لایههای خودخواهی36
شواهدی از متون 25(مفاخره)
حافظ:
کس چو حافظ نگشود از رخ اندیشه نقاب
تا سرزلف سخن را به قلم شانه زدند...
صبحدم از عرش می آمد خروشی عقل گفت
قدسیان گویی که شعر حافظ از بر می کنند...
به شعر حافظ شیراز میرقصند و مینازند
سیه چشمان کشمیری و ترکان سمرقندی...
این همه شهد و شکر کز سخنم می ریزد
اجر صبریست کزان شاخ نباتم دادند...
گر به دیوان غزل صدر نشینم چه عجب
سالها بندگی صاحب دیوان کردم...
سرود مجلست اکنون فلک به رقص آرد
که شعر حافظ شیرین سخن ترانه توست...
حافظ حدیث سحر و فریب خوشت رسید
تا حد مصر و چین و به اقصای روم و ری...
به این شعر تر شیرین ز شاهنشه عجب دارم
که سر تاپای حافظ را چرا در زر نمی گیرد...
کلک حافظ شکرین میوه نباتی است بچین
که درین باغ نبینی ثمری بهتر از این...
عراق و فارس گرفتی به شعر خوش حافظ
بیا که نوبت بغداد و وقت تبریز است...
شفا ز گفته شکر فشان حافظ جوی
که حاجتت به علاج گلاب و قند مباد...
ساقی مگر وظیفه حافظ زیاده داد
کاشفته گشت طره دستار مولوی...
غزل گفتی و در سفتی,بیا و خوش بخوان حافظ
که بر نظم تو افشاند فلک عقد ثریا را...
حافظ چو آب لطف ز نظم تو میچکد
حاسد چگونه نکته تواند بر آن گرفت...
حسد چه میبری ای سستنظم بر حافظ
قبول خاطر و لطف سخن خداداد است
برخی مقالات مرتبط:
- بررسی و تحلیل مفاخرههای صوفیانه از مهدی رمضانی
- خودستایی شاعران از دکتر علی اکبر فرزام پور
- خودستایی و مفاخره از سید حسن امین
- بررسی گونههای فخر در دیوان حافظ
- مقاله خودستایی شاعران از دکتر علی اکبر فرزام پور
- مقاله مفاخره از مهدی فیاض و اسماعیل گلرخ ماسوله
دکتر مهدی صحافیان
آرامش و پرواز روح
سر در چاه اینترنت می کنم و دردهای دلم را میگویم ناگهان همه از آن با خبر می شوند!