جهانشناسی و معرفی حقیقت هستی 76 شکایت از دهر و خراسان در شعر ناصر خسرو 23
گر ایدونی و ایدون است حالت
شبت خوش باد و روزت نیک و میمون
مرا باری دگرگون است احوال
اگر تو نیستی بیمن دگرگون
مرا بر سر عمامهٔ خز ادکن
بزد دستزمان *خوشخوش به صابون
مرا رنگ طبرخون دهر* جافی
بشست از روی بندم به آب زریون
ز جور دهر* الف چون نون شدهستم
ز جور دهر* الف چون نون شود،نون
مرا دونان ز خانومان براندند
گروهی از نماز خویش ساهون
خراسان* جای دونان گشت، گنجد
به یک خانه درون آزاده با دون؟
نداند حال و کار من جز آن کس
که دونانش کنند از خانه بیرون
همانا خشم ایزد بر خراسان*
بر این دونان بباریده است گردون
که اوباشی همی بیخان و بیمان
در او امروز خان گشتند و خاتون
بر آن تربت که بارد خشم ایزد
بلا روید نبات از خاک مسنون(181)
آرامش و پرواز روح
+ نوشته شده در دوشنبه ۱۴۰۴/۰۸/۰۵ ساعت ۱۲:۵۵ ب.ظ توسط مهدی صحافیان
|
سر در چاه اینترنت می کنم و دردهای دلم را میگویم ناگهان همه از آن با خبر می شوند!