شواهدی از متون 19 (خودیابی)

اهل عقل دیگرند و اهل ایمان دیگرند و اهل ایقان دیگرند و اهل عیان عین‌الیقین دیگرند و اهل عین حق‌الیقین دیگرند.

مرغان آن بیضه را در مقام پرورش، به قدر نیستی بیضگی هستی، مرغی پیدا می‌شود. اوّل که سر از قشر بیضهٔ آفرینش بیرون کند، هنوز تنهٔ وی در بیضهٔ انانیّت مانده این بانگ کند که "انا الحق".و چون تنه از بیضهٔ وجود برآورد پای وی در بیضه مانده این نوازند که "سبحانی ما اعظم شأنی". و چون از بیضهٔ هستی خود به کلّی خلاص یابد این نغمت سراید که: "انسلخت من جلدی کما تنسلخ الحیّهٔ من جلدها فاذا انا هو."* و چون در فضای هوای هویّت پرواز کردن گیرد این ترنم کند که: "ما فی الوجود سوی الله"* و چون در نشیمن وحدت مقر سازد این ورد پردازد که: "فاعلم أنه لا اله الا الله"*.

*-از خود جدا شدم همان‌گونه کا مار پوست می‌اندازد پس در این حال من اویم.

-جز خداوند در وجود نیست.

-پس بدان که هیج کانون پرستش و توجهی جز او نیست.

ای بیضهٔ مرغ لامکانی که توی

پروانهٔ شمع "کن فکانی" که توی

چون بیضه اگر به مرغ تسلیم شوی

آن مرغ شوی که مرغ دانی که توی

بازماندگان بیضهٔ وجود را از شاهبازان عالم نیستی چه خبر؟ که در فضای نیستی کدام صید در چنگال همّت می آرند؟!(رساله عشق و عقل، نجم الدین رازی، بخش 6)

دکتر مهدی صحافیان

آرامش و پرواز روح