هاتفی از گوشه میخانه دوش / گفت ببخشند گنه، می بنوش!(۲۸۴)
دیشب از گوشه میخانه، پیامآور غیب گفت: گناهت بخشيده است شراب بنوش!
۲- مهربانی خداوندی کار خودش را خواهد کرد، سروشی از غیب مژده بخشایش خواهد رساند(خانلری: عفو الهی)
۳- این عقل ناپخته را به میخانه عشق ببر، تا شراب ارغوانی خونش را به جوش آورده، پخته و عمیقش کند.
۴- اگرچه دیدار او هدیه خداوند است، اما تا آنجا که میتوانی برایش تلاش کن(تلاش تو را شایسته دریافت اين هدیه میکند)
۵- آری لطف خداوند از گناه ما بیشتر است، تو از این راز چه میدانی؟! خاموش باش!(خانلری: چه گویی؟)
۶- پس پیوسته گوشم ملازم حلقه موهای معشوق باشد(ایهام به لحظه وصال و بوسه)و صورتم همراه خاک درگاه ساقی!
۷- آری رندی حافظ، با بخشایش چنین پادشاه عیبپوشی گناهی سخت نیست.
۸- حاکم عادل دین، شاه شجاع است که جبریل نیز گوش به فرمان اوست.
۹- ای پادشاه عرش؛ ای خداوند! آرزویش را بده و از آسیب چشم بد مراقبتش کن!(گوش داشتن: نگه داشتن)
آرامش و پرواز روح
سر در چاه اینترنت می کنم و دردهای دلم را میگویم ناگهان همه از آن با خبر می شوند!