خدایا این گل تازه شکفته خوشبو را که به من هدیه داده‌ای از چشم چمن حسود به تو می‌سپارم(خانلری: آن نوگل)
۲-گرچه معشوق از کوی وفاداری بسیار دور است اما آرزو میکنم جان و تنش از بلاهای زمانه دور باشد!
۳- ای باد صبا! آنگاه که به منزل معشوقم رسیدی چشم انتظارم سلامم را به او برسانی(سلمی: مجازا معشوق)
۴- همچنین آنگاه که در میان موهای خوشبویش می‌وزی، با احترام بوی چون مشک را بپراکن و آن زلف‌ها را که در میانش دل‌های عزیزان است، آشقته‌ نکن!
۵- همچنین به او بگو که دلم با خط و خال چهره زیبایت حق وفاداری دارد، پس در آن زلفان خوشبو که گویا عنبر می‌شکند محترمم دارد!
۶- در آن وادی و مرحله که تنها با یاد او شراب می‌نوشند بیچاره و فرومایه مستی که از خود بیخود نشود!(ایهام: می نوشند یا فعل با پسوند می)
۷- آری از در میخانه عشق شهرت و مال نمی‌توان به دست آورد، هر که این آب آتشین بخورد به مقام فنا و بیخودی رسیده گویا رخت(تمام دستاوردهای مادی و معنوی)خویش به دریا انداخته است.
۸- هر که از ملال و بی‌قراری عشق بترسد، اندوه عشق بر وی حرام است ما سر در پای یار می‌اندازیم و البته لب بر لبش می‌نهیم(یا وصال و یا کشته شدن)
۹-شعر حافظ جملگی بیت برگزیده عرفان و دریافت شوق الهی است آفرین بر نفس دلپذیر و سخن شیرینش!
آرامش و پرواز روح