خستگان را چو طلب باشد و قوت نبود گر تو بیداد کنی شرط مروت نبود(208)
زخم خوردگان عشق شوقشان پابرجا، هر چند توانشان به پایان رسیده است اگر تو با این حال به آنان ستم کنی و نگاه و توجهت را دریغ کنی از جوانمردی و انصاف نیست.
2-تو خود سرچشمه عشقی و ما از تو هیچ ستمی ندیدیم و خواست تو با مذهب سلوک و طریقت عشق هم سوست (تایید مذهب سلوک- خانلری: از تو نبینم- اصحاب طریقت)
3-چشمی که در درد و گریه عشق غرق نشود، گستاخ و دلی که از شمع عشق روشنایی نگیرد تاریک است.
4-اگر خواهان پادشاهی عشق هستی از پرنده همایون بجوی(موهبت آنسو-حق-)زیرا کلاغ و غراب، شاهپری برای پروازت به سوی این پادشاهی ندارد.
5-اگر از عبادتگاه شما گریزان شدم و از پیر مغان راه جستم، خرده نگیر. پیر و مراد ما گفت در عبادتگاهتان اراده و شوق نیست(خانلری:گر من از میکده همت طلبم)
6- چون پاکی و روشنایی درون نباشد، کعبه و بتخانه برایت یکسان است در خانهای که زلالی پاکدامنی نباشد برکتی نیست.(ایهام معکوس: اگر پاکی باشد کعبه و بتخانه یکی است)
7-ای حافظ به آگاهی و ادب روی آور! که بیادب شایسته هم نشینی نیست.(خانلری: مجلس خاص و از هم نشین خوب راهیابی و موهبت حاصل میشود)
دکتر مهدی صحافیان
آرامش و پرواز روح
+ نوشته شده در یکشنبه ۱۴۰۳/۰۲/۰۹ ساعت ۱۰:۱۹ ق.ظ توسط مهدی صحافیان
|
سر در چاه اینترنت می کنم و دردهای دلم را میگویم ناگهان همه از آن با خبر می شوند!