قبلا در "وقت خوش"بهشت نقد تصوف و عرفان25 گذشت:

شیخ گفت هر دو طعم وقت دارد کی اگر وقت را صفت بسط بود آن سر گز و خار خوشتر ازین باشد و اگر صورت قبض باشد که الله یقبض و یبسط و آنچه مطلوب است درحجاب این شکر ناخوشتر از آن خار بود... اکنون قسمت دیگری از اسرار التوحید که در آن "طبع خوش" نیز آمده است به عنوان حسن ختام این مجموعه تقدیم می شود:

از اینجا گفته است که هرکه به اول ما را دیده است صدیقی گشت و هرکه به آخر دید زندیقی گشت یعنی که در اول حال ریاضت و مجاهدت بود چون مردمان بیشتر ظاهربین و صورت پرستند آن زندگانی می‌دیدند و آن جهدها در راه حق مشاهده می‌کردند صدقشان در این راه زیادت می‌گشت و درجۀ صدیقان می‌یافتند و در آخر روزگار مشاهده بود و وقت آنکه ثمرۀ آن مجاهدت‌ها بر آنچه حق بود و هرکه حق را منکر بود زندیق بود و در شاهد این را دلایل بسیار است و از آن جمله یکی آن است کی اگر کسی را قصد قربت پادشاهی و از کس و از ناکس تحمل‌ها باید کرد و جفاها شنید و بر این همه صبر باید کرد و این همه رنج‌ها بر وی تازه و "طبع خوش" فراستد و در برابر هر جفایی خدمتی کرد و هر دشنامی را ده دعا و ثنا بگفت تا بدان مرتبه رسد کی صاحب سر پادشاه شود و از هزارهزار کس یکی این را به جای نیارد و اگر آرد بدین مرتبه رسد یا نرسد و چون به تشریف قبول پاشاه مشرف گشت و شرف قرب در آن حضرت حاصل آمد بسیار خدمتهای پسندیده باید کرد تا پادشاه را بر وی اعتماد افتد چون پادشاه بر وی اعتماد فرمود و قربت و منزلت صاحب سری به ارزانی داشت اکنون آن همه خدمت‌های سخت و خطرهای جان و مشقت‌ها در باقی شد. اکنون همه کرامت و قربت و منزلت و نعمت و آسایش باشد و انواع لذت و راحت روی نماید و این شخص را هیچ خدمت نماند الا ملازمت حضرت پادشاه کی البته یک طرفةالعین گاه و بیگاه به شب و روز از آن درگاه غایب نتواند بود تا هر وقت کی پادشاه او را طلب فرماید یا سری گوید و شرف محاوره ارزانی فرماید حاضر باشد *

*تمثیل حاضر بودن خداوند در دل آگاهان، به آماده بودن خادمان شاه برای هر لحظه که آنها را طلب کند.

آرامش و پرواز روح