسبیحِ مَلَک در حلقه زنّار داشت
چشمِ حافظ زیرِ بامِ قصرِ آن حوریسرشت
شیوهٔ جَنّاتُ تَجری تَحتِهَا الاَنهار داشت(غزل 77)
بدان سان سوخت چون شمعم که بر من
صُراحی گریه و بربط فغان کرد
صبا گر چاره داری وقت، وقت* است
که دردِ اشتیاقم قصدِ جان کرد
میان مهربانان کی توان گفت؟
که یارِ ما چُنین گفت و چُنان کرد(غزل 137)
دکتر مهدی صحافیان
آرامش و پرواز روح
سر در چاه اینترنت می کنم و دردهای دلم را میگویم ناگهان همه از آن با خبر می شوند!