خوشخبر باشی ای نسیم شمال/ که به ما میرسد زمان وصال(۳۰۲)
ای باد آرام و خنک شمال! پیوسته خبر خوش بیاوری، که زمان دیدار به ما نزدیک شده است
۲- داستان عشق را گسستی نیست، در این میان زبان گفتار بریده مانده است(لاانفصام لها بقره/۲۵۶- خانلری: لسان مقال)
۳- "سلمی" معشوق ما را چه رسیده، در منزلگاه او کیست؟ همسایگانمان کجا رفتند؟ احوال ما چگونه شد؟!
۴- آری خانه آبادان پس از آن خوشیها ویران شد و باید حال آن خانه را از ویرانهها پرسید.
۵- در زیبایی تمامت، به نهایت کامروایی رسیدی، خداوند چشم بد از تو دور گرداند!
۶- ای پیک ویژه معشوق! خداوند نگهدارت باد! خوش آمدی بیا بیا، فرودآی!
۷- میدان جشن از حریفان عشق و جامهای شراب لببهلب خالی شد(خانلری: رطل مالامال)
۸- و اکنون شبهای فراق است که سایه افکنده، تا خیالهای شبرو تا کجا سیر کنند!
۹- معشوق زیبای ما به هیچ کس نگاه و توجهی ندارد، وه! چه شکوه و عظمتی!(خانلری: وه از این کبریا)
۱۰- ای حافظ تا کی عشق و صبوری! ناله عاشقان خوشایند است ناله کن!
آرامش و پرواز روح
سر در چاه اینترنت می کنم و دردهای دلم را میگویم ناگهان همه از آن با خبر می شوند!