ساقی! در بهار دلکش، سخن از سرو و گل سرخ و لاله است و در این لطافت جای سه جام شراب گواراست( حکمای یونان: سه جام پیاپی شراب شوینده شکم است.تعبیر عارفانه: ۳ اصل تصوف: تخلیه- تحلیه- تجلیه: خالی کردن دل از بدی‌ها که زیبایی و تجلی حق در پی دارد)

۲- آری شراب بریز! که چمن در این بهار چون نوعروسی چنان زیبا شده است که نیازی به میانجی محبت نیست.

۳- و چنان طبع شعر می‌سراید که تمامی طوطیان هندوستان شکرشکن می‌شوند، از این قند پارسی که به‌ بنگال( شمال شرقی هند که پس از استقلال پاکستان به دو بخش تقسیم شد) می‌رود.

۴- شیوه زمانی و مکانی شعر را ببین! که چگونه زمان و مکان را در می‌نوردد، گویا نوزادی است که یک‌شبه راه صد ساله می‌رود.

۵- همچنین به جادوی چشمان معشوق توجه کن! که حتی عابدی را نیز می‌فریبد و یک کاروان جادوگر به دنبال خود دارد.

۶- با فریب جهان از راه فرونمان که این پیرزن بسیار فریب چه بنشیند و چه حرکت کند در نیرنگ است.( بیت اضافی در خانلری: خوی کرده می‌خرامد و بر عارض سمن/ از شرم روی او عرق از ژاله می‌رود)

۷-آری از گلستان شاه، باد بهاری می‌وزد و شبنم در جام گل لاله شراب می‌ریزد.

۸- ای حافظ! از این شوق به بزم بهاری سلطان غیاث الدین( شاه بنگال) غافل نشو! که کارت با ناله شوق جلو می‌رود.(شاه نیز مانند باده و معشوق سمبلی است برای بیان شوق و حال خوش)

دکتر مهدی صحافیان

آرامش و پرواز روح