در ازل هر کو به فیض دولت ارزانی بود/ تا ابد جام مرادش همدم جانی بود(218)
در لحظه صفر آفرینش هر که را پادشاهی فنا و نیستی بخشیدند، جام خواستهها( فنا و نداشتن هیج خواستهای= رسیدن به همه خواستهها) جاودانه مونس جانش هست.
۲-همان لحظه که از چنین جام شرابی، خواستم توبه کنم، گفتم میوه این تصمیم جز پشیمانی نخواهد بود.
۳- گیرم که چون سوسن سجاده به دوش افکنم، اما چگونه مسلمان صافدلی باشم وقتی چون گل سرخ بر خرقه رنک شراب دارم.
۴- آری بیروشنایی جام شراب، در خلوت نمیتوانم بنشینم چرا که صاحبدلان باید در زاویهای نورانی سلوک کنند.
۵- شوق و ارادهای والا داشته باش! اگر جام جواهر نشان هم نباشد، آب انگور برای رند وارسته چون یاقوت سرخ است.
۶- گرچه ظاهر ما را پریشان میبینی، اما هیچ وقت کم ارزشش نشمار، که گدای کشور عشق مورد حسادت پادشاه است.
۷- ای دل سرگشته! اگر میخواهی خوشنام باشی، با بدها همنشینی نکن! چرا که انتخاب بدی خود دلیل نادانی است( خانلری: بدپسندی)
۸- اکنون در بهار، محفل انس عاشقان است و شعرها جاری است و نگرفتن جام شراب از معشوق، سنگینی و ملالت روح است.
۹- دیروز عزیزی میگفت: حافظ پنهانی شراب میخورد، خب اگر نوشیدنش عیب باشد، پوشیده باشد بهتر نیست؟
دکتر مهدی صحافیان
آرامش و پرواز روح
سر در چاه اینترنت می کنم و دردهای دلم را میگویم ناگهان همه از آن با خبر می شوند!