لایههای خودخواهی 31
شواهدی از متون 20 (خودیابی)
نهایت این کار آن است که محب، محبوب را آینه خود بیند و خود را آینۀ او:
هر دم که در صفای رخ یار بنگرد
گردد همه جهان به حقیقت مصورش
چون باز در فضایِ دلِ خود نظر کند،
بیند چو آفتاب، رخ خوبِ دلبرش
گاه این شاهد او آید و او مشهود این و گاه او منظور این شود و این ناظر او، و گاه این به رنگ او برآید و گاه او بوی این گیرد:
عشق مشاطهای است رنگ آمیز
که حقیقت کند به رنگ مجاز
تا به دام آورد دل محمود
بطرازد به شانه زلف ایاز
گاه عاشق را حلۀ بها و کمال درپوشاند و بحلی حسن و جمال خودش بیاراید، چون عاشق در خود نظر کند، همه رنگ معشوقی بیند، بلکه خود را همه او بیند، لاجرم گوید: سبحانی ما اعظم شأنی و من مثلی،و هل فی الدارین غیری و گاه لباس عاشق در معشوق پوشد تا از مقام کبریا و استغنا نزول فرماید و با عاشق لابه گری کند: "انی و حقی لک محب،فبحقی علیک کن لی محبا"
گاه دست این به دامن او آویزد که: "الاطال شوق الابرار الیّ" و گاه شوق او از گریبان این سر بزند:انی الیهم لاشد شوقاً. و گاه این بینایی او شود تا گوید:
رأیت ربی بعین ربی
فقلت من أنت؟ فقال أنت!
گاه او گویایی این آید که: "فاجره حتی یسمع کلام الله"، در عشق از این بوالعجبیها باشد.
لمعۀ هفتم: عشق در همه ساری است، ناگزیر جمله اشیاءاست و کیف ... »
« لمعۀ پنجم: محبوب در آینه هر لحظه روئی دیگر نماید و هر دم ...(لمعات عراقی، لمعه 6)
دکتر مهدی صحافیان
آرامش و پرواز روح
سر در چاه اینترنت می کنم و دردهای دلم را میگویم ناگهان همه از آن با خبر می شوند!