نقد وقت در اشعار حکیم نزاری بیرجندی قهستانی 3 -قرن 7 و 8-(وقت خوش بهشت نقد تصوف و عرفان)108
در نگنجد آفتاب آنجا که خلوتگاهِ ماست
گرچه با شمعِ شبستانش کم از پروانهایم
دیگران با نسیه خرسندند و ما با نقدِ وقت*
دیگران از دوست محجوبند و ما همخانهایم(غزل 903)
محبوب در حجاب و رقیب ایستاده پیش
گل در کنار نغز بود خار در چمن
لعل مذاب در کف و در عدن به بحر
نقدِ بهشت* عدن به از نسیه عدن(غزل 961)
خوش است بر لبِ قلزم نشسته دریا کو؟
به یادِ رویِ تو ساغر به دست امّا کو؟
شرابِ راوق و آوازِ چنگ و ضربِ اصول
من و تو و دو حریفِ دگر دریغا کو؟...
به نقدِ وقت* قناعت کنم که «اَین الوقت»
گذشت دی و نزاری! امیدِ فردا کو؟(غزل 1053)
گر بنسازد رقیب ور بنوازد حبیب
هر دو برِ ما یکی سوخته و ساخته
راست بگویم منم در طلب نقدِ وقت*
خرمن هر قوم را بیخته و یاخته(غزل 1065)
گذشته فایده برد از گذشته راست چنانک
رسد نصیبهٔ آینده هم به آینده
بیار تا تو چه داری به نقد و کیسهٔ نقد
به نقدِ وقت* نگهدار زر پاینده(غزل 1084)
مپیچ روی ز وحدت، مکن تتّبع کثرت
فسونِ عشق ز خود دفع میکنی به فسانه
مباش الاّ فرزند نقدِ وقت* عزیزا
قبول کن ز نزاری نصیحتی پدرانه(غزل 1099)
دریاب که سرّ "ارجعی" چیست
تا پس رو نقد وقت* باشی
در سیر و سلوک گرمرو باش
خرمن میسوز و دانه میپاش!(ترجیعات 1)
گر یاد روزگار فراغت کند کسی
چون محنت از پس است تفاوت کند بسی
با نقد وقت* ساختهاند اهل معرفت
این جا مجال نیست که طعنی کند کسی(غزل 1258)
از نزاری یک نصیحت گوش کن
عقل را زان پس لقب مدهوش کن
هر که حالی نقد* خود را نقد کرد
نو عروس آخرت را عقد کرد(سفرنامه -بخش 5)
دکتر مهدی صحافیان
آرامش و پرواز روح
سر در چاه اینترنت می کنم و دردهای دلم را میگویم ناگهان همه از آن با خبر می شوند!