شواهدی از متون 11 (خودبین)

ای دل اگر آن عارض دلجو بینی

ذرات جهان را همه نیکو بینی

در آینه کم نگر که خودبین* نشوی

خود آینه شو تا همگی او بینی(ابوسعید، رباعی 702)

من چو درمانده‌ام درم بگشای

ره چو گم کرده‌ام رهم بنمای

هیچ خودبین خدای بین نبود

مرد خود دیده مرد دین نبود

گر تو مرد شریعت و دینی

یک زمان دور شو ز خود بینی(حدیقه سنایی، باب اول والمخلصون فی خطر عظیم)

خالقا تا این سگم در باطنست

راه جانم سوی تو ناایمنست

یا بحکم شرع در کارش فکن

یا بکلی در نمکسارش فکن

از خودی این سگ خودبین* بسم

گر نباشم من تو باشی این بسم(مصیبت نامه ، بخش2)

این برای خاص وعام ره‌گذر

که کندشان از شهنشاهی خبر

از برای عام باشد این شکوه

تا کلاه کبر ننهند آن گروه

تا من و ماهای ایشان بشکند

نفس خودبین* فتنه و شر کم کند(مثنوی، دفتر 4)

دکتر مهدی صحافیان

آرامش و پرواز روح