شواهدی از متون 21 (خودیابی)

در جهانی که عالم ثانی است

بی زبانی همه زبان دانی است‌

عاشقان صف کشیده دوشادوش

ساقیان بر کشیده نوشانوش

سالک گرم ر‌و در آن‌بازار

«‌ارنی» گوی از پی دیدار

عاشقان از وصال یافته ذوق

«‌لی مع الله» گوی از سر شوق

رهروان در جهان حیرانی

برکشیده لوای «‌سبحانی»

دیگری اوفتاده در تک و پوی

لیس فی جبتی سوی الله‌، گوی

آنکه او گوهر محبت سفت

به زبان و به دل «اناالحق» گفت

همگنان جان و دل بدو داده

واله و مست و بیخود افتاده

بهر او بود جست و جوی همه

او منزه زگفت و گوی همه(طریق التحقیق سنایی، بخش 33)

در بادیهٔ وصال آن شهره نگار

جانبازانند عاشقان رخ یار

مانندهٔ حلّاج انا الحق گویان

و از هر کنجی هزار سر بر سرِ دار(اوحد الدین کرمانی، رباعی 196)