اگر هزار دشمن قصد نابودی‌ام را داشته باشند، چون دوستی تو را دارم، ترسی ندارم.

۲- در این میان آنچه مرا زنده نگه داشته، امید به دیدار تست وگرنه هر لحظه ممکن است از فراقت بمیرم(خوف و رجاء یا قهر و لطف خداوند از اصطلاحات مهم تصوف: روزبهان بقلی: خوف ظلمت است و رجاء نور. واسطی: خوف را ظلمتی است صاحب آن در تحت آن طلبکار خروج است، چون ضیاء رجاء خایف در موضع راحت آمد(شرح شطحیات، ۲۹۶)

۳- دم‌به‌دم اگر بوی معشوق به مشام جان نرسد، لحظه‌به‌لحظه چون گل گریبان چاک خواهم داد(خانلری: بویت)

۴- در این عشق، هرگز دو چشمم از خیال شیرینت به خواب نمی‌رود و هیچ‌گاه دلم در دوری‌ات شکیبایی نمی‌کند.

۵- اگر تو مجروحم کنی بهتر از مرهم نهادن دیگری است و اگر از دستت زهر بنوشم بهتر که از دیگری پادزهر بگیرم.(زخم و زهر عشق می‌خواهم و مرهم و‌ پادزهر نمی‌جوبم)

۶-کشته شدن با شمشیر تو زندگی جاودان ماست، چرا که جانم دوست دارد که فدایی تو شود.

۷- از قصد کشتنم برنگرد! اگر باهزار دشمنم ار می‌کنند قصد هلاک

گرم تو دوستی از دشمنان ندارم باک(۳۰۰)

اگر هزار دشمن قصد نابودی‌ام را داشته باشند، چون دوستی تو را دارم، ترسی ندارم.

۲- در این میان آنچه مرا زنده نگه داشته، امید به دیدار توست وگرنه هر لحظه ممکن است از فراقت بمیرم(خوف و رجاء یا قهر و لطف خداوند از اصطلاحات مهم تصوف: روزبهان بقلی: خوف ظلمت است و رجاء نور. واسطی: خوف را ظلمتی است صاحب آن در تحت آن طلبکار خروج است چون ضیاء رجاء خایف در موضع راحت آمد(شرح شطحیات، ۲۹۶)

۳- دم‌به‌دم اگر بوی معشوق به مشام جان نرسد لحظه‌به‌لحظه چون گل گریبان چاک خواهم داد(خانلری: بویت)

۴- در این عشق، هرگز دو چشمم از خیال شیرینت به خواب نمی‌رود و هیچ‌گاه دلم در دوری‌ات شکیبایی نمی‌کند.

۵- اگر تو مجروحم کنی بهتر از مرهم نهادن دیگری است و اگر از دستت زهر بنوشم بهتر که از دیگری پادزهر بگیرم.(زخم و زهر عشق می‌خواهم و مرهم و‌ پادزهر نمی‌جوبم)

۶-کشته شدن با شمشیر تو زندگی جاودان ماست، چرا که جانم دوست دارد که فدایی‌ات باشد.

۷- از قصد کشتنم برنگرد! اگر با شمشیر مرا بزنی سرم را سپر شمشیرت کنم و دست از فتراک(حلقه زین برای شکار) اسبت برندارم.

۸- آنچنان که جایگاه و شایستگی تست چه کسی به تو نگریسته است؟ آری هر کسی به اندازه دریافتش تو را می‌تواند دریابد(خانلری: قدر بینش- درماندگی از رسیدن به دریافت، دریافتن است و جستجو از راز آن رازدار، انباز آوردن. دیوان امام علی ع، ۳۹۷)

۹- حافظ آنگاه در نظر مردمان ارزشمند خواهد بود، که با فقر و‌ نیاز، روی به خاک درگاهت نهد.

آرامش و پرواز روح