ترجمه الکتاب بالفارسیه

این کتاب تفسیر بزرگی است از روایت محمدبن جریر طبری ترجمه کرده به زبان پارسی و دری راه راست، این کتاب را بیاوردند از بغداد چهل مصحف بود نبشته به زبان تازی و به اسنادهای دراز بود و بیاوردند سوی منصوربن نوح. پس دشخوار آمد بر وی خواندن این کتاب و عبارت کردن آن به زبان تازی و چنان خوایت که مرین را ترجمه کند به زبان پارسی.پس علماء ماوراء النهر را گرد کرد و این ازیشان فتوی کرده که روا باشد که ما این کتاب را به زبان پارسی گردانیم.گفتند روا باشد خواندن و نبشتن تفسیر قرآن به پارسی مر آن کس را که او تازی نداند ...

بدانستن فضل قرآن

رسول گفت ص که خواندن قرآن و اندر یافتن و دانستن تفسیر و معنی آن همتای پیغامبری است.پنج چیز است که نگرستن اندرو عبادت است: نگرستن به روی علما، پدر و مادر، سه دیگر نگرستن در قرآن ، خانه کعبه و آب زمزم.چهار چیز است که ایزد تعالی آن را به ید قدرت خویش آفریده : اول آدم را ، دوم قلم را ، سه‌ام بهشت و چهارم توریت را به ید خویش نوشت و به سوی موسی بن عمران فرستاد و این ید بدین‌جا قدرت گویند.

قصه جمع کردن قرآن

جمله متفرق بوده است به دست خلق اندر...و چون پیغامبر از این جهان بیرون شد خلق یکدیگر را کافر همی‌خواندند از بهر قرآن و همی‌گفتند این که به دست تو است نه قرآن است.پس چون عثمان رضی الله عنه به خلیفتی نشست از مصحف ابی بن کعب نسختی برداشت و منادی را بانگ کردن فرمود که هر آن که از قرآن چیزی دارید بیاورید و همی‌آوردند.پس یک اعرابی‌ای آمد و گفت که با من دو سورت است که از پیغامبر شنیدم "اللهم انا نستعینک و نستغفرک و نؤمن بک" تا اینجا که گفت: "نخلع و نترک من یفجرک". عثمان:حجت داری که این قرآن است؟ گفت : هیچ حجت ندارم. عثمان:من بی حجتی این را اندر میان قرآن نتوانم آوردن که درست است یا نه پس آن را بسوخت(ترجمه تفسیر طبری،فراهم آمده در زمان سلطنت منصوربن نوح سامانی 350 تا 365 هجری، به تصحیح و اهتمام حبیب یغمایی،انتشارات توس، 1356،ص 8-5)

دکتر مهدی صحافیان

آرامش و پرواز روح