سپیده دم، که خورشید از خلوت‌سرای قصر آفرینش، به هر سو نورافشانی می‌کند،
۲- و فلک از گریبان خود، آیینه خورشید را بیرون می‌کشد، چهره هزار رنگ هستی را در آن به نمایش می‌گذارد.
۳- همچنین در شادی‌سرای خورشید که چون جمشید آسمانهاست، زهره برای سماع، ارغنون خود را کوک می‌کند.
۴- چنگ با آوای خوشش، می‌گوبد: کیست که برتری حال خوش را انکار کند؟! و جام با قهقهه‌اش(صدای ریختن شراب در جام) می‌گوید: بازدارنده این شور نیکی کجاست؟!
۵- به اوضاع جهان با دقت توجه کن! تا اثر حال خوش را دریابی و جام خوش‌دلی در دست گیری!'در هر صورت(هر زمان و هر مکان) بهترین کار همین است.
۶- آری دنیا چون معشوقه‌ای زیباست که گیسوانش همه افسون و فریب است. از این رو عارفان(آگاهان از حقیقت هستی) بر سر رشته جهان، با یکدیگر درگیری ندارند.
۷- اگر سود این جهانی می‌خواهی، از خداوند برای پادشاه عمر طولانی بخواه! که وجودی بخشنده و نیکی‌رسان دارد(خانلری: نفع جهان می‌طلبی)
۸- آری شاه شجاع مظهر لطف ازلی خداوند، جان هستی و روشنایی چشم امیدمان است!
آرامش و پرواز روح