توضیح: مجموعه پیش رو که در بیش از 100 قسمت تنظیم شده است، درصدد معرفی ابوسعید و وقت خوشش به عنوان ویژگی منحصر به فرد اوست. وقت خوش، وقت، نقد وقت و ذکر ابوسعید، افزون بر اسرار التوحید در کلیه متون ادب فارسی با تاثیر از سلطان وقت آمده است، همچنین این مجموعه پاسخی است به آنان که گمان می‌کنند محمدبن منور(نوه ابوسعید) در اسرار التوحید اغراق کرده است.اکنون مجموعه گستره "نقد وقت" درمتون ادب پارسی در ادامه وقت خوش تقدیم می‌شود( امید است در انتها به صورت کتاب تقدیم مشتاقان شود)

شگال گفت عجب دارم که کسی "نقد وقت"* را به نسیه متوهم باز کند. خر گفت راست می‌گویی، اما من از پدر پندنامه مشحون به فواید موروث دارم که دایما با من باشد و شب به گاه خفتن، زیر بالین خود نهم و بی‌آن خواب‌های پریشان و خیال‌های فاسد بینم. آن را بردارم و با خود بیاورم. شگال اندیشه کرد، که اگر تنها رود باز نیاید.(باب اول- شگال خرسوار)

ملک زاده گفت: شنیدم که به زمین بابل، پادشاهی بود فرزندی خرد داشت. به وقت آنکه متقاضی اجل دامن و گریبان امل او بگرفت هنگام نزول قضا و نقل او از سرای فنا به دار بقا فراز رسید. برادر را بخواند و در اقامت کار پادشاهی قایم مقام خود بداشت و به ترقیح و تمشیت حال ملک و ترشیح و تربیت فرزند خویش او را مولی و موصی گردانید و گفت من زمام قبض و بسط و عنان تولی و تملک در مجاری امور ملک به تو سپردم. مشروط به شرطی که چون فرزند من به مرتبه بلوغ و درایت رسد و حکم تحکم و قید ولایت از او برخیزد و به ایناس رشد و تهدی بادید آید، او را در صدر استقلال بنشانی و خویشتن را زیردست و فرمان پذیر دانی و حکم او بر خود اجحاف نشمری ...

چون ظفر بدین سعادت "نقد وقت'* یافت به تحصیل قرینه سعادت دیگر شتافت بامداد که سیاه مار شب، مهره خورشید از دهان مشرق برانداخت از درخت فرود آمد و به وطن‌گاه مار رفت. در حال شهریار بابل جان به قابض ارواح و ملک به قبض ملک زاده تسلیم کرد و آن سلیم زخم حوادث به سلامت به مرکز ملک و منشأ دولت رسید و به پادشاهی بنشست. این فسانه از بهر آن گفتم تا اگر دوستی تو با او از قبیل دوستی چنین قبایل است مرا بدو نسپاری. ملک گفت: دوستی ما از این معانی دور است. ملک زاده گفت: نوعی دیگر از دوستان آن‌هایند که چون بلایی نازل شود مرد به ابتلای دوستان آزادی خویش طلبد چنان‌که آن مرد آهنگر کرد با مسافر ملک گفت: چون بود آن داستان؟...(باب دوم-شهریار بابل)

هر وارد که آن منبع لذات روحانی و مرتع آمال و امانی بیند و در آن مسرح نظر راحت و مطرح مفارش فراعت رسد نسییه موعود بهشت را در دنیا نقد وقت* یابد و روی ارم که از دیده نامحرمان در نقاب توار یست معاینه مشاهدت کند.

تمسی السحاب علی اطوادها فرقا ...

... لیکن چون تو جاهلی و من ز اهل هنر

هر دو را پیش خواند و گفت مرا عزیمت لشکر کشیدن است بر آن صوب و گرفتن آن ملک آسان و سهل می‌نماید مرا رای شما در تصویب و تزییف این اندیشه چه می‌بیند؟ هنج گفت: پادشاهان به تأیید الهی و توفیق آسمانی مخصوص‌اند و زمام تصرف در مصالح و مفاسد و مسرات و مساآت در دست اختیار ایشان بدان جهت نهادند که دانش ایشان به تنهایی از دانش همگنان علی العموم بیش باشد(باب هفتم-شیر و شاه پیلان)

دکتر مهدی صحافیان

آرامش و پرواز روح