در نگنجد آفتاب آن‌جا که خلوت‌گاهِ ماست

گرچه با شمعِ شب‌ستانش کم از پروانه‌ایم

دیگران با نسیه خرسندند و ما با نقدِ وقت*

دیگران از دوست محجوبند و ما هم‌خانه‌ایم(غزل 903)

محبوب در حجاب و رقیب ایستاده پیش

گل در کنار نغز بود خار در چمن

لعل مذاب در کف و در عدن به بحر

نقدِ بهشت* عدن به از نسیه عدن(غزل 961)

خوش است بر لبِ قلزم نشسته دریا کو؟

به یادِ رویِ تو ساغر به دست امّا کو؟

شرابِ راوق و آوازِ چنگ و ضربِ اصول

من و تو و دو حریفِ دگر دریغا کو؟...

به نقدِ وقت* قناعت کنم که «اَین الوقت»

گذشت دی و نزاری! امیدِ فردا کو؟(غزل 1053)

گر بنسازد رقیب ور بنوازد حبیب

هر دو برِ ما یکی سوخته و ساخته

راست بگویم منم در طلب نقدِ وقت*

خرمن هر قوم را بیخته و یاخته(غزل 1065)

گذشته فایده برد از گذشته راست چنانک

رسد نصیبهٔ آینده هم به آینده

بیار تا تو چه داری به نقد و کیسهٔ نقد

به نقدِ وقت* نگه‌دار زر پاینده(غزل 1084)

مپیچ روی ز وحدت، مکن تتّبع کثرت

فسونِ عشق ز خود دفع می‌کنی به فسانه

مباش الاّ فرزند نقدِ وقت* عزیزا

قبول کن ز نزاری نصیحتی پدرانه(غزل 1099)

دریاب که سرّ "ارجعی" چیست

تا پس رو نقد وقت* باشی

در سیر و سلوک گرم‌رو باش

خرمن می‌سوز و دانه می‌پاش!(ترجیعات 1)

گر یاد روزگار فراغت کند کسی

چون محنت از پس است تفاوت کند بسی

با نقد وقت* ساخته‌اند اهل معرفت

این جا مجال نیست که طعنی کند کسی(غزل 1258)

از نزاری یک نصیحت گوش کن

عقل را زان پس لقب مدهوش کن

هر که حالی نقد* خود را نقد کرد

نو عروس آخرت را عقد کرد(سفرنامه -بخش 5)

دکتر مهدی صحافیان

آرامش و پرواز روح