منم که دیده به دیدار دوست کردم باز؟/ چه شکر گویمت ای کارساز بندهنواز(۲۵۹)
در حیرتم که چگونه چشمم به چهره دلربایش گشوده شد؟چگونه سپاس تو را گویم که خواستهام را برآوردی؟
۲- به عاشق که نیازمند بلاهاست بگو که خاک کویش را از چهره نشوید! آری کیمیایی است که مراد عاشق را خواهد داد.
۳- از سختیهای طریقت و سلوک روی نگردان! آنکه راه عشق را مردانه میرود از دشواریهایش نمیهراسد.(خانلری: روندگان طریقت ره بلا ورزند/رفیق عشق چه غم دارد از نشیب و فراز)
۴- مفتی عشق: عاشق اگر وضو با خون دل نگیرد، نمازش درست نیست(مردمان حج کنند و مرا نیز به آن آرامدل حجی باشد. آنان گوسپندان قربانی کنند و من خون دل خود را اهدا کنم.ماسینیون، قوس زندگی حلاج، ۲۹)
۵- در این جهان فریب و غیر حقیقی، جز پیاله شراب نگیر و در این جهان که بازیای بیش نیست جز عشق نورز!
۶- به بوسهای کوتاه، دعای اهل دلی را بخر! که این دعا، نیرنگ دشمن را از جسم و جان دور میکند.
۷- آری نوای خوش غزلهای حافظ شیرازی، زمزمه عشق را در سرزمین عراق و حجاز روان کرده است(ایهام: دو پرده موسیقی)
آرامش و پرواز روح
سر در چاه اینترنت می کنم و دردهای دلم را میگویم ناگهان همه از آن با خبر می شوند!