دیشب از گوشه میخانه، پیام‌آور غیب گفت: گناهت بخشيده است شراب بنوش!

۲- مهربانی خداوندی کار خودش را خواهد کرد، سروشی از غیب مژده بخشایش خواهد رساند(خانلری: عفو الهی)

۳- این عقل ناپخته را به میخانه عشق ببر، تا شراب ارغوانی خونش را به جوش آورده، پخته و عمیقش کند.

۴- اگرچه دیدار او هدیه خداوند است، اما تا آنجا که می‌توانی برایش تلاش کن(تلاش تو را شایسته دریافت اين هدیه می‌کند)

۵- آری لطف خداوند از گناه ما بیشتر است، تو از این راز چه می‌دانی؟! خاموش باش!(خانلری: چه گویی؟)

۶- پس پیوسته گوشم ملازم حلقه موهای معشوق باشد(ایهام به لحظه وصال و بوسه)و صورتم همراه خاک درگاه ساقی!

۷- آری رندی حافظ، با بخشایش چنین پادشاه عیب‌پوشی گناهی سخت نیست.

۸- حاکم عادل دین، شاه شجاع است که جبریل نیز گوش به فرمان اوست.

۹- ای پادشاه عرش؛ ای خداوند! آرزویش را بده و از آسیب چشم بد مراقبتش کن!(گوش داشتن: نگه داشتن)

آرامش و پرواز روح