شراب عشق و شراب اندیشه
مستی عشق نیست در سر تو رو که تو مست آب انگوری
حضرت حافظ
در ادبیات عرفانی ما دو شراب داریم :نخست شراب عشق خداوند؛ که مانند شراب مادی انسان را از خود بیخود می کند و انسان را به مقام بیخودی و فقر می رساند که فقر در تصوف مقام است و صوفیان یکدیگر را فقیر خطاب می کنند و کسی را که فقیر نیست اجازه نمی دهند تا در حلقه آنان وارد شود.
و شراب دیگر شراب اندیشه است که خیام می گوید:
چندان بخورم شراب کاین بوی شراب
آید ز تراب چون روم زیر تراب
گر بر سر خـاک من رسد مخموری
از بوی شراب من شود مست و خراب
خیام میگوید چنان شراب بخورم که اگر بعد از هزار سال هم از خاک من رد شوی از بوی شراب هزارسال پیش من مست می شوی ؛آری امروز هم ما از شراب اندیشه خیام مست می شویم و به وجد می آییم.
ما در پیاله عکس رخ یار دیده ا یم ای بیخبر زلذت شرب مدام ما
حضرت حافظ
Drunkenness, not in your head that you love drunk grape juiceHazrat HafizWe
have two wines in mystical literature : the first wine of God's love is
like wine, the human , material and human rapture will take place after
the rapture , poverty, poverty in the position of Sufism and Sufis ,
they addressed each poor person is not that the poor do not allow them to enter the ring .Pascal's idea that wine and other wine says :I drink too much wine wine smells of CayenneComes from the dust , leaving the dustIf the soil seems to me drunkThe smell of my wine to be drunk and ruinKhayyam,
drink wine, it says that if you 're rejected after a thousand years of
dust from wine thousand years ago I smell 're drunk , yes today we
thought of wine, get drunk and delighted Khayyâm are coming soon.
سر در چاه اینترنت می کنم و دردهای دلم را میگویم ناگهان همه از آن با خبر می شوند!